پذيرش سايت > از زندگی > نسبت زنان فارغ التحصیل مقطع دکترا Ph.D در اروپا

10 ژانويه 2008

نسبت زنان فارغ التحصیل مقطع دکترا Ph.D در اروپا

یکی از دوستانم اخیراً کتابچه ای را تحت عنوان: Women and Science از سری She Figures 2006 از نشریات مربوط به اتحادیه اروپا را برایم ارسال کرده است که می داند به آمار در حوزه ی زنان علاقمندم. کتاب حاوی اطلاعاتی در زمینه ی موقعیت شغلی فعلی زنان و مردان دانشمند و محقق است. هدف از آن نشان دادن موفقیت های حاصله در تلاش برای دستیابی به برابری جنسیتی است. این کتاب نشان می دهد که زنان در میان پژوهشگران شاغل در اتحادیه اروپا همچنان اقلیتی به حساب می آیند هر چند اندک افزایش نسبتی از سال 1999 تا سال 2003 ملاحظه می شود به این شرح که نسبت پژوهشگران زن از 27 درصد به 29 درصد افزایش نشان داده است.

نگاهی به جدول نسبت زنان فارغ التحصیل مقطع دکترای تخصصی Ph.D نشان می دهد که در سال 2003 در میان 25 کشور عضو اتحادیه اروپایی بیشترین نسبت زنان در رشته های تعلیم و تربیت 61 %، سپس علوم انسانی و هنر 52 %، بهداشت و رفاه 51 %، علوم کشاورزی 50 %، علوم اجتماعی، اقتصاد و حقوق 43%، علوم ریاضی و کامپیوتر 40% و در نهایت مهندسی، صنعت و ساختمان 22 % فارغ التحصیل شده اند. تنوع نسبت ها جالب توجه است

برای مقایسه جزئی تر از میان این گروه-رشته ها دو مورد را انتخاب می کنم و به آمار بر حسب چند کشور نیز توجه می کنیم:

در مورد گروه رشته ی مهندسی، صنعت و ساختمان می بینم که بیشترین نسبت زنان در کل فارغ التحصیلان (آرقام بالای 30 درصد) در کشورهای ایرلند، ایتالیا، لاتویا، لیتوانی، پرتغال،بلغارستان، و رومانی دیده می شوند. و کمترین نسبتها (یعنی زیر 20 درصد چون تماماً دو رقمی هستند و کمترین رقم 11 % مربوط به آلمان است)) در کشورهای سویس، انگلستان، اسلونی، هلند، آلمان، استونی، بلژیک و اتریش.

در مورد گروه رشته ی علوم اجتماعی، اقتصاد و حقوق نیز که در مجموع میانگین بالایی داشته است کمترین نسبت ها در مورد کشورهای آلمان 35%، سویس 29 % و ترکیه 30 % ملاحظه می شود و بیشترین درصدها هم مربوط است به لاتویا 100 % ، لیتوانی 64 %، استونی 63 %، پرتغال %54. و اسرائیل 52 %، ایتالیا. 51

آمارهای ژاپن و ایالات متحده هم جهت مقایسه آورده شده است. در ژاپن نسبت زنان در گروه مهندسی 9 درصد است و در ایالات متحده 18 درصد و در مقابل، نسبت زنان فارغ التحصیل در گروه رشته ی علوم اجتماعی و ... در ژاپن 32 درصد و در ایالات متحده 56 درصد است.

در بخشهای دیگر این کتاب به ارائه ی آمارهای نسبت حضور زنان در عرصه ی مشاغل بر حسب رشته های مختلف علمی و پژوهشی اقدام شده است. و به مسائلی همچون توزیع نابرابر زنان و مردان در سلسله مراتب شغلی، معرفی شاخص سقف شیشه ای Glass Ceiling Index و تاکید بر فاصله ی دستمزدهای زنان و مردان و لزوم از بین رفتن فاصله های جنسیتی پرداخته است.


نظرات


شبنم رحمتی

سلام خانم دکتر. ممنون از لطفتون و عذر تقصیر که این قدر دیر جواب دادم؛ به اینترنت دسترسی نداشتم.



