پذيرش سايت > از زندگی > دمتون گرم!
بعضی ها انگار متوجه نیستند که بعضی از ما وبلاگ نویس ها چقدر جون مون بنده به این کامنت هایی که می آد. می آن اینجا مطلب رو می خونن و احتمالاً توی دلشون یه چیزی می گن و می رن. اما انگار خبر ندارن که وقتی آدم بعد از ساعت ها کار و دویدن و این در و اون در زدن، آخر شبی می آد چشم اش می افته به این کامنت هایی که اغلب هم با مهر و محبت و دوستی نوشته شده چقدر به قول بچه ها حال می کنه و دلش وا می شه و خستگی روز از تن اش در می ره. امروز خواستم هم به اونهایی که معمولاً کامنت می ذارن -حتی در حد این که بگن مثلاً "جالب بود، مرسی" - بگم دمتون گرم و هم توجهتون رو جلب کنم به کامنت هایی که برای پست "عروس خودباخته" گذاشته شده و بحثی که بین شادی و ندا در مورد حجاب و بقیه ی قضایا در گرفته ... که طبق معمول کامنت ها خواندنی تر از خود پست شده !
نظرات
|
ای بابا شرمنده کردین باز که! ایشاللا هیشکی نره بخونه! من از اینکه تو چشم باشم احساس خوبی ندارم یه خرده هم می ترسم! حالا ما داشتیم در خلوت می زدیم تو سرکله هم و برای خودمون خوش بودیما نمی شد نور نندازین روش :)) |
|
درکل خیلی وقت ها کامنت ها ازخودمتن جالب تره .منم همیشه به دوستام می گم بمیرید به جای اس ام اس و زنگ که می زنید و در مورد پست نظر می دید کامنت بذارید ...:دی |
|
آی گفتی خانوم دکتر! من که شدیدا این روزای اول بلاگ جدیدم کمبود کامنت دارم! |
|
سلام...به لطف سیاورشن شما را می خوانیم ولی مُد شده کمتر نظر بدهیم !! |
|
راست میگی دکتر جان. کم کاری میکنم من شخصا. ببخش لطفا :) |
|
جالب بود و هست ! |
|
حیف که بعضی آدما بعضی وقتها ناچار میشن از ستاد برن تو صف؛ و وقتی با سر و روی زخمی برمیگردن لطفی براشون نمیمونه که بتونن دیگران رو درش شریک کنن. اون موقع، اونا خودشون به یه لطیفه نیازمندند؛ اما کسی جز خدا پیدا نمیکنن که باهاش درد و دل کنن...یکی بگن..یکی بشنون...خدا هم وقتی احوالت خط خطی باشه فقط نگات میکنه و منتظر میمونه تا خودت با اراده ی بشری ات ادای آدما رو در بیاری... خیلی لطف کنه یه چیزایی در گوشت زمزمه میکنه که به درد اون حالت نمیخوره...چرا؟ چون خیلی خط خطی شدی و باید مثل یه واکسنی صبر کنی تب بیاد و بره...وقتی تب واکسن داری فقط باید صبر کنی تا دوره ش تموم شه...خدای مهربون به بعضیا تمام عمر واکسن میزنه...از بس که مهربونه...و هیچ بنی بشری هم به دادشون نمیرسه چون هنوز آدم نشدن...اشتباه نکنین..من حالم خوبه. شب خوش. |
|
