پذيرش سايت > از زندگی > اصلاً ازدواج خوبه؟!

این سوالیه که بهار عزیز در کامنتی برای یادداشت قبلی م از من پرسیده بودند. ایشون با اشاره به نگرانی هایی که پیرامون ازدواج و تبعاتش وجود داره این سوال رو مطرح کرده ن که خلاصه ارزیابی من از ازدواج چیه!
به نظر من - که البته هر کس حق داره بهش اهمیت بده یا نده و اصراری به قبولاندنش به کسی ندارم اما جرات بیانش رو دارم- ازدواج یا به عبارت دیگر، یافتن شریک زندگی ای که از بسیاری جهات باهاش همفکر باشیم، بهش علاقمند باشیم، احساس کنیم در کنارش رشد می کنیم ، و از بودن در کنارش لذت می بریم و بتوانیم با قرار گرفتن در کنار او با مشکلات زندگی بهتر کنار بیاییم و با او در جوارمان به اهداف و ایده آلهایمان بهتر دست پیدا کنیم در عین این که آزادی عمل و عقیده و اختیار سرنوشت مان را در دست داشته باشیم و به جای این که سر بسپریم دل بسپاریم ... خیلی هم خوبست و چرا که نه! اما ازدواج امروزه روز، شرایطی را می طلبد که می بایستی با توافق طرفین در ابتدای شروع زندگی مشترک به آن متعهد شد و آنها را تامین کرد. در انتخاب شریک زندگی باید وسواس به خرج داد و تعجیل نکرد :)
نظرات
|
سلام به نظر من این توصیفاتی که گفتید یکم خودخواهانه است و اگر طرف مقابل هم چنین شرایطی رو برای ازدواج داشته باشه عملا به این معنی است که ازدواجی انجام نمیشه به جز در موارد نادر. به نوعی حس کاسبکارانه تو ملاکهاتون وجود داره که به دل نمیشینه. متاسفانه در جهان غرب هم همین معیارها باعث کم شدن ازدواجها و همچنین به طلاق رسیدن بسیاری از ازدواجها شده و تبعاتش دامن غرب رو گرفته. البته در مورد وسواس داشتن در انتخاب شریک باهاتون موافقم ولی معیارها به نظرم زیاد مانریالیستی است. |
|
با این شرایطی که شما گفتی بله ازدواج چیز خوبیست! |
|
Salam khanoome Ahmadnia, in poste jalebi bood, rastesh mozooe postetoon soali hast ke man khili rajebesh fekr mikonam va rajebesh porsidam az atrafian, doost daram agar emkanesh ro darid be onvane ye fardi ke zendegi moshtarak ra tajrobeh kardeh va zendegi haye moshtarake besiari ham dide, bishtar raje be in moozoo tozih bedid, chera khoobe?az nazare shoma nokate + va - chiee, va jedan chera bayad ezdevaj kard, che dalili baraye in kar hast be joz bache dar shodan( man shakhsan dar canada zendegi mikonam va emkane in ro daram ke bedoone ezdevaj ba kasi ke doost daram zendegi konam- albateh shoma harjoor ke lotf konid nazaretoon ro bedid, che dar jame iran ya kharej az iran, man sepasgozar misham) ba behtarine arezooha |
|
اول از همه يه دنيا ممنون كه قدم رنجه كردين تشريف آوردين وبلاگ بنده حقير. دوم اينكه ازدواج براي من انگار گذشتن از يه كوه بزرگ و صعب العبور كه معلوم نيست اونور دره باشه يا يه كوه ديگه |
|
و گذشت چی میشه؟ یعنی نباید به طور معقول گذشت داشت... چیزی که خیلی ها ، خیلی روانشناس ها و خیلی از عالم های دینی همونطور که در قرآن ما و همینطور سایر کتب آسمانی اومده بهش اشاره کردن. با یک کم گذشت معقول نمیشه خیلی از این ها رو حل کرد؟ |
|
