پذيرش سايت > از زندگی > تالار عروسی و نمایش عمومی

3 اكتبر 2008

تالار عروسی و نمایش عمومی

مدت زیادی بود در مراسم عروسی شرکت نکرده بودم. این بار هم که رفتم، از مدل عروسی های واقع در تالار مراسم و جشن ها بود که خانم های محجبه فراغتی می یافتند تا در نمایش آنچه معمولا از چشم ها در امان مانده است به رقابتی هولناک دست یازند. اما در همین مدت کوتاه هم به نظرم رسید خیلی غافل از قافله عقب افتاده ام. آنچه را دیدم برایم باور نکردنی بود از بابت این که در بخش زنانه تالار عروسی شاهد این بودم که این زنان تا آنجا که می توانستند از انواع رنگ های "زرقی برقی" استفاده کرده بودند و رنگ موهای عجایب غرایب به کار برده بودند ، موها را افزون بر رنگ های بنفش و طلایی و ... رنگهایی که اسم شان را نمی دانم، با زیورآلات جدید الظهوری که در میان موها کار گذاشته شده بود آراسته بودند و حاشیه چشم هایشان و حتی فراتر از ابروهای شان را با رنگهای براق سبز و آبی و بنفش و طلایی ... نقاشی کرده بودند ، بر بازو ها اشکال عجیب و غریب -که یکی می گفت مثلاً نقش آتش اژدهاست- تزیین کرده بودند. این که نیم ابروها را بتراشند و به جای نیمه تراشیده شده دنباله ی مسیر ابرو را به طرف بالا بکشند که چهره ای پدید آورد که ... البته مدتی است که رواج یافته است. گذشته از همه ی این جلوه های غیر منتظره که چشمان مرا تا پایان مراسم به خود مشغول داشته بود، آنچه بیشتر به حیرتم واداشت چاقی مفرط قریب به اتفاق خانم های مجلس بود که انگار هیچیک، بویی از تبلیغات غربی در زمینه ی معیار قرار دادن هیکل باریک، به مشام شان نخورده بود. اعضای بدن هر کدام از یک سو آویخته و یا چین چین روی هم تلنبار شده بود و انگار کسی از در معرض دید قرار گرفتن چاقی اش ابایی نداشت. البته همه ی این ها را گفتم ولی نکته اینجاست که ما نظاره گریم و نه ارزش گذار. تلاش می کنیم ببینم که چه تغییراتی حاصل شده است. خوراک است برای تحلیل های بعدی! شما هم تحلیل خود را بدهید.


نظرات


خنکای شب

نه واقعا یه نفر بیاد علت این چاقی رو بررسی کنه، احیانا مال غذاهای هورمونی یا فست فودایی که میخوریم ... هر چی هست یه اتفاقی داره میفته!!!؟؟، یه آرایشگاه هست که مو کوتاهیش عالیه، بعد از یکسال دیروز که رفتم، چیزی که خیلی توجهمو جلب کرد اضافه وزن و بی ریخت شدن محسوس 4-5 دختر جوونی بود که قبلا به نظرم خوش تیپ میومدن



22

ئه ئه ئه, مگه نشنیدین که چاقی نشونه ی پولداریه؟ ای بابا... حرف بعضیاشون اینه: (با اشاره به شکم یا بازو) اینایی که میبینین اینجا جمع شده, پول جاشون رفته, پوووول! :))



آبی

این نکورویان تمامی از برون راست بالایند و زیبا وز درون کج خیال و بی تمیز نقش بیرون از فرشته یادگار وز درون دیوند و دیوی نابکار چاقی و لا غری زشتی و زیبایی مهم نیست مهم درون ادمهاست البته از دیدگاه انسان شناختی از دیدگاه تغذیه و پزشکی چاقی خوب نیست شعر مال ملک الشعرای بهار بود



آبی

راستی خانم دکتر اینکه نوشتین محجبه به نظرم دلیل نداره ادم فقط محجبه باشه که بخواد از این قیافه های عجیب غریب بزنه همه می تونن خودشونو به این شکلای عجیب در بیارن



