پذيرش سايت

29 سپتامبر 2014

از سفر خاطره انگیز اصفهان

،

تصاویری است از یک هفته همراهی من و همسرم ابراهیم توفیق با مهمانان انجمن جامعه شناسی پروفسور باب جسوپ و همسرشان خانم دکتر نایلینگ سام همراه با نادر و فیروزه ی عزیز و در ادامه، تصاویری از دیدارها، سخنرانی ها و کارگاه های علمی این دو استاد در دانشگاه اصفهان، دانشگاه تهران، پژوهشگاه فرهنگ هنر و ارتباطات وزارت ارشاد، و کتابخانه ملی ایران!


16 سپتامبر 2014

میزگردی در باب خودکشی در ایران (بخش دوم)

دنباله ی مطالب میزگردی در باب خودکشی که در خبرگزاری ایلنا برگزار شد را ملاحظه می فرمایید:

بخش اول را درپست قبلی مشاهده کردید.


10 سپتامبر 2014

میزگردی در باب خودکشی در ایران

لینک بخش اول میزدگردی در باب مبحث خودکشی در ایران به مناسبت "روز جهانی پیشگیری از خودکشی" را که در خبرگزاری ایلنا برگزار شد و در آن مشارکت داشتم و متن آن را در اینجا تقدیم می کنم:

در میزگرد بررسی دلایل وقوع خودکشی و راهکارهای پیشگیری از آن، نرخ خودکشی در کشور بین ۵ تا ۶ نفر در هر صد هزار نفر اعلام شد.

به گزارش خبرنگار ایلنا؛ به مناسبت روز جهانی خودکشی (۱۰ سپتامبر) خبرگزاری ایلنا میزگردی با حضور کاظم ملکوتی، روانپزشک و رئیس انجمن پیشگیری از خودکشی ایران، شیرین احمدنیا، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه و روزبه کردونی مدیرکل دفتر آسیب‌های اجتماعی وزارت کار با عنوان بررسی دلایل وقوع خودکشی و راهکارهای پیشگیری از آن برگزار کرده است. میهمانان این میزگرد در بخش نخست به دو مساله دلایل وقوع پدیدهٔ خودکشی و دلایل وقوع این پدیده در کشور اشاره کرده‌اند:

ملکوتی در ابتدا به تعریف خودکشی و علل آن از دیدگاه روان‌شناختی پرداخت و گفت: خودکشی رفتاری بیمارگونه است که در همه جای دنیا با آمارهای متفاوت و وابسته به زمینه‌های متفاوت از نظر سطوح اقتصادی، فرهنگی و حتی جغرافیایی وجود دارد و از ریسک فاکتور‌های متعدد اجتماعی و فردی ناشی می‌شود، بنابراین زمانی که بخواهیم دلایل هدایت فرد به سمت خودکشی را به خوبی بشناسیم و راهکاری برای پیشگیری از آن ارائه کنیم باید این ریسک فاکتورهای فردی همچون بهداشت روانی (افسردگی اضطراب وسواس و...) و مسائل ژنتیکی و همچنین ریسک فاکتور‌های اجتماعی را در نظر بگیریم.

باید توجه داشت که تمامی ریسک فاکتورهای دست به دست هم می‌دهند و فرد را به سمت خودکشی هدایت می‌کنند اما جایگاه هر ریسک فاکتوری در این مجموعه متفاوت است، یعنی ممکن است یک ریسک فاکتور ۵ درصد در وقوع خودکشی تاثیر گذار باشد و ریسک فاکتوری دیگر ۶۰ درصد ایفای نقش کند، اما ناچاریم تمامی آنها را بشناسیم و براساس اهمیت آنها راهکار ارائه دهیم.

