پذيرش سايت > از زندگی > تصحیح می کنم: گوریل!
جلسه ای داشتیم و داشتم اظهار فضل می کردم که: "خب شما چه انتظاری دارید؟ وقتی سر میز گفت و گو در مقابل تان شامپانزه ای قرار گرفته باشد چگونه انتظار دارید به گفت و گوی منطقی با شما بپردازد که حالا دلیل و برهان بیاورید که اوضاع چنین است و چنان نیست و امید داشته باشید که حالی اش شود و واکنش درست از او سر بزند. خب در پاسخ به سخن شما مشت اش را می کوبد به سرتان و گفت و گو به "انتها" می رسد!" جلسه که تمام شد استاد ارجمند آقای دکتر ناصر فکوهی انسان شناس و جامعه شناس، با لبخندی به من متذکر شدند که چرا به شامپانزه توهین می کنی؟ شامپانزه 200 کلمه یاد می گیرد و قابلیت تربیت دارد و خلاصه او را با هر کسی مقایسه نکن ...! ملاحظه کردم که ایشان راست می گویند. اینجا عرضم را اصلاح می کنم. بنا به توصیه ی دوست دیگری از این پس به جای شامپانزه از "گوریل" استفاده می کنم در این مثال که به نظر مناسب تر است! امیدوارم این بار انجمن مدافعین حقوق گوریل ها مانع طرح این مثال از جانب من نشوند :)
پ. ن. البته باید خاطرنشان کنم که در تاریخ، مواردی از گوریل های خوش خط و خال و "انسان-فرندلی" هم دیده شده اند مانند گوریل انگوری و نیز گوریل وبلاگ نویس خودمان یعنی "گوریل فهیم" که خب به هر حال از استثنائات اند و قاعدتاً قاعده را تایید می کنند!
نظرات
|
واي يعني ميشه؟الان ساعت هشت و نيم صبحه و هيچ كسم نظر نذاشته!!يعني ميشه من دست خانم ضابط رو ببندم؟؟!! |
|
حق با دكتر فكوهيه!!
خانم دكتر اصلا به نظرم چه معني داره كه اونا رو با خودمون مقايسه كنيم؟ خب خودمونو جاي گوريلا بذاريم!! ببينيد اگر يه گوريل ما رو به جلسه گوريلاي ديگه ببره چه حالي بهمون دست ميده؟؟!!! البته من كه از اين كار استقبال مي كنم!
پ.ن:
|
|
امیدوارم دیگه سر میز این گوریلها!نخواهید و نخواهند حاضر شوید |
|
هر کس نداند انیس خلوت می داند که ما بغایت زن ذلیل هستیم آنهم از نوع اعلایش؛حتی وقتی از حرب با کفار بر می گردیم که هزار نفوس را از دم شمشیر مرصعمان گذرانده ایم با یک جیغ نسوان حرم، ویبره می شویم. این "ویبره" را هم معیر الملک یادمان داد.می گوید در فرنگ رواج دارد .فرمودیم خدا پدرت را بیامرزد چه کلام خوبی دارند این فرنگی ها. |
|
درود بر خانم دکتر شیرین احمد نیا که شیرینی حضور وپیچوندن کلاسهاش هنوم زیر زبونمه وبلاگتون ررو تصادفی پیدا کردم خوشحال شدم امید وارم در مسایل علمی و غیر علمی موفق باشید از طرف یک جامعه شناس کافی شاپ دار ساندویچ فروش کارگر سمپاشی کارشناس ارشد تحلیل محتوی در صدا وسیما کارشناس ارشد مطالعات اجتماعی در حوزه سیاستگذاری رفاه وتامین اجتماعی واز همه مهمتر شاگرد کوچک شما دیگه فکر کنم منو به یاد آورده باشید |
|
احوال خانوم ضابط؟؟!!(نيشخند) |
|