اعظم

خانوم دکتر عزیز خوب کردید که عروسی رفتید به قول یکی از اساتید ما جامعه شناس نباید تو عاج فیلش بشینه باید بره وسط مردم البته قصد جسارت ندارم که بگم شما توعاج فیل نشستین شاید شما یکی از معدود اساتید جامعه شناسی کشورمون هستین که از زندگی واقعی و عادی مردم خبر دارین چون باهاش هستین و صرف درگیر فضای آکادمیک نیستین در مورد این خانوم های زرقی برقی اینکه : ما آدمها همه مون نیاز به دیده شدن داریم یکی با قدرتش یکی با زیباییش ، یکی با تحصیلاتش ....شاید اگر نوع دیده شدنهامون هدایت شده تر می بود یاراههای بهتری برای دیده شدن یاد می گرفتیم بهتر بور البته زمانی که درجامعه ای نمایش زیبایی و ظاهر بدن محدود می شه یک دفعه اینجوری تو یک عروسی حسابی بالا می زنه در مورد این چاقی های افراطی هم فکر می کنم اندام زنهای هر جامعه ای طبق نظر مرد های اون جامعه است غرب لاغر مردنی میپسنده و اینجا چاق با چربی های چین چینی ! فکر می کنم اون لاغریهای افراطی جامعه غرب و چاقی اینجا هر دو از مردسالاری آشکار اینجا و پنهان اونجا است چیزی که به عنوان ارزش در جامعه رواج می دن چون خودشون می پسندن و زنها هم که انگار در همه جهان آسمان کمابیش یک رنگ است به ناچار برای مورد پسند واقع شدن به آن ارزشها تن می دن نظر شخصی بود دیگه ! چقدر روده درازی کردم !



دانیال/ارنستو

خانوم دکتر خیلی ربطی به محجبه و محل برگزاری عروسی نداره تو چه عروسی مختلط باشه چه جدا خانوما خودشون شکل فرشته مرگ یا در بهترین حالت شکل آدمایی که دهه هفتاد میرفتن کنسرت راک درس میکنن و اصولن هر عروسی رفتنی باعث میشه من شبا خابای ترسناک این زنای چاقه سبز و بنفش و آبی ببینم



مشق شب

کل نوشته تون رو به غیر از اون کلمه "محجبه" بودن خانمهایی که اونجا بودن و...موافقم!عروسیها و جشنها و مهمونیهامون شده مزون! نمایشگاه! شوی لباس!



مشق شب

الان که نظرات بقیه دوستان رو خوندم!فهمیدم چند تای دیگه هم با من هم عقیده بودند!



میترا

چاقی برای همه به معنای به رخ کشیدن پولشان نیست. خود من به خاطر کم تحرک شدن در 5 سال گذشته مبتلا به 43 کیلو اضافه وزن شدم. مقدار خوردنم (واقعا!!!)زیاد نشده بود بلکه فقط به شدت کم تحرک شده بودم. (البته با مجاهدت فراوان! تا به امروز توانسته ام 16 کیلو وزن کم کنم). منظورم اینست که همه را به یک چوب نرانید مثلا قبل از رژیمم هر ننه قمری به خودش اجازه می داد که به خاطر چاق بودن به من توهین کند و یا حداقل یک منبر برایم برود!حالا هم همان افراد می پرسند: «چطوری تونستی لاغر کنی غذا دیگه بهت نمی دن؟» خلاصه این رفتارها اوج بی فرهنگی ست که ما یک نفر را به خاطر چاق بودنش مسخره کنیم و ناراحتش کنیم. معدودند چاقهایی که خودشان از وضعشان راضی باشند منتها نمی دانند چطور می توانند از مشکلشان نجات پیدا کنند و همت بسیار زیاد و اراده قوی می خواهد و فقط کسی که خودش هم چاق بوده (یا هست) می فهمد.خیلی از کسانی که در حال چاق شدن هستند هم از علم تغذیه و روش درست غذا خوردن چیزی نمی دانند. می بخشید استاد که این قدر پر حرفی کردم ولی واقعا از یکی از کامنتها ناراحت شدم.