به هر حال نمی‌توان دلایل خودکشی را به یک عامل محدود کرد برای نمونه اگر فردی بیکار باشد، طلاق گرفته باشد و افسردگی نیز داشته باشد، آن موقع شانس خودکشی بسیار زیاد می‌شود. البته با توجه به نقش بهداشت روانی در خودکشی اگر افسردگی فرد به موقع تشخیص و درمان شود، ۴ الی ۵ برابر احتمال وقوع خودکشی کاهش خواهد یافت.

براساس مطالعات انجام شده در کشور‌های غربی بالای ۸۰ تا ۹۰ درصد کسانی که خودکشی می‌کنند، به ویژه در مواردی که منجر به فوت می‌شود، دچار بیماری‌های اعصاب و روان هستند. در کشورهای شرقی نیز مطالعات کمی در این زمینه صورت گرفته که برخی از آنها نتایج مشابه کشور‌های غربی را نشان نمی‌دهد. به همین دلیل برخی روانپزشکان اعتقاد دارند در کشورهای شرقی عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی نقش بیشتری ایفا می‌کند.

همچنین در برخی مطالعاتی که انجام داده‌ایم؛ مشخص شده است، عوامل روان‌شناختی و روانی و وجود بیماریهای اعصاب و روان احتمال اقدام به خودکشی را ۶ برابر، وجود بیکاری ۲ برابر و الکلیسیم ۳ برابر افزایش می‌دهد.

خودکشی در میان مجرد ها بیش از متاهل‌ها است

احمد نیا در این مورد اظهار کرد: «پدیده خودکشی چندین علت و ابعاد گوناگون فردی و اجتماعی و فرهنگی دارد که برای ریشه یابی این پدیده ایجاب می‌کند که جامعه‌شناس، روان‌شناس، روانپزشک و کار‌شناس سایر رشته‌های مرتبط در کنار هم حضور داشته باشند و در این زمینه با هم همکاری کنند.

مسائل فرهنگی و اجتماعی همچون مسائل خانوادگی، سیاستهای اقتصادی، وضعیت فعالیت‌های اقتصادی در یک جامعه، شغل و طبقه اجتماعی، مجموعه ای از جمله عوامل موثر و دخیل در بروز پدیده خودکشی هستند اما باید و توجه داشت که شناسایی یک مشکل در هر کدام از این موارد، الزاما برای تبیینِ وقوع خودکشی کافی نیست و هرگز نمی‌توان یک عامل مشخص را معرفی کرد که صرفاً این عامل بوده که به خودکشی فرد منجر شده است، همواره مجموعهٔ عوامل دخیل‌اند که باید شناسایی شوند؛ یعنی نمی‌توان گفت علت صرفاً شخصیتی و فردی بوده است، بلکه چه بسا عوامل زمینه‌ای و فرهنگی اجتماعی تواماً زمینه ساز بروز این پدیده شده‌اند.

وی با اشاره به نظریات امیل دورکیم جامعه‌شناس فرانسوی در مورد خودکشی ادامه داد: «دورکیم نخستین کسی بود که در دورانی که همه ریشهٔ خودکشی را تنها در عوامل فردی و روان‌شناختی جست‌و‌جو می‌کردند، تلاش کرد جایگاه تبیین‌های اجتماعی را روشن کند، و بر اساس تحقیق معروف این جامعه‌شناس بود که مشخص شد افرادی که شعائر و آئین‌های مذهبیشان جنبه گروهی دارد به دلیل نظارت قوی‌تر جمع بر فرد، میزان خودکشی در میان آن‌ها پایین‌تر است، همچنین در شرایط بحران‌های اجتماعی که هنجار‌ها مخدوش و دگرگون می‌شوند نیز افراد در معرض افکار متمایل به خودکشی - که در واقع نوعی خشونت معطوف به خود است- قرار می‌گیرند. به این ترتیب دورکیم وقتی از عوامل اجتماعی صحبت می‌کند بحث اهمیت و نقشِ تعیین کنندهٔ متغیرهای انسجام اجتماعی و نظارت جمع بر فرد را مطرح می‌ کند.

