پذيرش سايت > از زندگی > کدام مان ایرانی هستیم؟!

4 دسامبر 2009

کدام مان ایرانی هستیم؟!

کنار جاده جعبه های انار درشت چشمک می زند، پیاده می شوی، انار جعبه ای می خری. می رسی خانه، چند عدد که بر می داری می بینی ردیف زیرین دیگر از انارهای درشت چشمک زن خبری نیست. یکسری انار ریز که حتی سرخی هم ندارد. به خامی خودت می خندی، و به خودت می گویی. خب معلوم است دیگر. باید بیشتر حواسم را جمع می کردم یه کم بهتر نگاه می کردم گول ظاهرش را نمی خوردم. ... حالا من در عجبم. کدامیک ایرانی واقعی است. آن که انارها را به آن شیوه به خلق الله می اندازد، یا او که با خیال خام صحت معامله خرید می کند؟! اخیراً در همایشی پای صحبت استاد ارجمند ادبیات و تاریخ مان دکتر اسلامی ندوشن بودیم. ایشان فرمودند بزرگترین لطمه به ایران امروز رواج بی اخلاقی است. اما می خواهم بدانم واقعاً همه جای ایران غلبه با اخلاق بوده یا بی اخلاقی. خیلی وقت ها از بی اخلاقی های رایج چه در سطوح بالا و چه در سطوح پایین، دچار حیرت نمی شویم. برخی، فقط "لو می روند"، شاید هم لو نروند یا لااقل من و شما نتوانیم اثبات اش کنیم. اما آیا شما واقعاً در مواجهه با بی اخلاقی ها، تعجب هم می کنید؟!


نظرات


فروغ پژمان

در ایران و بیشتر در این روزها از "هیچ چیز" تعجب نمی کنم.در کشور من هر ناممکنی، ممکن است.



یکی

مصیبت بر مردمی که نسبت به بی اخلاقی بی اعتنا بشن. به عبارتی استانداردهای جامعه آرام آرام تنزل میکنند تا جاییکه استانداردهای جدیدی بر مبنای بی اخلاقی رایج میشه.

شخصا هیج تعجب نکردم از ضایعه وارده به شما. امری طبیعی و بدیهی شده اون اتفاق. چه بسا که در امور دیگر نظیر معاملات مختلف، معاشرت مردم و ازدواج جوانان، حتی سخنرانی های تی وی، کلمه نیرنگ و دروغ تبدیل به زرنگی مزیت شده.

پ.ن حالا غصه نخورین. رشتی ها با انار ترش و نارس یک چاشنی خوشمزه برای زیتون درست میکنند



مهتا

هر جای ایران که روی آسمان هیمن رنگ است به مولا



حسین

انار که چه عرض کنم! "تقلب" خانه خرابمان کرده است خانم دکتر.



پانته آ

من دلم بیشتر از این می سوزه که اگر فروشنده محترم انار خوب رو با همون قیمت می داد بازم ضرر نمی کرد. در مقابل به خاطر یک بار سود بیشتر کاری می کنه که من و شما اعتمادمون رو به دیگران از دست بدیم و دیگه از فروشنده کنار خیابون خرید نکنیم. چیزی که در بلند مدت باعث ضرر خودش می شه!



مرتضي

چي شد كه از اون تمدن بزرگ و با فرهنگ و با عظمت به اينجا رسيديم؟ نه واقعا چي شد استاد؟ گناه كساني كه اعتماد رو از مردم سلب مي كنند به مراتب بيشتر از كسانيه كه تقلب مي كنن...

پ.ن: خب استاد مي گفتيد ما اناراي خوبي داريم. واستون سفارش مي داديم خب!



محمد

بی خیال بابا . برو خدا رو شکر کن که زیر انارها شغلم نبوده . اون وقت چه می کردی



محبوبه

همين شده كه به قول آقاي نوريزاد ديگر خدا هم دوستمان ندارد



یکی از مردم

اگر خوب نگاه کنیم حتی توی زندگی خودمان هم بی اخلاقی‌های زیادی هست، فقط آنقدر برامون عادی شده که یادمون رفته چه ماهیتی دارند. برای آن انار فروش هم همینطوره شاید حتی یک لحظه هم با خودش فکر نکرده این کار اخلاقی نیست!