س

خانم احمدنیای عزیز!پیشاپیش از لحن تند نقدم از شما عذر خواهی می کنم. اما متاسفانه این نوشته شما نه تنها از شان علمی که بعنوان متخصص جامعه شناسی برای خود قائلید تهی است بلکه رنگ روی بشیار تحقیر آمیزی دارد. چگونه بخودتان اجازه می دهید زنانی که به هر دلیل پوششی شبیه ندارند را اینگونه با الفاظی شبیه پیدا کردن فرصت خوار و خفیف کنید؟ نکند شما در خیابانهای تهران قدم نمی زنید که شاهد آرایشها و لباس پوشیدنها و رفتارهای بیمارگونه کسانی که لابد به جهت عدم تقید به پوشش و حجاب با این لحن تحقیر آمیز خطابشان نمی کنید ، نیستید؟ متاسفم که کسانی که خودشان را جامعه شناسان مملکت می دانند اینقر دچار سوگیریهای شخصیند. خانم دکتر محترم ، شما که درس خوانده ایران نیستید حداقل اگر از جامعه شناسی نگاه بدون قضاوت را یاد نگرفته اید حداقل ایکاش از همان جامعه غربی احترام به آدمها را می آموختید.



فریبا

خانم دکتر! مثل اینکه رفتن به این مجلس علاوه بر کشفیاتی که ذکر کردید یک مزیت دیگه هم داشته و آن اینکه این بار قلمتان در نوشتن و توصیف فضایی که در آن حضور داشتید زیباتر از اوقات دیگر جلوه کرده، متنی که نوشتید فارغ از موضوع، از نظر نگارشی بسیار روان و دلچسب بود. لذت بردم.



نیکزاد

یا خدا....!



علی مرادی

سلام... خانم دکتر الان چه در مراسم عروسی و چه در حالت عادی عزیزانی را می بینیم که در دو حالت یکی هستند و با هم فرقی نمی کنند. تیپهای عجیب غریب و مدلهای انچنانی که مثلا اگر به ما بگویند حاضری چنین تیپی بزنی می گوئیم نه حتی اگر کلی پچول هم بدهند چنین تیپی نمی زنم.واقعا علت این امر را نمی دانم.(سادگی را ترجیح می دهم)

چاقی هم که اشاره کردید خیلیها عقیده دارند این شگم و چربی ها مربوط به سرمایه داری است می گن این شکم سرمایه داری هست.!!!

البته خانم دکتر یکی از دوستان در کامنتی اشاره کردن که بعضی دوستان میل به مشاهده شدن توسط دیگران(خودنمایی را دارند و دوست دارند متفاوت تیپ بزنن.شاید این دلیل بهترین دلیل باشه.

ارادتمند



مهتا

خب این مصداق این ضرب المثل است که " باید همه چیزمان به همه چیزمان بیاید " ..



نسترن

سلام. بیچاره صاحب مجلس اگه می دونست شمارو دعوت می کنه و شما هم به میهمانیشون می رید و می آیید و تو وبلاگتون اینطوری پشت سرشون حرف می زنید احتمالاٌ دعوتتون نمی کرد.



شب نويس

به روزم [گل] موفق باشید

کانت:چنان باش که بتوانی به هرکس بگویی ..مثل من رفتار کن.

شب نویس



رویش

شما خانونم های اجق وجق خیابونارو نمیگین که چه قیافه هایی دارن ولی اینهارو می بینید این چه نوع جامعه شناسیه!؟! در ضمن خیلی ببخشید شما که به وفور دم از حرفه ای بودتون می زنید چرا در پست های قبلیتون که محل درس را با آرایشگاه زنان (راحت باش عزیزم)اشتباه گرفتید چیزی نبود ولی الان چیزی هست ؟



شیوا

سلام خانم دکتر . من شمارو به عنوان یک جامعه شناس متحبر قبول دارم ولی ازتون عذر می خوام که اینو می گم . متاسفانه این وبلاگ جنبه ی علمی خود را تا حدودی از دست داده ومحلی شده که فقط چاپلوسی و تعریف و تمجید های الکی از شما میشه . من نمی دونم چرا به این سمت کشیده شده ولی باید بگم یخورده بحث هارو علمی تر کنید و بگویید اینقدر تعریف و تمجید نکنند تا یه چیزی یاد بگیریم . خانم دکتر ببخشید اینطور گفتم امیدوارم پوزش مرا طلبیده باشید .