به همین ترتیب، نتایج تحقیق دورکیم نشان داد که در مقایسهٔ میان افراد متاهل و مجرد، افراد مجرد بیشتر خودکشی‌های موفق (منتهی به مرگ)داشته‌اند. همچنین، در میان افراد متاهل، کسانی که تعداد فرزندان بیشتری دارند، نسبت به آن‌ها که تعداد فرزندانشان کمتر بوده یا بدون فرزند بوده‌اند، کمتر اقدام به خودکشی کرده اند.

امروزه می‌دانیم افزایش تعامل اجتماعی سبب افزایش سلامت اجتماعی فرد و قرار گرفتن او در شبکه‌های اجتماعی سنتی و مدرن می‌شود که خود حکم تامین حمایت‌های اجتماعی برای فرد را دارد و هنگامی که فرد می‌تواند در شبکه‌های اجتماعی در کنش و واکنش مستمر با دیگران باشد، این امکان را می‌یابد که تحت حمایتشان قرار بگیرد و شبکه ارتباطی و دوستی‌های خود را تقویت کند.

دلایل خودکشی در هر منطقه متفاوت است

کردونی اظهار کرد: «دلایل خودکشی طیف متنوعی از مسائل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، روانی و سیاسی است که در قالب مسائل فردی و اجتماعی نیز طبقه بندی می شود، در رویکرد سیاستگذارانه به این موضوع، باید از کلی گویی خودداری کرد و ابتدا مساله اجتماعی خودکشی را در هر منطقه پذیرفته و در صدد تعریف آن برآییم، در واقع برای نمونه‌های مشخص باید داده‌هایی جمع آوری شود که از روایی و اعتبار قابل اتکا برخوردار باشد و سپس براساس تحقیق و مطالعه سیاست مدون برای آن منطقه خاص تدوین شود.

در تاکید بر اهمیت تعیین دلایل خودکشی بر اساس ویژگی‌های هر منطقه باید گفت که برای مثال در دو تحقیق بین المللی صورت گرفته در مورد نقش عوامل اقتصادی در خودکشی نتایج متفاوتی بیان می‌شود؛ بر اساس این تحقیقات در یکی از این کشور ها میان پدیده خودکشی در یک کشور و بیکاری و بحران‌های اقتصادی ارتباط معناداری مشخص نشد؛ در حالی که در کشور دیگری میان بیکاری وخودکشی این ارتباط برقرار بود.

نمونه‌ای دیگری که به مسائل منطقه‌ای مربوط می‌شود، گرایش به دین اسلام است، بسیاری از تحقیقات نشان می‌دهد که میان گرایش به اسلام وخودکشی ارتباط منفی وجود دارد و در کشورهای مسلمان نرخ خودکشی کمتر از دیگر کشور‌ها است، بنابر این ما درعرصه سیاستگذاری باید به داده‌های مربوط به هر منطقه تاکید داشته باشیم.

البته باید توجه داشت برخی موارد ریسک را درمورد افرادی که ناتوان در جلب و جذب کمک از دیگران هستند و تمایل به خودکشی دارند افزایش می‌دهد، از جمله این عوامل می توان به انگ زنی جامعه به قربانیان خشونت و تجاوز، بلایای طبیعی، تبعیض، احساس انزوا، بحرانهای اقتصادی و یا مصرف مشروبات الکلی اشاره کرد.»

خودکشی در میان زنان متاهل ایران بیش از زنان مجرد است

ملکوتی در مورد دلایل خودکشی و آمار موجود در زمینه خودکشی در کشور گفت: «میزان خودکشی در ایران ۶ نفر در صدهزار نفر است که، رقم بالایی نیست البته در مناطق غربی کشور، به طور مشخص استانهای ایلام، همدان، لرستان و برخی شهر‌ها مانند سرپل ذهاب نرخی حتی بالا‌تر از از اروپا وجود دارد، البته این‌ آمار‌ها ثابت نیستند و به طور مداوم کم و زیاد می‌شوند.