نظراتتون جالب بود!هرچند، رشد طرفین «شرکای زندگی» بعد از ازدواج کمتر مشاهده میشه و خانوادهای دختر بیشتر تلاش دارند به خان سفره آماده شوهر تسلط پیدا کنند. مادران ما «خانواده» کمتر به تربیت و ارشاد دختران اهتمام میروزند و این به وضوح در رفتار و سکنات دختران امروزی مشهوده. |
|
سلام استاد اين سوال واقعا فكرمو مشغول كرده بود ممنون جواب سوالمو دادين نظراتتون برام مهمه البته ازدواج با اين شراطي كه شما گفتيد خيلي خوبه ولي به نظرم اين شرايط عملي نميشه تاكيدم بيشتر روي آزادی عمل و عقیده و اختیار سرنوشته!!!مخصوصا براي ما دخترا!! بازم ممنون. |
|
سلام. یک تضاد و به قول امروزیها(پارادوکس) در نگاه اغلب انسان های مرز نشین بین سنت و مدرنیته بویژه در این مروز و بوم وجود دارد که چنان چه نادیده گرفته شود موجد ناهنجاریهایی در این سفر واحد دو نفره بوجود خواهد آورد و آن هم بی اعتقاد بودن و یا لاینحل ماندن معضلی به نام "ما" در بین دو وجود مستقل من و توست. یعنی اگر زن و مرد(تازگیها مرد و مرد،و زن و زن!!هیهات!!) تا حس شخصیتی جدید به نام و هویت "ما" در خود نداشته باشند مسلما به مشکل برخواهند خورد. حتی اگر از آن استقلالی که شما در نوشته تان بدان اشاره کردید تعبیری نادرست و مبهم داشته باشیم نمیتوانیم سلامت به سرمنزل مقصود برسیم. نمیدانم آیا زن و مرد باید به چه اصولی متعهد باشند که بعدا دبه در نیاورند که این تعهد به اصول مشترک نافی و مخالف آزادی های فردی مطلق است. متاسفانه سوء تعبیر از آزادی و تعهد، و مبهم بودن مرزهای آن در ذهن ناپخته ی مردها و زن ها پس از فروکش کردن هیجانات اولیه، بالاخره روزی از نهان بیرون خواهد آمد و کار دست این هویت مبهم گاه نامشروع به نام "ما" خواهد داد. آزادی مطلق سلول های یک بدن ضمن وجود استقلال هویتی آن ها، چه نتیجه ای جز از هم پاشیدن آن تن و بدن واحد خواهد داشت؟ مسلما کسیکه در این رابطه ی طبیعی نمیخواهد با شکست مواجه شود باید خود را برای تجربه ی یکی شدن آماده کرده و خصوصیات خدایی را در نهاد خود پرورش دهد وگرنه شرک در این وحدت باعث فساد و نابودی خواهد بود. گذشته از این ها مرد و زن باید به ایده و یا فلسفه ی مشترکی در نگاه به هستی و وجود علاقه و تمایل داشته باشند تا بتوانند در مواجهه با مراحل رشد فرزند دچار مشکل نشوند. اعتقاد به تربیت و یا عدم تربیت در شرایطی که ما خودمان آدم نشده ایم) یکی از مهم ترین نکاتی است که باید بین همسران تبیین شود. بحث در این باب زیاد است که اگر بخواهم ادامه دهم شاید زن و شوهرها از ازدواج خود شرمنده و نادم شوند اما یک چیز را نباید نادیده گرفت که تا حدود زیادی هم باید به هستی و رویداداهای غیر قابل پیش بینی آن دل و بلکه سر سپرد تا بلوغ حاصل شود. مثلا از گرمای تابستان و سرمای زمستان نباید واهمه داشت و همیشه بهاری مطبوع خواست. چرا که بی بهار و زمستان و پاییز این دانه به نهالی و آن شکوفه به میوه ای آبدار و رسیده و خوش طعم مبدل نخواهد شد. برای رسیدن و داشتن امنیتی پایدار باید با توجه به نسبی بودن و محدودیت فرصت دنیایی دل به امنیتهای مردنی و ناپایدار نبست و بهای مربوطه را پرداخت که پرداخت هر مبلغی تنها هزینه و نابودی و جهنم نیست بلکه باید سرمایه ای باشد برای دراییهای بیشتر و گسترش بهشت. |
|