الناز

چه تصویر بدیعی استاد:)



محمد جواد شکری

ولی نوع نگاهتون و گزارشتون کاملا نشون میده که ارزش گذاری رو از قبل کردید و منتظر تایید از سوی ما هستین!



Merisol

ببخشيد! شما تو قسمت زنانه چه کار می کردين؟



حمید

خانم احمد نیا از شما انتظار نمیره که اینجوری بیاید حرفی رو بزنید که یکی مانند این اچ بی بیاد و ازش برای ارضای عقده حقارتش استفاده کنه



طه

استاد جان خب من چی بگم الان ؟ تحلیل ندارم خب ! ولی جدا رو بازوشون تتو داشتن ؟؟؟ حقیقت اینه که من چندین بار این قضیه چاقی رو با دوستانی مثل پوریا و الناز و نیکو ... در میون گذاشتم و همونطور که به ایشان گفتم : واقعا در عجبم با این هیکل های کذایی چه اصراری بر پوشیدن این مانتو و ها و لباس های تنگ وجود داره ؟؟؟ فکر نمی کنند جدا که هیکل باربی گونشون چقدر در ذوق آدم میزنه ! البته نکه فک کنید من نگاه می کنم ها !!! نه ! ...



خران دو عالم

چه ميشه كرد ... انگار دغدغه ها ي بعضي از آدم ها توي اين چيزا خلاصه شده!!



نیما

سلام خانم دکتر واژه های عجیب غریب یا موهای رنگی که رنگشان رو نمی دونستید(خوب می پرسیدین) ابروهایی که 3 تا نقطه میزارید منطقی نیستند هرکی دوست داره هرجور که بخواد بپوشه یا باشه من یا شما هم اگه دوست داشتیم می تونیم مثل اونا باشیم یا نباشیم ربطی به ما نداره که بگیم رقابتی هولناک البته به جز بحث چاقی حرفاتون بوی غرور میداد شاید هم حسادت



زیتون

شیرین عزیز، متاسفانه هر چی از انقلاب می‌گذره مسابقه آرایش و پیرایش و میل به جلب توجه شدیدتر می‌شه . این آرایش‌های اجق‌وجق خلیجی که خیلی هم گرونن آخرشه. شوهر من می‌گه زنا هر چی مغزشون کوچیکتره می‌رن سراغ آرایش تند. اما من می‌گم ریشه‌ش یه چیز دیگه‌ست. محدودیت، میل به دیده شدن جایی که تبلیغ می‌شه زنا رو نبینید و آدم حساب نکنید و کلی عقده که برامون درست کردن. در مورد چاقی هم خانم دکتر عزیز. چاقی بلای قرنه. نه فقط در ایران در خود آمریکا و کشورهای اروپایی هم که برید می‌بینید دنیا داره به سمت چاق می‌رید. خودتون چاق نیستید که بفهمید چقدر لاغر کردن سخته و زن یا مردی که به عصبی خواری دچاره خودش چه زجری می‌کشه. تا اونجایی که دیدم بیشتر مردم از ناراحتی چاق می‌شن. چقدر یه زن کنج خونه بشینه. سرگرمیش می‌شه خوردن...



دبیرخانه همایش تقدیر از بانوان وبلاگ نویس

با سلام نام وبلاگ شما در میان وبلاگ های ثبت شده در نظرسنجی بانوان برتر وبلاگستان درج شده است . بدینوسیله از شما دعوت می شود تا در مراسم تقدیر از وبلاگ نویسان برتر زن نظر سنجی پرشین وبلاگ که با حضور جمع کثیری از وبلاگ نویسان برگزار می شود شرکت نمایید .شایان ذکر است در این مراسم از 100 وبلاگ برتر تقدیر و به 25 وبلاگ اول جایزه اعطا می شود . جهت کسب اطلاعات بیشتر به وبلاگ دبیرخانه جشن مراجعه فرمایید با تشکر



Don Amir

سلام چندی پیش عده ای از بستگان که به مراسم نامزدی دعوت شده بودند تعریف می کردند که شکم عروس خانم بسیار جلب توجه می کرده! گویا میهمانان آن شب هم به عدم تناسب اندامشان بی توجه بوده اند.علی رغ مختلط بودن مجلس! .والله چه عرض کنم؟! حالا اگر هم نمی تونن لاغر کنن دست کم باید از گن های لاغری استفاده کنند!ببخشید اگر دارم دایی مردک بازی در می آرم! راستی!یاد خودم افتادم!من زمانی 125 کیلوگرم وزن داشتم که توانستم وزنم رو کاهش بدم و برسونمش به 93. و این اتفاق در عرض مدتی کمتر از یک سال اتفاق افتاد. لطفا تشویق نکنید!