در خرم آباد، کوهدشت، نهاوند، کرج و ساوجبلاغ که من فعالیت کرده‌ام نرخ خودکشی به ۱۱ در صد هزار نفر و ۱۵ در صد هزار نفر در برخی موارد می‌رسد و حتی در سالهای قبل این مقدار ۳۰ در صد هزار نفر بوده است که آمار خطرناکی است، البته در مجموع میانگین نرخ خودکشی درکشور بالا نیست.

این مطلب درست است که هر چه اعتقادات مذهبی شدید‌تر باشد، اقدام به خودکشی کمتر می‌شود، اقدام به خودکشی در میان مسلمانان، یهودیان، کاتولیک‌ها و کسانی که اعتقادات محکمتری دارند، کم است. بنابراین مذهب نقشی محافظت کننده در این زمینه دارد. حمایت‌های خانوادگی، مذهبی و حتی کشوری که شبکه‌های اجتماعی را تامین می‌کند، نیز نقش مهمی در پیشگیری از خودکشی دارد.

همچنین آمار‌ها نشان می‌دهد در ایران آمار خودکشی در مردان مجرد بیشتر از مردان متاهل و برخلاف آمارهای جهانی در زنان متاهل بیش از زنان مجرد است، به ویژه نرخ خودکشی در ۵ سال ابتدایی زندگی مشترک بیش از دیگر سالهاست.»

در استان‌های غربی خودکشی موفق در میان زنان بیشتر است

احمدنیا تصریح کرد: «قطعا با توجه به حساسیت موضوع، ما در زمینهٔ تحقیق در ارتباط با تببین پدیدهٔ خودکشی‌ها دچار محدودیت و ضعف هستیم و بیشتر مطالعاتی همکه انجام شده از سوی روان‌شناسان و روانپزشکان و از آن منظر انجام شده و به ابعاد فردی و روان‌شناختی پرداخته‌اند نه ابعاد اجتماعی و فرهنگی.

البته بررسی‌ها نشان داده که دربین استانهای مختلف الگوهای متفاوتی از بروز خودکشی و حتی شیوه‌هایی که رواج دارد، برای نمونه از نظر نسبت جنسی، در برخی استانهای غربی کشور شاهد هستیم که زنان به نسبت‌های بالاتری از مردان اقدام به خودکشی دارند، که با رویهٔ غالب که مردان از این نظر آمار بالاتری را به خود اختصاص می‌دهند متمایز است؛ و حتی شاهد این هستیم که شکل خاص خودکشی، یعنی خودسوزی در میان زنان شایع‌تر است. خودسوزی از دردآور‌ترین اشکال خودکشی است که در واقع فردی که به این عمل مبادرت می‌کند قصد دارد پیامی را به فردی که از او رنجیده یا آزار دیده است، منتقل کند و با این کار در واقع از او انتقام بگیرد.

آمار‌ها نشان می‌دهد خودکشی در میان زنانی که از سطوح تحصیلات پایین تری برخوردار هستند نسبت بالاتری دارد،این مساله می‌تواند به این دلیل باشد که این افراد به زعم خود، راه بهتری را برای رهایی از شرایط نامطلوب زندگی پیش روی خود نمی‌یابند و راه حل را در پایان دادن به زندگی‌ای که از آن ناراضی‌اند می‌جویند، زنانی که از سطوح تحصیلی بالاتری برخوردارند ممکن است از امکان اشتغال و فعالیت اقتصادی و کسب درآمد برخوردار باشند و حتی به دنبال یاری –طلبی برآیند، و امکان این را داشته باشند که به شیوه‌های دیگری زندگی خود را متحول کنند و ناگزیر از خودکشی نشوند.

