مدیر اداره ی سلامت شهرداری تهران 50 درصد مرگ ومیر های کشور را ناشی از حوادث مربوط به مشکلات حوزه ی حمل و نقل دانست. (اعتماد ملی 2 تیر1388 ص 17) در متن همان خبر به نقل از مدیر اداره ی سلامت شهرداری تهران می خوانیم حمل ونقل نیازمند توجه به سلامت (عوامل اجتماعی موثر بر سلامت) است!
خلاصه یعنی مواظب باشین در خیابان دچار مرگ ومیر نشین!
برنامه ی همایش منطقه ای زاگرس جنوبی (پست قبل) بسیار فشرده و مفصل بود بنابر این فرصت گشت و گذار زیادی دست نداد اما عکس هایی را از محوطه ی دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد- که محل برگزاری همایش بود- و نیز محلی به نام پل زمان خان که تفرجگاه محلی و بر بخشی از زاینده رود بنا شده ( که در واقع از استان چهارمحال و بختیاری نشات می گیرد)، به نمایش می گذارم! این استان را می گویند بام ایران! جای دوستان را خالی کردیم من و دخترم نیکو







پل زمان خان:





پ.ن. تازه برگشتیم و هنوز موفق نشده ام ایمیل ام را
هم چک کنم. شما همگی خوبین؟ :)

برای شرکت در همایش منطقه ای مسائل و آسیب های اجتماعی (زاگرس جنوبی) عازم شهر کرد در استان زیبای چهارمحال و بختیاری هستم. قرار است در افتتاحیه ی این همایش به عنوان نماینده ی انجمن جامعه شناسی ایران که در برگزاری همایش همکاری داشته است صحبتی داشته باشم. سفرم کوتاه است اما امیدوارم به دیدار دوستان در فضای مجازی و غیرمجازی در آن دیار زیبا!
"بهشت آنجاست کازاری نباشد، کسی را با کسی کاری نباشد"!
چقدر در حسرت بهشتم!
پ.ن. می بینین؟! یعنی وقتی یه کم سطح توقعات رو پایین بیاریم فقط همین که آذیت و آزاری از اطرافیان نبینیم کافی است تا بهشت مان تحقق یافته باشد! اذیت، وقتی بیشتر کاری و سهمگین است که از سوی دوست رسد وگرنه از جانب دشمنان که انتظاری جز این نرفته و نمی رود!
باور کنین اگه فردا بیان بگن کسی دیگه حق نداره توی خونه ش یا محل کارش از کامپیوتر استفاده کنه من یکی تعجب نمی کنم :) دلیلش رو هم لابد می تونین حدس بزنین. درسته؟!
پ.ن. خب بله! البته که درست حدس زدین. استفاده ی نامناسب از کامپیوتر و اینترنت و این حرفها مخل سلامت جانی و روانی شماست. اگر خودتون به فکر نیستین کسانی هستند که به فکر شما هستند! قدر بدانید :)
می خواستم جمله ی معنا داری با کلمه ی "سایه " بسازم مثلاً بنویسم : "کاش روزی بتوانم از سایه ام تند تر بدوم "!
بعد دیدم مرتب عباراتی یا اصطلاحاتی که در آن کلمه ی سایه به کار رفته به ذهنم می رسد و مرا از ساختن جمله یا عبارت جدید بی نیاز می کند. چقدر متنوع اند و فراوان. برخی از مثال هایی که یادم آمد اینها بود:
سایه اش را با تیر می زتند
زیر سایه ی او!
سایه ی شوم!
سایه به سایه دنبالش هستند
از سایه ی خودش هم فرار می کند
"دولت سایه" یا به قول فرنگی ها shadow cabinet
سایه- بان!
این تصویر از لوبومیر بوکوف Lubomir Bukov هم سایه های حقیقت یابی را نمایان می کند :)