کلهء سحر بانو را دیدیم پریشان .ماوقع را که گفت رنگمان عین گچ ، ابیض شده بود! به امین حضور فرمودیم فی الفور اسپند دود کند سلامتی بانو و ایضآ حکیم الملک را برای طبابت خبر دهند. حکیم ، سی.تی جمجمه گرفت تا یحتمل اگر گوریل مشت زده و بانو مبتلا به نسیان گردیده ،معلوم شود .شکر خدا سالم بود.صدقه دادیم به آقای امام تا بین مساکین خیرات کنند . فرمودیم گوسفندی قربانی شود دفع بلایا. صدر اعظم برای سلام صبح آمد اوقاتمان را خیلی تلخ کردیم برای پدرسوخته که مگر نمی داند بانو زهرهء شیر دارد؟ مگر نفرموده ایم نگذارید این بانو به هر جایی برود ، خون راه می افتد؟ عاقبت مرا دقمرگ می کنید با این حواس پرتی هاتان.دستپاچه شد عرض کرد:خاک پایتان گردم فی الحال فرمان می دهیم گوریلها روانهء روضهء وحوش شوند. |
|
خانم احمدنیا جان، برای یک گوریل وبلاگ نویس باعث افتخاره که در ردیف گرویل های "انسان فرندلی" قرار بگیره، در زمانه ای که خیلی از انسان ها هم در ردیف انسان های "انسان فرندلی" قرار نمی گیرند. [آینکن گوریل انسان فرندلی با دو نقطه دی] |
|
خوبه بازم گفتید گوریل معمولا از الفاظ خر و گوسفند استفاده می شه که من از همین تریبون اعلام می کنم گوسفند خیلی هم متفکره ، نمونش این وبلاگ : راستی خانوم احمد نیا یه اشارتی به شما در وبلاگ کردیم بی زحمت ما را یاری کنید ... :D |
|
يكي پيدا نميشه جاي ما رو خالي كنه ؟!:) |
|
یه عالمه خنده به کامنتهای آقایان مرتضی و پامج من این یادداشت رو که خوندم بسی شادمان شدم چون دیگه وقتی دارم براتون می نویسم فلانی خیلی ... هست یا واقعا ... ه، دیگه نگران نیستم حالا شما راجع به من چی فکر می کنین :) |
|
khoda hich gurili ru nasib nakone:)) heif ke blogam kollan nemiad felan, vagarna hamin alan be in matlan peivande ruzane midadam |
|
سلام، گوریل در ادبیات عامهپسند (به خصوص از لحاظ گتسونهمید) در نقطهی مقابل زیدمِید قرار داره و همینجوری نمیشه بهش هر انگی رو چسبوند. |
|
سلام خانم دکتر. من واقعا با بهره گیری از کلس درس امروز یعنی میزگرد آقایان حجاریان و بقیه تصمیم دارم روی نوع چهارم مشروعیت کار کنم و اساسا یک علم سیاسی جدید براین اساس به وجود بیاورم. واقعا خاک بر سر وبر و دورکیم و بقیه اعوان و انصار اومانیسم کثافت غربی که انقدر کور هستند که این نکات درخشان فرهنگ خودی را که هویت ما را باد کرده - میگین نه نیگا کنین ایناها - درنیافتند و آن اراجیف را بافتند که به درد خودشان می خورد. بعد از این دیگر چه غم داریم زیرا که اساسی ترین و مهمترین مایه مشروعیت رهبری در ایران را دریافتیم. خانم دکتر شما را به خدا از طرف من به دوستان بفرمایید جان مادرشان مراهم بگیرند و ببرند زندان. بلکه من هم ذهنم باز شود، از دنیا و تعلقاتش ببرم و همین طور گلوله گلوله ادراکات جامعه شناسی بومی پیدا کنم. |
|
عجیبه که کنایه هایی مثل این بعضی مواقع از مستقیم گفتن تاثیر گذارتر هستن. |
|
با مهدی خیلی موافقم. از یک گوریل انتظار نمیره که مثل یه شامپانزه یا هر موجود دیگهای رفتار کنه، بلکه باید مثل گوریل باشه. بنابر این استفاده از این موجود گنده معصوم هم در این مثل جای مناقشه داره. |