زنان نسل امروز در اثر ارتقای آگاهی‌ها و سطح دانش و عزت نفس و کسب سرمایه‌های فرهنگی، نگرش‌های متفاوتی با نسل‌های مادران و مادربزرگان خود دارند، سطح تحصیلات در میان آنان افزایش و توقعاتشان نیز از خود، همسر و زندگی مشترکشان تغییر پیدا کرده است. این زنان دیگر الزاماً قائل به این باور که با لباس سفید به خانه بخت بروند و با کفن سفید خارج شوند نیستند، بنابراین در مواردی شخص هنگامی که شرایط زندگی‌اش را مطابق با انتظارات و ایده آل‌ها و حقوق انسانی خود نمی‌یابد، ممکن است به شرایط سخت و تحمیلی تن در ندهد، و در چنین شرایطی، اگر طلاق برای وی غیرممکن نباشد، احتمالاً طلاق می‌گیرد و در برخی موارد که این گونه نیست، ممکن است به خودکشی وی منجر شود.

در مقایسهٔ بین استانهای توسعه یافته و کمتر توسعه یافتهٔ کشور شاهد این هستیم که نسبت طلاق در استان‌های کمتر توسعه یافته مثل ایلام و لرستان نسبت به استانهای توسعه یافته‌تر مثل گیلان و تهران پایین‌تر است اما در عوض اقدام به خودکشی و خودسوزی زنان بالا‌تر است.»

ایران در زمره کشورهای بحران خیز خودکشی نیست

کردونی: اکنون تصویر روشنی از خودکشی درکشور داریم و می‌دانیم مناطق بحرانی در کشور ما کجاست، البته جمهوری اسلامی ایران در زمره کشورهای بحران خیز خودکشی محسوب نمی‌شود، یعنی از جمله کشورهایی هستیم که نرخ متوفیات ناشی از خودکشی مان زیر ۵ در صد هزار نفر است و جزو کشورهایی هستیم که پایین‌ترین نرخ را در زمینه خود کشی داریم، اما برخی از مناطق کشور در وضعیت بحرانی قرار دارند.

ادامه دارد...

19 شهریور 1393


5 سپتامبر 2014

روز وبلاگستان فارسی!

دوست گرامی، جناب آقای مهندس صادق جم طی پیامی به وبلاگ نویسان ایرانی یاداور شده اند که شانزدهم شهريور، روز تولد نخستين وبلاگ فارسى زبان است و روزِ بلاگستان فارسى نام گرفته است و از همه ی وبلاگ نویسان فارسی زبان دعوت کرده اند که به مناسبت این روز یادداشتی، یا فیلم و گفت و گویی را منتشر کنند. من با توجه به مشغله و محدودیت هایی که دارم صرفاً به همین چند کلمه اکتفا می کنم که ابراز خوشحالی کنم از این که هنوز شاهد رشد و پویایی وبلاگستان فارسی هستیم و این رسانه همچنان برای بسیاری از افراد حائز اهمیت و پرمعناست و نقش مثبتی در زندگی شان ایفا می کند. من هم نگاهی به آرشیو وبلاگم انداختم و متوجه شدم که ده سالی می شود که کیبرد به دست هستم و هنوز در این فضا نفس می کشم. دوستان خوبی یافته ام و تجربیات جالبی کسب کرده ام و فضای ارتباطی ام را به عرصه ای بس فراتر از مرزهای ارتباطات دنیای غیرمجازی گسترانده ام. امروز اتفاقی متوجه شدم که سینای عزیز هم اخیراً مطلبی در این باب نوشته بوده اند. امیدوارم دوستان خوبم در وبلاگستان پایدار و برقرار باشند. به سهم خودم هم باید از آنها که همچنان می نویسند تشکر کنم و هم سپاسگزار همه ی آنها باشم که مطالب وبلاگستان را می خوانند، همراهی می کنند، پیام می دهند و در نویسندگانِ وبلاگ، شوق نوشتن بر می انگیزند، و فراتر از آن، با دوستی خود دامنه ی حمایت اجتماعی را که امری حیاتی است برای وبلاگ نویسان توسعه می بخشند. سالروز وبلاگستان فارسی مبارک!