خسروبیگی

سلام خانم شنیده بودم که زنان مسلمان نباید زیباییهای خود را در مقابل زنان غیر مسلمان هم به نمایش بگذارند و باید جلوی آنان هم با حجاب باشند. پرسیده بودم چرا؟ گفته میشود علتش اینست که زنان غیر مسلمان میروند برای شوهرانشان تعریف میکنند! آیا زنان مسلمان هم باید بروند برای شوهرانشان تعریف کنند؟ آیا نمیروند؟ آیا این تعاریف و توصیفاتی که شما کردید درست است و آیا زنانی که در آنمجلس بوده اند راضی هستند به اینکه شما این مطالب را عمومی کنید؟



از زندگی

سلام خدمت همگی! عجب مطلب بحث برانگیزی شد :) از همه برای برداشت های متفاوت شان ممنونم. قرار نیست همه مانند هم بیاندیشیم. فقط یک توضیح بدهکارم و آن این که در مورد کلمه محجبه در این جا دچار سوء تفاهم نشوید. منظور من محجبه به معنای دارای حجاب است اعم از بدحجاب و دارنده ی حجاب برتر، در مقابل فردی که حجاب "ندارد"! در آن مجلس زنان با انواع گرایشات در زمینه ی حجاب حضور داشتند با این حال از نقطه نظر بی حجابی دامنه ی تنوع بسیار وسیع بود. منظور من این بود که وقتی قرار نیست کسی حجابی را رعایت کند وضعیت مشاهده شده گاه به سمت افراط در سوی دیگر طیف میل می کند. این چیزی بود که من آن را وصف کردم و البته نظر شخصی من بود و توصیف مشاهداتم. در ضمن از این که کسی در اینجا نظرات مرا تائید یا رد کند نه من نفعی می برم نه آن فرد. و هر کس حق دارد با رعایت ادب نظر شخص خودش را بگوید. مشاهده ی برخی کامنت های بی نام و نشان که با لحن توهین آمیز نسبت به شخص وبلاگ نویس دیگری نگاشته شده بود مایه ی شرمندگی است و از خانم زهرا بابت تائید این کامنت عذر خواهی می کنم. منظورم از تائید آن کامنت هموآوایی با آن فرد نبوده است فقط به این عنوان کامنت های توهین آمیز نسبت به خودم و دیگران را آوردم تا بدانند این گونه کامنت ها را می توانم به معرض دید خوانندگان بگذارم اما از آشکار شدن شان چه سودی می برند جز این که نزد دیگران خوار و خفیف شوند. هر کس محق است نظر مخالفی داشته باشد و نظر ش در این جا محترم است. طرح ایده ها برای تائید گرفتن نیست برای به بحث و نظر گذاشتن است.



میترا

پس کامنت من کو؟ من که حرف بی ادبانه ای نزدم(تا آنجا که یادم می آید!) گرچه من تمام آن حرفها را به تفصیل در وبلاگ خودم آورده ام.



هدی

سلام مطلب رو به اضافه ی کامنت ها و توضیح تون خوندم . توضیحات در قسمت کامنت دونی خیلی کامل کننده بود . فکر می کنم بیان مشاهدات شخصی از بدیهی ترین حقوق یه وبلاگ نویسه . من نمی فهمم چرا بعضی ها یه پست وبلاگ رو با بیانیه ی علمی و تئوری و این حرفا اشتباه می گیرن ! قرار نیست کسی تو وبلاگش که هیچ وقت هم ادعای تخصصی بودنش رو نکرده در هر پست یه نظریه جامعه شناسی از خودش ساتع کنه ! اگر قرار بر علمی بودن یک پست باشه از لحن اون دست گیرتون می شه . قبلن هم یه همچین نظراتی درباره ی عروسی های غیر مختلط در وبلاگ بعد از پنجاه سالگی خونده بودم که کامنت هاش خیلی همسو بود . این نشون میده که طیف خواننده های شما خیلی گسترده ست و از مذهبی و غیر مذهبی خواننده ی متوقع و حساس دارین که برخی کلمات مثل همین " محجبه " احتیاج به توضیح پیدا می کنه . در ضمن من به عنوان متعلقین به یکی از همون محجبه ها حالا به معنای عامش :) گمونم بهتره به جای ناراحت شدن جنبه ی انتقادی - آموزشی این پست رو جدی بگیریم و به سلامت خودمون حساسیت بیشتری نشون بدیم . :)