نیکزاد

چه آمار جالبی ؟! استاد همیشه برای من سئواله که چرا زنان در کشورهایی که وجهه دموکراتیک کمتری دارند یا در حال توسعه هستند ، از لحاظ سیاسی مطرح تر هستند ؟(مثل زنان نخست وزیر در آسیا).اینجا دیدم در مورد تحقیق هم تا حدودی همینه(بیشترین نسبت زنان در کل فارغ التحصیلان (آرقام بالای 30 درصد) در کشورهای ایرلند، ایتالیا، لاتویا، لیتوانی، پرتغال،بلغارستان، و رومانی دیده می شوند.مثلا در مقایسه با آلمان)



عسل بانو

عجب آماري!دلم برای آمار انگلستان سوخت! خودم قبل از عيد نوروز خودمون يا عيد پاک اينا (امسال ظاهرا اين دو تا همزمان ميشن) دفاع ميکنم اونوقت آمار دختران فارغ التحصيل در مقطع دکترای فنی مهندسی در انگلستان رو بهبود ميبخشم ؛ حتی اگه شده يک دهم درصد تأثير داشته باشه!


از زندگی:

هوراا ! پیشاپیش تبریک می گم عسل بانوی عزیز



بهاره

در آماری که آوردید کشورهایی که از لحاظ شاخص های حقوق بشر وضع شان خراب تر است، درصد بالاتری از زنان فارغ التحصیل را داشته اند. جالبه نه؟! من اخیرا با چند تا پرسش در مورد حقوق زن و طبیعت اش سر و کله می زنم. آیا می شه با یک تحلیل ساده انگارانه ادعا کرد که زنانی که حقوق اجتماعی و احترام مدنی بیشتری می گیرند، بیشتر به طبیعت شان بازمی گردند؟ برای اینکه بد برداشت نشود اضافه کنم که نمی دانم این طبیعت چیست. و معتقدم ایجاد امکانات مساوی بدون تبعیض جنسی در طول زمان، شاید تنها راه شناخت آن است.


از زندگی:

بهاره جان

من نمی تونم به چیزی به عنوان "طبیعت" زنان قائل باشم. آن چیزی که به عنوان طبیعت زنان تصور می شود تا آنجا که من می دانم چیزی است که در چارچوب فرهنگی که در آن بزرگ (جامعه پذیر socialized ) شده یاد گرفته است و نه بر حسب ویژگی های زیستی اش. برای همین هم هست که ما زنانی را می شناسیم در فرهنگ های متفاوت که بویی از مادری بنا به تعریف فرهنگی ما نبرده اند. در مورد چرایی این آمارها هنوز توجیه مشخصی ندارم. برای خودم هم سوال برانگیز شده است و در تلاش برای تببین آن هستم. مرسی برای یادداشت تون.



نگار نوجوان

اتفاقاً ماهنامه زنان (که حتماً می خوانید) این ماه آماری اینچنینی از وضعیت کشور خودمان داده بود فکر می کنم امار زنان در رشته های فنی مهندسی در ایران بیشتر از کشورهای صنعتی باشه مثلاً دانشگاه ما رشته عمران حدود چهل درصد دختر هستند و مهندسی شیمی هم تعداد دخترها بیشتر از پسرهاست کامپیوتر تقریباً مساوی هستند و رشته ما هم که مکانیکه حدود 25 درصد دختر هستیم و جالبه گاهی نفرات اول تا سوم مکانیک در یک گروه از بین همین بیست و چند درصد دخترهاست! کیفیت مهم تره دیگه!!



آب و گل

با سلام،

لینک وبلاگ شما به جمع دیدنی ها و خواندنی های آب و گل افزوده شد.



پرستو

ممنون از آمار جالب.

فقط سؤال اين كه مگه اسرائيل عضو اتحاديه اروپاست؟

— -

از زندگی:

پرستو جان

توضیحی در این کتاب آمده در مورد این که چرا آمار کشورهایی که رسماً هنوز جزو اتحادیه اروپا نشده اند (اما تقاضای عضویت کرده اند و هنوز نهایی نشده مانند اسرائیل و ترکیه و یا شرایط دیگری دارند ...) اما آمارشون ذکر شده که اینجا می آرم:

Non-member states:

This term referes to countries that are associated to the Sixth EU Framework Programme for Research and Technological Development 2002-2006.

Bulgaria, Switzerland, Iceland, Israel, Norway, Romania Turkey.



روم نميشه بگم

ببخشين خانوم دكتر آمار مربوط به پزشكان چي پس؟نكنه همون بهداشت و رفاهه؟


از زندگی:

بله. ظاهراً باید داخل همان گروه باشه.



نفیسه

خانم دکتر، شما می دونین این که می گن همۀ امتحانهای علامه برای هفته بعد کنسل شده، راسته یا نه؟:D


از زندگی:

والله من هم از دانشجوها شنیدم که گفته اند در خوابگاهها این مطلب رو پیج کردن. اگه این طور باشه قاعدتاً صحیحه. اگر خبر دیگری بدستم برسه اعلام می کنم.







نام
ایمیل
وب سایت http://
نظر