31 اوت 2014

خانواده و آموزش حقوق شهروندی

این هم یادداشت جدیدم است در ارتباط با مبحث نقش خانواده در آموزش حقوق و اخلاق شهروندی که در روزنامه ی شهروند در تاریخ امروز (9 شهریور 1393، شماره 367، ص 11) منتشر شده است:

در یک جامعه سالم و پیشرو که سرمایه اجتماعی (بخوانید اعتماد متقابل، مشارکت اجتماعی و روابط انسانی صادقانه و مبتنی‌بر صلح و دوستی) خوب عمل می‌کند، فرض بر این است که والدین در نهاد خانواده می‌کوشند تا فرزندانشان را به شیوه‌ای بار بیاورند که درنهایت به شهروندانی مسئول و مردمانی نیکو رفتار تبدیل شوند. فرض بر این است که افراد در چنین جامعه‌ای علاوه‌بر محترم داشتن خود، در ارتباط با دیگران نیز رفتار و اندیشه و عملکردی توأم با ادب و احترام دارا هستند. این‌گونه افراد در عین این‌که در طلب رفاه و نیکبختی خود هستند، در مسیر زندگی و رشد خود، به نیازها و احساسات دیگران بی‌اعتنا و از آن غافل نیستند و به رعایت حقوق دیگران و کیفیت زندگی‌شان بها می‌دهند. بر نقش والدین تأکید می‌کنم برای این‌که اولین فضای اجتماعی که بایدها و نبایدها و ارزش‌هایی که در افراد درونی می‌شود فراگرفته می‌شود، کانون خانواده است و خانواده است که - در کنار سایر نهادها و عواملی که بعدتر بر مسیر زندگی و رشد فردی و اجتماعی فرد تأثیر می‌گذارند، می‌تواند نقش موثری در این راستا داشته باشد که افراد جامعه، احساس تعهد، پاسخگویی و مسئولیت‌پذیری را در درجه اول فرا بگیرند و در وهله بعد، این احساس و تعهدشان به محدوده خانه و خانواده، خویشاوندان نزدیک و حریم خصوصی محدود نشود و علاوه‌بر خویشتن و کانون خانواده خود، توجه و دغدغه‌شان معطوف به گروه‌های اجتماعی وسیع‌تر و فضای اجتماعی پیرامونی‌شان هم بشود. به عبارتی، تعالی و رفاه و خشنودی خود را در تحقق تعالی و رفاه و بهزیستی و رضایت خاطر جمعی در سطح اجتماع و جامعه خویش ببینند و دغدغه‌های‌شان محدود به نیازهای خود و خاندان خود باقی نماند، کما این‌که در آموزه‌های اخلاقی و ادبیات تاریخی این مرز و بوم نیز چنین توصیه‌هایی را در قالب اشعاری چون: «بنی آدم اعضای یکدیگرند» می‌توان سراغ گرفت و پدیده نوظهور و ناآشنا نیست. نیوزیلند یا زلاندنو کشوری است که به‌عنوان «ملت داوطلب‌ها» مشهور است. بنا به آمارها، چیزی در حدود یک‌میلیون و ٢٠٠‌هزار نفر فرد داوطلب در طول سال، رقمی بالغ بر ٢٧٠ ‌میلیون ساعت در چارچوب فعالیت انواع سازمان‌های خیریه و اجتماعی به انجام کار رایگان و عام‌المنفعه پرداخته‌اند. انجام کار داوطلبانه به معنای این است که فرد از پرداختن و طلب منفعت شخصی قدم فراتر نهاده و تلاش و فعالیتی را بدون دریافت حق‌الزحمه و پاداش نقدی، صرفا در جهت سود و منفعت اجتماع و جامعه خود صورت می‌دهد. افراد داوطلب را در کشور نیوزیلند در هر کجا و در هر ساعتی می‌توان یافت که به انواع خدمات و فعالیت‌های سودمند مشغولند که ازجمله شامل توزیع غذا، آتش‌نشانی، نظارت بر کیفیت منابع آب، نجات جان افراد، کمک به افراد مصیبت زده یا پناهندگان نیز می‌شود. بسیاری از افراد نیز هستند که زمان خود را در قالب فعالیت‌های غیررسمی (خارج از چارچوب سازماندهی شده سازمان‌های اجتماعی و خیریه) صرف فعالیت‌های داوطلبانه می‌کنند. به‌عنوان مثال، به ارایه خدماتی به همسایگان سالمند خود، یا افرادی که در نتیجه مصیبت‌های اجتماعی خانه و کاشانه زندگی خود را از دست داده‌اند، می‌پردازند که ممکن است هرگز جایی هم ثبت نشود. شهروندان مسئول و متعهد می‌توانند به انواع گوناگونی از شیوه‌ها برکیفیت زندگی در جامعه خود تاثیرگذار باشند. به‌عنوان