rf

نه هرکه چهره برافروخت دلبری داند... انگار افراط و تفریط تو خون ایرانی هاس!!.. انسان های متعادل خیلی کم شدن.. زیبایی ای که تو سادگی هست برام دلربا تره



طه

الان کامنت ها رو خوندم ! کی این جماعت می خوان دست از این سخن های نصیحت گونه بردارند نمی دونم . کی می خوان دست از این سوء برداشت های خودخواسته بردارند نمی دونم . در ضمن استاد جان من فکر می کنم که انتشار این نوع کامنت ها نه فقط الان که همیشه خوبه ! حتی اگه از رکیک ترین کلمات درونشون استفاده ! این کامنت ها ماهیت و تفکر افراد رو نشون میده و مطمئن باشید هیچ کس این تعبیر رو نمی کنه که شما با اون کامنت همسو هستید یا خیر ! اصلا همین الان امکان داره شما با خیلی از نظرات این پست موافق نباشید ولی اونها رو اکسپت کردید ! این نشونه ی همسویی شما با اون نظر رو نداره مسلما و خواننده هم این رو در می یابه



خوب ببين

فكر كنم اين خانومامي خواستن اين مساله رو ياداوري كنن كه همه ميتونن عجيب باشن و بالاخره يه جور جلب توجه كنن اما اونجه امروز سخته ساده بودن و احترام قائل شدن به همه است!!!!!!!!!!



حمید

تا منظورتون از بی نام و نشان چی بوده باشه.اگه منظورتون از بی نام و نشان،وبلاگ نداشتن بوده،که اون حرف دیگه ای هست. ولی من اون رو بی نام و نشانی نمیدونم. مگر قرار هست همه وبلاگ داشته باشند؟آدرس ایمیلم هم که گذاشتم. ولی اگر میخواید شماره شناسنامه و آدرس و اینها رو هم بنویسم تا با نام و نشان بشم،معذورم. توهینی هم در کار نبود.واقعیت همین هست که این فرد از همه چیز و همه کس ريا،غیر از اون چیزهایی که جمهوری اسلامی میپسندد،بیزار هست. حتی با وجود اینکه خودش دختر هست و باید برای حق و حقوق خودش تلاش بکنه یا اگر تلاشی هم نمیکنه،قدردان تلاشگران در این زمینه باشه،ولی متاسفانه کینه عجیبی نسبت به فمینیستها و تلاشگران راه احقاق حقوق پایمال شده زنان داره. دلیلش چی هست؟دلیلش این هست که اربابانش،یعنی جمهوری اسلامی با این افراد میانه خوبی ندارند. واین فرد هم که چشم و گوش و عقلش،در بست،در بند اربابانش هست،همین نگرش رونسبت به این افراد داره.و در کل هر جا که مطلبی در وبلاگی نوشته میشه(بویژه اگر اون وبلاگ نسبتن پرخواننده باشه)اگر مطلب اون وبلگ حرفی بر خلاف تمایلات و خواستها و در کل ایدئولوژی جمهوری اسلامی بزنه،به هر روشی حتی با زیر پا گذاشتن ارزشهای انسانی ،به بد و بیراه گفتن به اون وبلاگ و نویسنده اون میپردازه.(نمونه هاش زیاد هست،نمیخوام نام ببرم)و هر گاه حرفی از وبلاگی ببینه که بتونه با اون، در جهت تمایلات و افکار و روحیاتش(که افکار و روحیات و عقاید و تمایلات این فرد هم که معلومه چی هست)، پستی ردیف کنه، این کار رو میکنه.