سلام! ممنون از نظرات دوستان. در دنباله ی توضیحاتم باید اضافه کنم ممکن است شرایطی که نوشتم تا حدودی ایده آلی به نظر برسند یعنی در عملی شدن آن شک کنید کمااینکه بهار عزیز هم شک کرده اند. این را می توانم بپذیرم که دست یافتن به آن شرایط دشوار است اما غیر ممکن و غیر عملی نیست و البته لازم است در مورد شرایطی که با یکدیگر توافق می کنید تامل کنید. حفظ حریم شخصی و دفاع از آزادی عمل به این معنا نیست که از تحقق "ما" خودداری شود بلکه منظور این است که "ما"یی که تحقق می یابد آگاهانه و مختارانه و از روی آزادی عمل است نه تحمیلی. شروطی هم که منظور نظرم بوده است به صورت حداقلی آن همان است که می توان آنها را شرایط ضمن عقد نامید که حتی در حکومت ما دست افراد برای انتخاب شرایط و رسمیت بخشیدن به آنها تا حدود زیادی باز است مهم این است که ما اعم از دختران و پسران از حقوقی که برای مان فراهم شده خود را محروم نکنیم. ازدواج یک قرار داد است. خوب است بهترین شرایط را برای دوام قرارداد تدارک ببینیم. و اگر علی رغم تمام تلاش مان ملاحظه کردیم که قراردادمان را با فرد نامناسبی بسته ایم امکان این را داشته باشیم که به شکلی متمدنانه آن را فسخ کنیم که آن هم در قانون ما محترم است و مشروع است. این که دست خود را ببندیم یا باز بگذاریم تا حد زیادی به اراده و اختیار و آگاهی ما باز می گردد. از خودمان برای تعیین سرنوشت مان سلب مسئولیت نکنیم. |
|
اين مطلب رو تازه خوندم و جالب توجه هست تا اندازه اي: ... اگر ازدواج كنيم خوشبخت نخواهيم بود اگر ازدواج نكنيم باز هم خوشبخت نخواهيم بود. مانند خارپشتاني هستيم كه براي گرم شدن بهم مي چسبند و اگر بهم بچسبند نيش خارشان به تن هم فرو مي رود و اگر جدا شوند از سرما رنج خواهند برد. زندگي معامله اي است كه در هر شكل خرج ان بيش از دخلش مي باشد. (جهان همچون اراده و تصور-آرتور شوپنهاور) |
|
فكر ميكنم حق با شماست دشوار واژه بهتريه كسي ميگفت غير ممكن وجود نداره! استاد من جامعه شناسي ميخونم البته هنوز اوايل راهم به اين عشق اين رشته رو انتخاب كردم كه براي سوالاتي كه هميشه تو ذهنم بوده يه جواب منطقي پيدا كنم حالا كه شمارو ميبينم دلگرم ميشم كه راهمو اشتباه انتخاب نكردم |
|
خواستم کامنت مفصلی اینجا بگذارم اما منصرف شدم چون دید من جامعه شناسانه نیست و از دید خودم به قضیه ازدواج نگاه می کنم به همین دلیل نظرم را راجع به «اصلا زوج خوبه» را در وبلاگ خودم به صورت یک پست آورده ام که البته ادامه هم دارد خلاصه با اینکه سعی می کنم کمتر حرف بزنم اما بعضی از پستهای شما سد مرا می شکنند و می افتم به پر حرفی! |
|
سلام خدمت خانم دكتر فعال و گرامي و پركار واقعا خسته نباشيد مدتي است مطلبي ذهنم را مشغول كرده و دارم سبك سنگين مي كنم تا به اصطلاح خوب از آب درآيد. جايي گفتم كه بحران خانواده عميق ترين و نگران كننده ترين بحران ده سال آينده اين كشور خواهد بود. سالها پيش (77) مطلبي در مورد مهريه نوشتم و در مجله دانشجويي چاپ شد و غوغايي برپا كرد آن موقع هنوز جامعه شناسي نخوانده بودم (البته به صورت آكادميك) در وبلاگم هم چند مطلبي در اين زمينه نوشته ام. به نظر بنده نگاه چند پارادايمي (عمدتا از سوي زنان) به مساله ازدواج شايد عمده ترين مساله باشد. هم زمان نگرش سنتي - عرفي و نگرش مذهبي و نيز نگرش مدرن كه از ميان اين چند تا هر يك فقط به دنبال گزاره هايي هستند كه منافعشان را تامين كند مساله مي آفريند و در كنار قبض و بسطهاي حقوقي و جمله معروف ميان دعوا كه