مثال، مشارکت فعال در حیات سیاسی جامعه از زمینه‌های بارز و شناخته شده شهروندی فعالانه است. حساس بودن نسبت به سیاست‌های جاری در برنامه‌های اجرایی و مدیریتی و به تبع آن، اظهارنظر کردن، شرکت کردن در رأی‌گیری‌ها، مباحثات جمعی مثلا در سطح رسانه‌های جمعی و مشارکت در انتخاب مسئولان و مجریان امر و افراد ذینفوذ و کلیدی در سطح نهادهای اجتماعی و سیاسی و حتی نامزدشدن برای ایفای نقش‌های موثر در جامعه، از زمره فعالیت‌های شهروندی مسئول و متعهد است. سوال اینک می‌تواند این باشد که آیا خانواده‌های امروزین ما خود وقوف به مسئولیت اجتماعی خویش دارند و آیا «والدین»، خود چنین ارزش‌هایی را که در قالب ادبیات جدید با مفاهیم «شهروندی» یا اخلاق و حقوق شهروندی تعریف و توصیف می‌شود، فراگرفته و در خود پرورده‌اند که بنابراین انتظار داشته باشیم که رسالتی را در خود برای آموزش چنین ارزش‌هایی به فرزندان‌شان نیز قایل شده و به رسمیت بشناسند؟! «شهروندی» نیز هم مشتمل بر حقوقی است که فرد می‌تواند انتظار داشته باشد از آن برخوردار شود (به عنوان مثال برخورداری از امکان کار و فعالیت، حق انتخاب سیاسی، برخورداری از مواهب زندگی و حمایت‌های قانونی و اجتماعی)، اما همچنین شامل وظایفی می‌شود که در قبال جامعه خویش بردوش دارد. وظایف می‌تواند جنبه رسمی‌تری داشته باشد، مانند پرداخت مالیات، یا خدمت وظیفه عمومی، یا جنبه غیررسمی‌تری داشته باشد نظیر بهادادن و محترم شمردن آراء و اندیشه و نظرات دیگر شهروندان و مشارکت فعال در زندگی اجتماع بلافصل خانواده و حوزه همسایگی و محله زندگی و به عبارتی می‌تواند وارد حوزه اخلاق نیز شود، یعنی آنچه به اخلاق شهروندی معروف است که در قبال عدم رعایت آن ممکن است مجازاتی هم به صورت رسمی وجود نداشته باشد هرچند معمولا تا حد زیادی بر کیفیت زندگی فرد و اجتماع او تاثیرگذار است. به‌عنوان مثال، رعایت حقوق دیگر شهروندان را در قالب زندگی آپارتمان‌نشینی، یا هنگام تردد و ترافیک در صحنه خیابان، یا استفاده از وسایل ارتباطی نظیر گوشی‌های همراه در نظر آورید. وقوف بر چنین مسئولیت‌ها یا وظایفی، پایبندی نسبت به آن و تشویق و ترغیب دیگران در جهت رعایت چنین حقوقی را می‌توان در کانون خانواده و در قالب آموزش‌های والدین به فرزندان خیلی پیش‌تر از این‌که در مدارس آموزش داده شود، دید. دستیابی به چنین اهدافی در شرایط فعلی مستلزم اقدامات جدی در زمینه آگاهی رسانی و آموزش خانواده‌ها و والدین است، چرا که به نظر می‌رسد با توجه به این اصل که آموزش مبنای اصلی و کلیدی برای تحقق شهروندی فعال است، خانواده‌های ایرانی در جریان فرآیند شتابنده شهرنشینی به نظر می‌رسد هنوز نیاز به فراگیری در زمینه اصول شهروندی، وظایف و مسئولیت‌های شهروندی فعال دارند. چنین آموزش‌هایی می‌تواند در کنار نقش خانواده، در قالب نهادهای سازمانی دولتی و غیردولتی و در جریان آموزش‌های رسمی و غیررسمی صورت گیرد و تنها در پی چنین فرآیند دامنه‌دار و بلندمدتی است که می‌توان از والدین انتظار داشت در جهت آموزش و پرورش و تربیت شهروندان نسل‌های بعدی با تعاریف فوق سهم موثری ایفا کنند. شهروندانی که نه فقط حقوق خود و شهروندان و جامعه انسانی را رعایت می‌کنند و محترم می‌شمارند که حتی از حقوق حیوانات و حمایت از حق حیات و رفاه آنها هم غافل نمی‌شوند. انسان‌های جامعه ما، سابق بر این با این صفت مورد ارجاع قرار می‌گرفتند که «آزارش به یک مورچه هم نمی‌رسد» و مدت‌هاست که امید و آرزو بر این است که انسان‌ها حقوق انسان‌های دیگر را رعایت کنند و آزار نرسانند چه برسد به حیوانات اهلی و وحشی!