یکی

آخ که در این تعطیلات میفهمم هوای حوصله چه تنگ است !



ardavan

خیانت، نامردمی و... همه ی زندگی ما را فرا گرفته... نگاهی به روابط انسانی بیاندازید



shadi

دردودهه اخير هر از گاهي كه به كشور عزيزمان سفر مي كنيم با بي اخلاقي هايي روبرو مي شويم كه در نوع خودش بي نظيره.مدتي زمان مي بره تا بتونيم هضم كنيم.



niki

کاش من این استاد محترم رو می دیدم و دستش رو بابت این حرف حکیمانه می بوسیدم



سهی

سلام الناس علی دین ملوکهم جسارتا فکرکنم مهم ترین سرمایه اجتماعی اعتماد متقابل افراد یک جامعه است ویکی از افات این سرمایه اجتماعی دروغ است.دروغ باعث سلب اعتماد از افراد اجتماع نسبت به هم ونسبت به حاکمان میشه.حالا فکرمیکنم اگر درجامعه ایی ازادی وجود داشته باشد که این پستی ها وپلشتی هارا به مردم نشان بده اکثریت جامعه برای زودودن این معایب تلاش خواهند کرد.زیرا درفضای ازاد است که افراد هم میتوان معایب حکوت گران بگوششون برسون وهم حکومت گران وافکار عمومی با یک خرد جمعی درجهت بازسازی سرمایه های اجتماعی اقدام کنند.درست مثل اینه که ما برای مرتب کردن خود به ان نگاه میکنیم.بالعکسش ام صادق که میشه پاک کردن صورت مسئله(مصداقشم جامعه ی خودمون)(یک اصلی هست که خیلی به جریان افتادن این مسئله کمک میکنه اما شرایط به گونه ایی که اگر بگم همه یاد یاتوسری یا رو سری میافتن البته فقط شرایط اینجوری واگرنه هیچ ربطی به خود اون اصل نداره)..علی(ع) درمورد مراتب فراموشی همون اصل میگه ابتدا به دست فراموش میشه بعد به زبان بعدم به قلب که دیگه فرد حتی تو قلبشم احساس بدی نمیکنه انوقت که بدان برجامعه مسلط میشن. پس فکرکنم ماهمه ایرانی ایم وتشکیل دهنده ی جامعه ایران پس هر پستی که وجود داره برای تمام ما محسوب میشه. راستی انشاء الله دخترون مثل شما موفق وسربلند باشه واین که شما درست میگین هیچکس جلوی جوانان ایران نمیتونه بگیر شاید درپاره ای از مواقع مثل پاندول ساعت عقب جلو بشن(گهی پشت بزین گهی زین به پشت)اما مسیر نهایی رو به جلو. ببخشید عید همگی مبارک



گروهبان فلفلی

شیرین خانوم یعنی نشده خودتون از این بی اخلاقی ها بکنید هان نمیگم شما رفتی انار بفروشی به طرف انار بد دادی

نه منظورم این نیست

منظورم اینه که تا حالا توی دانشگاه یا موقع مشاوره دادن کم کاری کرده باشی بعد اون موقع به روی خوتون نیاورده باشین

هان

یعنی تا حالا نشده

البته معذرت میخوام ها فقط سوال کردم

همین



یکی

لینک جالبیه این *لذت گم بودن* مخصوصا تاپیک *احترام لعنتی*



مریم

کلاهتو دو دستی بچسپ! تو جامعه ی کثیفی داریم زندگی می کنیم فک و فراوونه از این قبیل رفتارا تو کشور گل و بلبلمون روز به روزم داره بدتر میشه آدم به هیشکی نمی تونه اعتماد کنه کمن ادمایی مثه شما که حتی سوال پیش بیاد براشون موقعه هچین اتفاقایی بس که عادی شده این کم فروشیا و دغل بازیا



...

خوشبینانه ترین حالت اینه که بگیم تمام اصناف از مغازه دار و شرکت دار گرفته تا کنار خیابونیش تبدیل به مافیای قدرتی شده اند که غیرقابل نفوذ بوده و امکان درگیری با نها وجود ندارد. بدبینانه ترین و البته واقع بینانه ترین حالت هم اینه که... داریم در یک جامعه سیاه و کثیف پر از دروغ و دغل و دزدی زندگی میکنیم. به جان شما..