حلوا خيرات نمي كنند بر عمق فضاحت كار مي افزايد. مساله مهم فرهنگ ضعيف پروري و گداپروري جامعه ايراني و تحميل فرزند بر پدر حتي در سنين بالا و حتي پس از ازدواج و تهيه جهيزيه و مخارج عروسي و ... و پس از آن نيز تحميل مخارج زن بر شوهر نگاه غالب جامعه ايراني است كه گداپروري ما ايرانيان گدايي را ترويج و زمينه ايجاد گداها را افزايش مي دهد. صحبتها فراوان است و به زودي مطلب مفصل آن را در وبلاگم درج مي كنم. مساله ازدواج هم نگرش تاريخي-بومي و هم بررسي ردپايي از سنت - مدرن - پست مدرن را مي طلبد و هم بررسي هاي حقوقي و نيز رسانه اي و هم فرهنگي. اگر بتوان نگرش نسبتا جامعي از همه اين مسايل در كنار هم ارايه داد و پروبلم و مساله را هم به قول معروف پروبلماتيزه كرد از نتيجه آن شايد بتوان به راهكارهايي هم رسيد. و صد البته راهكارهاي فردي مبتني بر روانشناسي بخشي از ماجرا و راهكارهاي جمعي مبتني بر نگرشهاي اجتماعي بخش ديگري از داستان است. از اين مطالب گذشته با مطلبي در مورد اينكه چرا موفق نيستيم آپ شده ام نظري بياندازيد و نظري بفرماييد موفق باشيد |
|
saluton |
|
از لینکی که به مطلبم دادید، ممنون |
|
دوستی گفتن که این معیارها خودخواهانه و ماتریالیستیه، از نظر من پربیراه نگفتن اما پس با چه دیدگاهی باید به همسر اینده ام نگاه کنم تا ماتریالیست نباشم؟... |
|
سلام نظرتون رو در مورد مطلب وبلاگم بهم میگید استاد؟ متشکرم |
|
استاد سلام... خسته نباشید.همیشه وبلاگ یا بهتر بگویم سایت از زندگی محلی برای انعکاس اندیشه ها و در نهایت یافتن راه حلی مناسب برای موضوعات مطرح شده می باشد...به عقیده ام نام دیگر این وبلاگ درس زندگی است. از برنامه دو قدم مانده به صبح هم که به صورت حضوری اجرا شد لذت بردیم. ارادتمند.... |
|
شاید! |
|
با سلام همه چيزهايي كه گفتيد به زندگي منو همسرم مي خوره من از ازدواجم بسيار راضي هستم و ديگران را تشويق مي كنم |
|
سلام خانم دکتر عزیز راستش به نظر من حرف های از جنس حرف های این پست شما خیلی زیباست ... اما به شرطی که فقط حرف نباشه ! ... به نظرم بهتر بود که یک راهکار و یا حداقل یک رهیافت برای تحقق این حرف های زیبا هم ارایه می دادید... این رو ه عنوان کسی می گم که دو ساله به طور جدی دنبال تحقق این حرف هاست، اما راه به جایی نبرده! در ضمن فکر می کنم شما به نظرات خانوم ها تو وبلاگتون بیشتر توجه می کنید تا آقایون ... |
لينکها
تگ ها
آرشيو ماهيانهنوامبر 2004
دسامبر 2004
ژانویه 2005
فوریه 2005
مارس 2005
آوریل 2005
می 2005
جون 2005
جولای 2005
آگوست 2005
سپتامبر 2005
اکتبر 2005
نوامبر 2005
دسامبر 2005
ژانویه 2006
فوریه 2006
مارس 2006
آوریل 2006
می 2006
جون 2006
جولای 2006
آگوست 2006
سپتامبر 2006
اکتبر 2006
ژانویه 2007
فوریه 2007
مارس 2007
آوریل 2007
می 2007
جون 2007
جولای 2007
آگوست 2007
سپتامبر 2007
اکتبر 2007
نوامبر 2007
دسامبر 2007
ژانویه 2008
فوریه 2008
مارس 2008
آوریل 2008
می 2008
جون 2008
جولای 2008
آگوست 2008
سپتامبر 2008
اکتبر 2008
نوامبر 2008
دسامبر 2008
ژانویه 2009
فوریه 2009
مارس 2009
آوریل 2009
می 2009
جون 2009
جولای 2009
آگوست 2009
سپتامبر 2009
اکتبر 2009
نوامبر 2009
دسامبر 2009
ژانویه 2010
فوریه 2010
مارس 2010
آوریل 2010
می 2010
جون 2010
جولای 2010
آگوست 2010
جستجو