29 اوت 2014

از سفر هلند (2)

برخی از عکس های دیگر از این سفر را هم با شما شریک می شوم. مربوط به یکی از شهرهای کوچک، محوطه ی جنگلی و نیز یکی از روستاهای هلند است!

اگوست 2014


23 اوت 2014

از سفر هلند

اینها هم برخی از صحنه هایی است که در این سفر، در جریان سیر و سیاحت در هلند برایم جالب بود. زندگی اجتماعی در صحنه ی شهر، پیاده روها، خیابان ها و علائم راهنمایی و رانندگی در فضای شهری توجهم را جلب کرد:

Aug. 2014


18 اوت 2014

سرسبز چون فرانکفورت!

برخی از تصاویر سفر اخیرمان به فرانکفورت آلمان - و بازدید مان از مرکز شهر، ساختمان های قدیم و جدید دانشگاه گوته (فرانکفورت) با خاطره هایش، کتابخانه دانشگاه، موزه گیاهشناسی، کافه های دانشجویی و ... را با شما شریک می شوم!


13 اوت 2014

بلوار انزلی -خاطره، گل و ...


7 اوت 2014

NIQ

حالا می فهمم وقتی می گفتن فرزند "پاره ی تن" هستش یعنی چی. .. و همانقدر هم درد داره وقتی پاره ی تن ات ازت جدا می شه ... هر چقدر هم در عین حال بدونی و براش شاد باشی که الان موفق و کامیاب و خوشحاله

برو به سلامت عزیزم، بهترین ها رو برات می خوام که بهترینی و با بهترین همراه!

به وجودت افتخار می کنم!