shadi

dar safaram be iran tasmim be safar az teharan be shahri gerftim on ham ba otobos.dakhele otobos dokhtare javani dar har forsate monaseb tajdide rayesh mikard.bohaye miokhtalef az atro va lavazeme arayeshe baese narahati tanfosi ma mishod.majbor shodam be on fard tazakor bedam.bavar nemikonid dashta lakesho tajdid mikard.be nazaram arayesh ziyad ye marizi vase javonaye irane.vaghean bayad rahe hali vasash peyda konan



سحر

....اصولا هر چه مربوط به زن بشه چه به فيزيك و چه به ذهن او در ايران بحث برانگيز ميشه...من بيشتر از هر چيز دلم براي خودمان مي سوزد ما زن ها...كه ابزاري به جز فيزيكمان را براي ابراز هويتمان در اختيار نداريم.حتي اگر بخواهيم بگوييم به چيزي فراتر از جسممان فكر مي كنيم از بدنمان استفاده مي كنيم...نتيجه ميشود توجه يا بي توجهي مفرط به ظاهر.اين مساله به طور مشخص با ايدئولوژي و مذهب و منش آدم ها هم در ارتباط نيست.چيزي است متصل به فرهنگ نظامي كه فراتر از همه اين عموامل حركت ميكنه



hooman

inja bar menvali degar hast mehmanihaye iraniyan :D



از یاد داشت‌های یک تکه ابر گمشده

اخطار به خانم‌هایی‌ که قلبی ضعیف دارند. لطفا این کامنت را نخوانید!

بیش از نیمی از قضاوت افراد از ما، ابتدا در اولین برخورد "first Impression" شکل می‌‌گیرد.از آن پس، شخصیت اصلی‌ ما از پس این شکل ظاهری فرصتی می‌‌یابد که در صورت دادن اطلاعات غلط یا که درست، امتیاز از دست رفته را جبران و یا اینکه بر امتیاز‌هایش بیفزاید.

همه اینها بستگی به این دارد که آیا ما تمامی این اطلاعات را یکباره به آنها منتقل کرده ایم یا اینکه آنها باید منتظر بمانند تا اینکه ما را گام به گام کشف کنند.در این حالت،شاید فرصت دوم یعنی ترمیم و یا رتوش تصویر ما در بر خورد اول همیشه امکان پذیر نباشد و چه بسا ما در همان گام اول بازی را به طرف مقابل در ارتباط با انطور که دیده میشویم و نه انطور که هستیم وا گذار کنیم.

آنچه را که شما از آن عروسی بدست دادید، با کمی اغراق باید نتیجه آنچه که امروز مرد‌های ایرانی‌ از خانم هایشان! میخواهند دانست.آیا در چنین شرایطی باید خانم‌ها را مقصر قلمداد کرد. نه. آنها در امروز ایران که که تقریبا همه ارزش‌ها با قیمت گوشت و نخود قیاس میشود، آنان نیز به شکلی عرض کننده گوشت ارزان و سالم خانگی برای مردانشان هستند.

اما آیا باید به چاقی خانم‌ها باید بعنوان فرصت‌های بدست آمده برای دلخوشی "مفرط " مرد‌ها نگاه کرد و یا اینکه فرصت‌های از دست رفته خانم‌ها که خود را چیزی جز ورای تسلیم شدن به خواسته‌های مردانشان نمی بینند.آیا چند کلمه دلخوش کننده مثل "من دیپرس دارم" کافیست که آنها در همین طبقه بندی بمانند؟ دلم برای این دو چشم تنبل بیمار که از لابلای توده یی از چربی بیرون زده و معصومانه به دو چشم دیگر که او اینچنین میخواهد می‌‌سوزد.



50+

سلام حضور حضرت علیه عارضم که بر نکته قابل تاملی اشاره فرموده اید آنهم چاقی در بیشتر خانم ها است. علت چاقی چیزی نیست جز همان حجاب مسلمن افراد چاق از منظر خودشان هم دلپذیر نیستند چه رسد به بقیه اما اجباری شدن حجاب باعث بی توجهی محجبه ها به هیکلشان گردیده هر چه رنگ است به صورت میمالند و از کوه چربی که احاطه شان کرده و در آن غرق شده اند غافلند



ماکوان

خب برخی برآنند که نزاری درونشان را با فربهی برون جبران کنند!