سلام من معمولا مطالب وبلاگهای مورد علاقه ام را از طریق فید دنبال میکنم در مورد کامنت گذاشتن هم نظرم را در مرامنامه ی وبلاگم نوشته ام http://www.midinternet.com/manifest در برخی از وبلاگهایی که میخوانم، کامنت میگذارم. مخصوصا اگر ببینم مطلبی اشتباه عنوان شده و عدم تذکر (در کامنت) باعث میشود چیزی به غلط در ذهن خوانندگان رواج یابد؛ یا اگر ببینم که در تکمیل مطلب لازم است نکتهای اضافه شود. در صورتی که از متن پست دیگران رضایت داشته باشم - با توجه به اینکه سکوت علامت رضایت است - غالبا کامنت خاصی نمیگذارم. وقتی مطلب کامل باشد و موافق آن باشی دیگر دلیلی برای کامنت گذاشتن نیست به نظر من کامنتهای "خوب بود و عالی بود" و از این دست ارزش چندانی ندارند و صرفا یک ابراز احساسات هستند به نظر من تعداد موافقان را میتوان با آمار بازدید تعیین نکرد نه با آمار کامنتهای بی محتوا ! در ضمن من به تعداد مشترکین فید بیشتر اهمیت میدهم تا آمار بازدید و کامنتهای حاوی تعریف و تمجید ! مشترکین فید مشتریان پرو پاقرصند و یک نفر از آنها با ارزشتر از هزاران بازدید کننده عبوری است! تا نظر شما چه باشد؟! برم کامنتهای عروس خودباخته رو بخونم ببینم چی نوشته اند؟ عزت زیاد |
|
سلام گاهی لذت خوندن و شنیدن بیشتر از گفتن و نوشتنه.گرچه خودخواهیه که این لذت رو فقط برای خودمون بخوایم. ماکه دم مون گرم نیست تسلیم این پستیم! |
|
جانم بالا آمد تا همهاش را خواندم! چه جانی دارند که همچین بحثی کردهاند (حالا بگذریم از اینکه نمیفهمم فایدهی اینجور بحثها چیست؟ چون معمولن باعث نمیشوند نظر هیچکدام از طرفین تغییر کند!) |
|
جالب بود، مرسی |
|
حتي يك :) لبخند نيز شادت ميكنه؟ |
|
می خواستم به میترا بگویم هدف این گفتگوها این نیست که کسی کسی را قانع کند. هدف اینست که ارای مختلف را بشنویم و اولا بدانیم نظر مخالف هم وجود دارد و همه حقیقت دست ما نیست. و تحملمان را در شنیدن ساز مخالف بالا ببریم. بعد هم بتوانیم از چیزهایی که به انها اعتقاد داریم با دلیل دفاع کنیم بدون اینکه دیگری را تحقیر کنیم یا به او حمله کنیم. می توانیم ببینیم کجای حرفمان غلط است که به ان بیشتر فکر کنیم و اصلاحش کنیم. می توانیم استدلالهایمان را غنی کنیم. دنیا دنیای گفتگوست. قدرت شنیدن نظر مخالف و گفتگو و استدلالمان را بالا نبرده ایم که همین که کسی بهمان گفت بالای چشمت ابروست با توهین و افترا و خشونت پاسخش را می دهیم. |
|
ما به همان "جالب بود، مرسی"مان اکتفا می کنیم! هرچند کاملا آشنا هستم با این بحث ها در بخش نظرات و خیلی هم ارادتمند؛ اما به گمانم این دو عزیز اصلا فکر بقیه را نکرده اند که انقدر طولانی با هم بحثیده اند... :) چطور است یک پست هم راجع به این چنین بحثهایی بنویسید و مثا متذکر شوید که چون از این بحثها گاها دیگران هم استفاده می کنند بهتر است مثلا کوتاه باشند؛ شماره بندی شده باشند؛ و خلاصه جوری نباشند که آدمهای پایه ای مثل من هم سریع صفحه را ببندیم و عطایش را به لقایش ببخشیم!! |
|
با خوندن اين پست احساس شرمندگي وافر به اينجانب دست داد. ببخشيد كه هميشه ميام ميخونم و هيچي نميگم! :) |
|
وای من چند وقتیه میام میخونم و میرم پی کارم!(شرمنده شدم) |
|
سلام خانوم دکتر! امیدوارم خندان باشید راستش اگه دنبال مقصر میگردید، مثل همیشه علت اون ور آبیه!! گوگل ریدر و .... خلاصه ببخشید ارادت! |