محمدي

تا به حال يك توپ دارم قل قليه را تفسير كرده ايد؟؟

ما اين كار را انجام داديم بياييد و ملاحظه كنيد



مرتضي

شادي جان حضورت خيلي كمرنگ شده ها!! بابا اين ويروس كه از طريق اينترنت سرايت نمي كنه كه اينقدر كم پيدا شدي و حضورت كمرنگ! استاد ديديد گفتم كمپوت بخريم بريم عيادت تا شادي قهر نكنه؟؟ ديديد بي كمپوت رفتيم قهر كرده!! (نيشخند)

الان چطوري؟ بهتري؟



پامج

دروغگويي و تملق درد جامعه ايراني ماست. اينست بلايي كه بر اعتبار 2500 ساله فرهنگ ايراني آورده اند. به قول دكتر سروش در جامعه فقيه پرور انتظار بي اخلاقي دور از تصور نيست



عسکری

سلام استاد این وبلاگ برای انجمن اسلامی دانشکده پیراپزشکی شهید بهشتی است لطفا ما را هم به وبلاگتون لینک کنید. متشکرم



آذری

سلام استاد من وبلاگتونو تو وبلاگم لینکش کردم ممنون می شم شما هم وبلاگ منو لینک کنید به این اسم (کمی هم با من باش)



س

چقدر این جمله ی "جامعه ی بدی داریم" توی این کامنتها تکرار شده است . درسته ادمهای زیادی هستن که به اصطلاح خودشون زرنگن و میتونن سر ادمهای دیگه ای رو که زرنگ نیستن کلاه بزارن اما به همون اندازه این جامعه پر از آدمهایی است که اگر چه ساده ان و گول خورشون ملسه اما به هر حال هنوز اونقدر انسانیت درشون باقی مونده که به دیگران اعتماد کنن و با خودشون بگن شاید این بار این یکی درست بگه ...



رويا

من يه باركه توي جاده از كنار اين فوج فوج انارفروشي ها رد مي شدم كه فصل انار نبود و وسوسه شدم بايستم و وقتي پياده شديم ديديم تمام صندوقها چراغهاي پلاستيكي قرمزند و براي خريد مقداري انار با پوست خشك شده داخل چادر بود كه مي اوردن برات تا بخري. من كه نفهميدم اون چراغها قضيه اش چي بود اما عين اين اتفاقي كه براي شما افتاده توي خريد ميوه هاي ظرفي توي مغازه ها خصوصن كاسه هاي انگور زياد ديدم. و البته توي فروشگاههاي زنجيره اي كه لاي بسته هاي مرغ و گوشتي كه براي فروش مي ذارند، ات و اشغال قايم مي كنن به نظرم فاجعه اي در حد رسمي و فضاحتي عام به معناي پذيرش دولتي بي اخلاقي و جيب بري رسمي دولتي از مردم هست.



رويا

در مورد سوالتون هم بايد بگم با اينكه در طول روز بارها و بارها بي اخلاقي رو مي بينم و متاسفانه حس مي كنم به راحتي داره در بينمون نهادينه مي شه اما هنوز تعجب مي كنم. تعجب از عادي شدن براي فردي كه مرتكب ان مي شود، متعجب از افرادي كه اكثرن به راحتي از كنار اين بي اخلاقي عبور مي كنند و متعجب مي‌شوم از اجتماعي كه آرام گرفته تا بستر اينهمه بي اخلاقي بشود



یکی

با این مشکل و درد سالهاست که آشناییم .یادتونه *کردانیسم* چه بلوایی بپا کرد؟ این نشون میده با ذات دروغ مخالفیم اما فقط برای دیگرون. اما برای منافع خودمون 1001 دلیل میتراشیم که دروغمون مصلحتیه!

اما نشستن و هی از درد گفتن مشکل رو حل نمیکنه. بنظرم باید از حس رقابت و خودنمایی و روشنفکرنمایی مورد علاقه قاطبه ایرانیان خصوصا جوانان در حل این مشکل استفاده بهینه کرد.

مثلا وقتی مد میشه که جوونا یک دفعه به خوندن کتاب *کلیدر* رو میارند یا از فیلمهای مترقی و موزیک بودابار و انیگما استقبال میکنند یا نواختن گیتار و پیانو مد روز میشه، یه جورایی هم میشه اهالی قبیله هنر و ادبیات و مد، همزمان شروع به تولید آثاری مبنی بر قبح تقلب و دروغ و ریا کنند.