نسترن

کامنت من رو تایید نکردین؟



parastoyeh mohajer

salaam,

i have to apologize if i am too straightforward but i agree with SHIWA. sorry to say but in few posts you use the word mohajabeh in a synical way why i don’t know???? b.regards

best regards



Mehdi

سلام خانوم دكتر، اولا خوشحالم كه جديدا كمي محافظه‌كار را كنار گذاشته‌ايد ;) من به نظرم اتفاقا جريان همون "محجبه" بودن است. نمي‌دونم شماهم قبول داريد يا نه كه به هر حال اين قشر كمتر (نمي‌توان به همه تعميم دهم اما كمتر) به ظاهر خود اهميت مي‌دهند و چون قرار است در يك شب در حضور جامعه اناث اين كار را بكنند اين طور فوران مي‌كند!



bahar

ye ax az khodetoon bezarid plz shabih be in post o too chand blog e dige dide boodam !!mod shode ?!!!!!!!



عذرا

من دوست دارم جوابی به mehdi بدهم.اگر فرمایش شما درست بود و خانمهای با حجاب می خواستند کم کاریهای چند ماه خود را در یک شب نمایش بدهند پس چرا خیلی هاشون در این مجالس شرکت نمی کنن یا به فرموده خانم دکتربعد از کلی وقت شرکت می کنن .در مورد ظاهر هم با شما موافق نیستم به نظرم محجبه ها به ظاهرشون اهمیت میدن منتها تنها به ظاهرشون نه.اونا هم به ظاهر اهمیت میدن هم به باطن.



مهناز(یه خط در میون)

سلام خانم احمدنیا با توجه به این که شما هم یک زن هستید ولی نگاه تون به مسئله و فضایی که توصیف کردید از بیرون بود. . این نگاه از بیرون به این ربط نداره که شما از این قشر زن باشید یا نه و لی فکر می کنم آدمی که تو "فصل زنان" درباره "جامعه شناسی بدن زنانه" مقاله می نویسه نگاه اش به این فضا(منظورم عروسی بود م توصیف کردید)قدری بدون نگاه قضاوتی در جهت منکوب کردن این زنان باشد. به نظرم اگه من و شما این تیپ رو در این نوع مجالس نمی زنیم دلیل نمی شه از این نگاه از بالا به آنان نگاه کنیم. شاید من اشتباه مطلب تون رو فهمیدم ولی لحن توصیف تون خیلی گویای این نگاه از بیرون و از بالا بود!!!من این نوع تیپ راتائید نمی کنم در این افراطی که شما شاهدش بودید قطعاً به معنای واقعیproblem هست ولی طرح این مسئله در این نگاه نمی گنجه.



افسی یه گوش

خانم دکتر یه جوری حرف زدین انگار تو خونه حبس بودید ...



امين

سلام , خانم دکتر می خوام بگم اون خانما انگار عقده شده براشون که خودشونو در معرض دید بزارن و چون کمبود محبت دارن(از طرف والدین یا شوهر یا ...) برا همین اینجوری می خوان بگن بابا یکی هم به ما توجه کنه . نمی دونن جذابیت اصلی توی باطن آدماست.از دیدن این همه خانمهای ظاهرپرست که هیچ هنری جز جلوی آینه ویا... تو زندگی ندارن حال آدم می گیره. در ضمن در جواب اون دوستمون بگم که من یه پسرم و خانم پر چرب رو دوست ندارم هم برا قلب ضرر داره وهم برا اعصاب. کی گفته ایرانیها برخلاف غربی ها چاق دوست دارن ؟



نصرت الله

خیلی متاسفم برای این بی بند باری در این کشور اسلامی که آدم احساس میکنه به جای اینکه رفته باشه عروسی رفته میدان بره فروشی که انتخاب کنه کدوم بره چاقتره (شوهرانی که دست زنان شان را میگیرند با فجیح ترین وضع آرایشی میارند توی مجالس عروسی)بنازم به این غیرت ایرانی







نام
ایمیل
وب سایت http://
نظر