|
:-) |
|
شادی جان ببخشید خیلی عذر میخوام ولی جوابت کلیشهای ست. البته من دنبال جواب نبودم در حقیقت نباید جملهام را سوالی مینوشتم باید مینوشتم: "این جور بحثها فایدهای ندارد و بیشتر تلف کردن وقت و انرژیست و یکی از دلایلش اینست که باعث نمیشوند هیچکدام از طرفین تغییر نظر بدهند". البته این فتوا نیست و فقط یک نظر شخصیست. امیدوارم دوباره جواب ننویسی چون من مریضم و حال ندارم مثل ندا باهات "گفتمان" کنم (ضمن اینکه نظرت را هم رد نکردهام و این کامنت در حقیقت اصلاحیهی کامنت قبلیام است). با احترام |
|
سلام خانم دكتر عزيز من اغلب نوشته هاتون رو مي خونم، ولي هيچوقت نظري ننوشته ام. پس به خاطر همه مطالب خوبي كه ازتون خوندم، ياد گرفتم و لذت بردم، ولي اينو بهتون نگفتم، ببخشيد. |
|
نوشته های شما آنقدر شیرینه که نمیشه نخوندشون... |
|
خب میترا جان سوال کلیشه ای جواب کلیشه ای هم می طلبه دیگه :)) در ضمن ایشالا زود خوب می شی :) |
|
اي بابا...من فكر كردم شما ديگه مثل ما شبا خواب كامنت نمي بينين. كه انگار...:دي جالب بود. مرسي;) |
|
jaleb bood merc ;) |
|
درود به خانم دکتر من از وقتی با اینجا آشنا شدم هیچ مطلبتان را نخوانده نگذاشتم اما فرصت نمی کنم که حتما کامنت بنویسم. و بعضی مطالب هم هست که نمی شود چیزی برایشان نوشت . در عوض دائم در گوگل ریدر برایتان علامت دوست داشتن(LIKE) می زنم. این به آن در . قبوله؟ راستی دیدید این گوگل ریدر را؟ ابزار خیلی خوبی است.من را که حسابی تنبل کرده. |
|
به نام خدا بله واقعا درست می گوئید. به نظر من تنها یادگاری ای که می توان از یک کاربر داشت همین کامنت است! موفق باشید! |
|
سلام خانم دكتر، من چون از طريق فيد وبلاگ رو دنبال ميكردم راستش خيلي به وب سايت سر نميزدم. در هر صورت ماهي رو هر وقت از آب بگيري تازه است. دمت گرم و سرت خوش باد. |
|
درود گذرم به اينجا افتاد اعتراضنامه نذاشت بي اعتنا رد بشم |
لينکها
تگ ها
آرشيو ماهيانهنوامبر 2004
دسامبر 2004
ژانویه 2005
فوریه 2005
مارس 2005
آوریل 2005
می 2005
جون 2005
جولای 2005
آگوست 2005
سپتامبر 2005
اکتبر 2005
نوامبر 2005
دسامبر 2005
ژانویه 2006
فوریه 2006
مارس 2006
آوریل 2006
می 2006
جون 2006
جولای 2006
آگوست 2006
سپتامبر 2006
اکتبر 2006
ژانویه 2007
فوریه 2007
مارس 2007
آوریل 2007
می 2007
جون 2007
جولای 2007
آگوست 2007
سپتامبر 2007
اکتبر 2007
نوامبر 2007
دسامبر 2007
ژانویه 2008
فوریه 2008
مارس 2008
آوریل 2008
می 2008
جون 2008
جولای 2008
آگوست 2008
سپتامبر 2008
اکتبر 2008
نوامبر 2008
دسامبر 2008
ژانویه 2009
فوریه 2009
مارس 2009
آوریل 2009
می 2009
جون 2009
جولای 2009
آگوست 2009
سپتامبر 2009
اکتبر 2009
نوامبر 2009
دسامبر 2009
ژانویه 2010
فوریه 2010
مارس 2010
آوریل 2010
می 2010
جون 2010
جولای 2010
آگوست 2010
جستجو