کتاب "تاکسی نوشت ها" که کتاب سال طنز 1386 است رو خوندین؟! این کتاب* مجموعه یادداشت های بسیار خواندنی و جذاب "ناصر غیاثی" وبلاگ نویس متبحر ایرانی است که از حدود بیست و چند سال پیش در آلمان ساکن شده، و پس از فراغت از تحصیل دانشگاهی به دلایلی که توضیح می دهد به رانندگی تاکسی مشغول شده و در کتابش درباره ی تجربیات و مکالماتش با مشتریان تاکسی اش در آلمان می نویسد. تجربیات دلچسب، خوشایند و ناخوشایند زندگی در میان آلمانی ها و نیز شغل مربوطه را به تصویر کشیده است. من در ایام اخیر که اینترنت با کندی و مشکلاتی همراه بود به جای حرص خوردن و بد و بیراه گفتن به زمانه و ... به مطالعه مشغول شدم و این کتاب از آن کتابهای خوش خوان بود که توصیه اش می کنم. امروز داشتم فکر می کردم اگر کسی قرار بود تاکسی نوشت های امروز تهران را بنگارد چه سوژه های نابی می یافت. آقای غیاثی در آلمان به مسائلی مثل عشق و عاشقی مسافرانش، ادب و ادبیات، مسائل عاطفی و انسانی اشاره دارد. فکر می کنید سوژه ی تاکسی نوشت های تهران امروز چه می توانست باشد ;)
*تاکسی نوشت ها، ناصر غیاثی، مجموعه داستان، تهران، نشر کاروان، چاپ چهارم 1387. با تشکر ویژه از خانم ناهید صالحی عزیز بابت این کتاب و مجموعه کتابهای خوبی که همراه با آن به من لطف کردند. سپاس به خاطر حسن سلیقه شان.
خبرهایی رو که نمی شه گفت رو رها می کنیم و می ریم سراغ خبرهایی که می شه گفت :)
دو خبر در روزنامه اعتماد ملی امروز (2 تیر 1388) توجهم رو بدجوری جلب کرد: اول، این که به نقل از رئیس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس شورای اسلامی نوشته شده "سنگسار از لایحه ی مجازات اسلامی حذف شد" و توضیح داده شده که این کمیسیون "در بررسی این لایحه به این نتیجه رسید که برای رعایت مصلحت نظام، برخی حدود اسلامی از جمله سنگسار در قانون بیان نشود" و دیگر این که وزارت بهداشت خبر داده است اولین مورد بیماری آنفولانزای خوکی درکشور ما تایید شد!
من زیاد طرفدار فیلم های اکشن نیستم اما اینروزها دسترسی به این جور صحنه ها خیلی آسان شده، یه جورایی رایگان شده، و حتی می شود گفت انقدر فراوان شده که شما اصلاً تشخیص نمی دین این که دیدین فیلم بود یا واقعیت! به هر حال اگه اینجور صحنه ها مجذوب تون می کنه بخت یارتونه!
پ.ن. خب. به لطف جادی عزیز دوباره سیستم کامنتها هم روبراه شد. مرسی :)
سلام خدمت همگی! با وضعیت ارتباطات و قطع یا مختل شدن برخی امکانات رسانه ای در روزهای اخیر، خب به نظرم الان باید یاد اون زمان های ایام کودکی رو به خیر کنیم که تلفن های اسباب بازی با یه نخ و دو تا لیوان پلاستیکی درست می کردیم و از این سر اتاق با اون سر اتاق با همدیگه حرف می زدیم و "تلفن بازی" در می آوردیم :)
فعلاً همه داریم شب و روز دعا می کنیم که اوضاع و شرایط مون بهتر بشه و بدتر نشه ... در مورد ناپدید شدن یادداشت قبلی م هم فقط باید توضیحاً عرض کنم که وبلاگ من به همت "جادی" عزیز، از یه ورژن اسپیپ به یه ورژن بالاتر ارتقا پیدا کرده است و در جریان همین تغییر وضعیت، پست آخرم "پریده " است که آنهم تقصیر خودم بوده که علی رغم هشداری که به من داده بودند محتوایش را جایی ذخیره نکرده بودم و گرنه مشکل دیگری نبوده و نیست!
برای همگی تان آرزو می کنم سلامت باشید، به نفس کشیدن تون ادامه بدهید و به دنیا و مافیها علاقمند و امیدوار باشید.
لينکهای روزانه[آرشیو]
کشتی نوح
.
جامعه شناسی و زندگی روزمره در ایران
.
معتادها چه طور خودشان را گول میزنند
.
لينکها
تگ ها
آرشيو ماهيانهنوامبر 2004
دسامبر 2004
ژانویه 2005
فوریه 2005
مارس 2005
آوریل 2005
می 2005
جون 2005
جولای 2005
آگوست 2005
سپتامبر 2005
اکتبر 2005
نوامبر 2005
دسامبر 2005
ژانویه 2006
فوریه 2006
مارس 2006
آوریل 2006
می 2006
جون 2006
جولای 2006
آگوست 2006
سپتامبر 2006
اکتبر 2006
ژانویه 2007
فوریه 2007
مارس 2007
آوریل 2007
می 2007
جون 2007
جولای 2007
آگوست 2007
سپتامبر 2007
اکتبر 2007
نوامبر 2007
دسامبر 2007
ژانویه 2008
فوریه 2008
مارس 2008
آوریل 2008
می 2008
جون 2008
جولای 2008
آگوست 2008
سپتامبر 2008
اکتبر 2008
نوامبر 2008
دسامبر 2008
ژانویه 2009
فوریه 2009
مارس 2009
آوریل 2009
می 2009
جون 2009
جولای 2009
جستجو