پذيرش سايت > از زندگی > ... که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم!
چند پیامک از راه دور از جانب دوست جوانی دریافت کردم که محتوای کلامش بیان قصدش برای ارتکاب به خودکشی بود، بعد از آن چند پیام و مکالمه تلفنی که ادامه اش را به چند دقیقه دیر تر موکول کرد ارتباط من با او قطع شد، و پس از آن هم تلفن های مکرر و دیوانه وار من در شرایط اضطراب شدید و استیصالی که دچار شده بودم همه بی پاسخ ماند. دچار عذاب وجدان شده بودم، با خودم فکر کردم پیام هایش را می بایستی جدی تر می گرفتم. با خود گفتم من تلاش لازم را نکردم تا او را از این فکر باز بدارم. هیچ امکان ارتباط دیگری با او در مکانی که به سفر رفته بود نداشتم ... حتی شماره ای از نزدیکان اش در آن جا نداشتم که کسی را برای پیگیری وضعیت اش فرابخوانم. دستم از همه جا کوتاه شده بود. طی چند ساعتی که طی شد مدام با خود کلنجار می رفتم و به این فکر می کردم که اگر او نیت اش را عملی کرده باشد .... وای بر من! حتی تصور این که ممکن است چه اتفاقی افتاده باشد دنیای مرا تیره و تار می کرد! تصور مرگ برای من امری ناخواستنی نیست اما مرگ نه برای دوست! هنگامی که بالاخره تماسی از جانب او حاصل شد و علت تاخیر را برایم توضیح داد انگار زندگی دوباره به من داده باشند. خجل بود از این که ناخواسته مرا دچار چنین عذاب و هراس هولناکی کرده اما ... برای من با اینحال، تمام آن همه اندوه و یاس ناگهان فروپاشید و تبدیل شد به دنیایی ازشادی؛ شوق و ذوق ناشی از دریافت خبرسلامتی اش و این که دوست من "باقی" است! از نعمت و موهبت دوستی اش برخوردارم همچنان، دوستی که بی نظیر است!
کاش همه می دانستیم که ما صرفاً برای خودمان زندگی نمی کنیم ...
نظرات
|
کاملا می فهمم چی می گین. تو این احساس با هاتون سهیمم.با اجازا من لینکتون کردم. |
|
زندگی برای دیگران هم البته اگر با نوعی بینش همراه نباشد لطمات جبران ناپذیری را به دنبال خواهد آورد |
|
سلام این چند وقته جو ناامیدی بشدت مد روز شده من وبلاگم رو برای مبارزه با این جو راه انداختم اما الان میبینم اگر نه که مروج باشم اما ... |
|
siahe siaham.ba zrd hamahangam kon ostad.gah hajme yek kalagh konteraste yek tabloo ra hefz mikonad ostda to chize digari begoo.to hrfi digar bezan! |
|
نه ! واقعا خیلی صبر دارین شما ! من بودم یه چند تا درشت بار این دوست عزیز می کردم ! |
|
:) |
|
اضطراب و استرستون رو درک می کنماستاد ... هیچ وقت یادم نمیره اون شبی رو که همین مسئله برای من پیش اومد و دوست من از دست رفت .... |
|
خدا رو شکر |
|
جمله آخر چه قدر به دل میشینه شاد شاد باشید |
|
اصلا اون بی خودی به شما زنگ زده.مردن یا کشتن خویش و نفس بر خلاف تصور ما بسیار زیباست. چون بوییدن گلی. چه جوان باشی چه پیر.متاسفانه ما خودکشی را به اشتباه به حساب ضعف افراد در بعضی از زمینه ها می گذاریم در حالی که این طور نیست .با مردن همه چیز تمام نمی شود. |
|
خودمو جای شما گذاشتم. واقعاً حس وحشتناکیه. خدا رو شکر به خیر گذشته. |
|
جمله آخر محشر بود:) |
|
اصل قضيه همينه: "ما صرفاً برای خودمان زندگی نمی کنیم" |
|
گاهی هم صرفا برای خودمون زندگی می کنیم. |
|
فکر میکنم همین اضطراب شدید شما و حس "شادی" بعدش روی همون دوست یه جور تاثیر مثبتی گذاشته و به اینکه تصمیمشو عملی نکنه کمک کرده. آدم وقتی بفهمه یکی انقدر نگرانش میشه کلی امید به زندگی پیدا میکنه. :) |
|
مهم نيست كه ما براي چهكسي زندگ يمي كنيم ... بلكه مهمان است كه از عمل و كنش مان راضي باشيم .. |
|
با اینکه میخونیم روز به روزتان را اما گاهی اوقات از شدت علاقه جا میمانیم . . . چنین لحظه ای بسیار تجربه کردم از جانب نزدیکانی که خیلی زود به علت نداشتن پایگاه فکری و معنوی «از زندگی» میبرند. سربلند و برفراز باشی خانم دکتر عزیز |
لينکها
تگ ها
آرشيو ماهيانهنوامبر 2004
دسامبر 2004
ژانویه 2005
فوریه 2005
مارس 2005
آوریل 2005
می 2005
جون 2005
جولای 2005
آگوست 2005
سپتامبر 2005
اکتبر 2005
نوامبر 2005
دسامبر 2005
ژانویه 2006
فوریه 2006
مارس 2006
آوریل 2006
می 2006
جون 2006
جولای 2006
آگوست 2006
سپتامبر 2006
اکتبر 2006
ژانویه 2007
فوریه 2007
مارس 2007
آوریل 2007
می 2007
جون 2007
جولای 2007
آگوست 2007
سپتامبر 2007
اکتبر 2007
نوامبر 2007
دسامبر 2007
ژانویه 2008
فوریه 2008
مارس 2008
آوریل 2008
می 2008
جون 2008
جولای 2008
آگوست 2008
سپتامبر 2008
اکتبر 2008
نوامبر 2008
دسامبر 2008
ژانویه 2009
فوریه 2009
مارس 2009
آوریل 2009
می 2009
جون 2009
جولای 2009
آگوست 2009
سپتامبر 2009
اکتبر 2009
نوامبر 2009
دسامبر 2009
ژانویه 2010
فوریه 2010
مارس 2010
آوریل 2010
می 2010
جون 2010
جولای 2010
آگوست 2010
جستجو