|
سلام! ممنون که برای گوریل انگوری استثنا قایل شدید :)) راستی من تو یه فیلمی دیدم که به یه گوریل زبان اشاره ی ناشنوایان یاد دادند،و در آخر داستان گوریل مذکور در دادگاه علیه بدمن فیلم که حقوق حیوانات رو رعایت نمی کرد شهادت داد...!مراقب شکایت سازندگان فیلم و آقای گوریل بازیگر باشید ;) پ.ن: هدیه دوست داشتنی شما به دستم رسید.خیلی ممنون که به یادم بودید :)) |
|
راجع به شامپانزه و گوریل و... نظر خاصی ندارم اما چون میدانستم اهل دیدن فیلمهای پدر و مادر دار هستید دیدن فیلم breath (یکی از فیلمهای فیلمساز مؤلف کرهای کی-دوک کیم) را پیشنهاد میکنم. |
|
سلام خانم دكتر اميدوارم خوش باشيد و سلامت از خواندن مقاله خوب شما با عنوان " طب مردمی و جامعه شناسی پزشکی " خيلي لذت بردم. اميدوارم همواره سلامت و تندرست باشيد دوست شما - طاهري |
|
من به شخصه مدافع حقوق گوریل از نوع انگوری اش هستم. جدا از شوخی، گوریلها اگر در چشم شان مستقیم نگاه نشود، خطری ندارند، ولی یک گوریل نر اگر کسی به چشم اش خیره شود با یک ضربه مشت سر ادم را از جا میکنند! |
|
واي باورم نميشه!! ركوردو شكستم! چهارتا كامنت براي يه پست!! بابا استاد يه جايزه اي، هديه اي ....!!(در حال افتخار!!) بابا چقدر شما به گوريل علاقه داريد استاد.يه پستم واسه ما آدما بذاريد خب!! |
|
مخالفم! توی یکی از این وبلاگ ها یک مطلبی خواندم که برایم جالب بود. می گفت در فیلم عمر مختار یک جا مبارزین تحت فرمان عمر مختار یک سرباز ایتالیایی را اسیر می کنند. عمر مختار به او می رسد و غذا در اختیارش می گذارد. یکی از مبارزان به او می گوید اینها زن و بچه های ما را می کشند، چرا اینطور با اینها رفتار می کنید. عمر مختار می گوید: آنها مربی های ما نیستند. می خواهم بگویم تا زمانی که ما مخالفمان را گوریل بدانیم و او هم ما را وطن فروش و بی دین بداند. هیچ تفاهمی صورت نمی گیرد. پشت عمل هر انسانی یک معنایی نهفته است. هر چقدر هم که آن عمل به نظر ما دیوانه وار بیاید. |
لينکها
تگ ها
آرشيو ماهيانهنوامبر 2004
دسامبر 2004
ژانویه 2005
فوریه 2005
مارس 2005
آوریل 2005
می 2005
جون 2005
جولای 2005
آگوست 2005
سپتامبر 2005
اکتبر 2005
نوامبر 2005
دسامبر 2005
ژانویه 2006
فوریه 2006
مارس 2006
آوریل 2006
می 2006
جون 2006
جولای 2006
آگوست 2006
سپتامبر 2006
اکتبر 2006
ژانویه 2007
فوریه 2007
مارس 2007
آوریل 2007
می 2007
جون 2007
جولای 2007
آگوست 2007
سپتامبر 2007
اکتبر 2007
نوامبر 2007
دسامبر 2007
ژانویه 2008
فوریه 2008
مارس 2008
آوریل 2008
می 2008
جون 2008
جولای 2008
آگوست 2008
سپتامبر 2008
اکتبر 2008
نوامبر 2008
دسامبر 2008
ژانویه 2009
فوریه 2009
مارس 2009
آوریل 2009
می 2009
جون 2009
جولای 2009
آگوست 2009
سپتامبر 2009
اکتبر 2009
نوامبر 2009
دسامبر 2009
ژانویه 2010
فوریه 2010
مارس 2010
آوریل 2010
می 2010
جون 2010
جولای 2010
آگوست 2010
جستجو