شاید اینجوری بشه مجددا کاری کرد که لفظ *دروغگو* بازم یک *فحش بد* محسوب بشه. درست مثل قدیم قدیما

نمیدونم ! خدا کنه بشه.



شادی

:)))

فکر کنم دفعه بعد که بخوام کامنت نذارم باید با مرتضی چک کنم که برام غیبت رد نکنه :)) اما اینجانب بشدت کم رنگ شدنم رو تکذیب می کنم! یه بار دیگه با اتهام قهر تشویش اذهان عمومی کنی وبلاگت رو هک می کنم! برو ببین وقتی شما مشغول انار بودین بنده در حس عشق چه کردم!

اما از شوخی گذشته از لطف جنابعالی کمال تشکر رو به عمل می ارم که به یاد من هستی.



«چاي تلخ»

دخترك با گونه‌هاي سرخ گُلي گل سرخ مي‌چيند شرحي بر گل سرخ مي‌نويسم غزل مي‌شود...

*

دوباره چاي تلخ.



س

سلام مدینه گفتی و کردی کبابم خانم دکتر! دروغ و ریاکاری و زیر آب زنی و بی اخلاقی نهادینه شده خانم دکتر ، نه اینکه داره نهادینه میشه! همه اش هم به اسم مصلحت و زرنگی و امروزی بودن و خر نبودن و پیشرفت کردن و کلاه خودت رو بچسب باد نبره و حق گرفتنیه و این حرفها! بله خانم دکتر اینروز ها اسم همه این زرنگ بازی ها شده حق خودمون رو گرفتن. بعضی وقتها از خودم می پرسم کاشکی این همه حساسیت ها و ماجراهایی که بعد از انتخابات و برای مسائل سیاسی پیش اومده برای این جور از بین رفتن اخلاقیات پیش می اومد. فضای بی اعتمادی که حاصل این بی اخلاقی ها هست از خود بی اخلاقی ها زجر آور تره. هیچ قشری هم مبرا از این دروغگویی ها نیست مذهبی و غیر مذهبی و تحصیلکرده و بی سواد و مدرن و سنتی و خارج رفته همه درگیرش شدن. هیچ میدونین که الان تو خیلی از تعاملات اجتماعی (درسی ، اقتصادی ، کاری ، بهداشتی، هر چی) دعای خیلی از آدم ها اینه که گیر آدم بد نیفتن! خیلی وقت ها هم که میدونی سرت کلاه رفته یا حقت خورده شده خوشحالی که بدتر از اون سرت نیومده! شروع این وضعیت هم همون منفعت طلبی ها و مصلحت اندیشی های کوچیک کوچیکه. مثلا وقتی برای استخدام در یه سازمان معتبر از پارتی عمو و دایی استفاده می کنی یا می پذیری چادر سرت کنی. وقتی مذهبی نیستی ولی اسم بچه ات رو میری یه مدرسه سفت و سخت مذهبی می نویسی. وقتی از بسیج و بسیجی و حزب اللهی ها بد می گی اما برای استفاده از سهمیه کنکور میری بسیجی می شی. یه مورد جدیدش دانشجوی فرصت مطالعاتی بود که با خرج دولت اومده این ور آب اما هنوز کارش رو شروع نکرده دنبال اینه که چه جوری میشه دو دره کنه بعد از اتمام دوره اش همینجا بمونه بر نگرده! (این از نظر من بی اخلاقیه، از نظر بعضی ها زرنگیه ، از نظر بعضی های دیگه نوش جونش، زرنگه پول نفتش رو گرفته، فقط من نمی دونم چرا همه نمی تونن پول نفتشون رو اینجوری بگیرن) ببخشید از پرگویی ، اما این جور زرنگ بازی ها خیلی خیلی ظریفه و همه جا هم دیده میشه . میشه روزها درباره اش نوشت. این هم بگم من برای مقابله با ناامیدی ها و افسوس های ناشی از این جو غالب همیشه یاد اون معدود آدم هایی می کنم که باهاشون برخورد داشتم و از کارشون کم نذاشتن. راستی من "س" بالایی نیستم. من اون "س" هستم که یکبار با ایمیل باهاتون در تماس بودم! (چه نشانیی!)



کاوه

این روزها در برخورد با اکثر بی اخلاقیهاف تعجب نمی کنم.



حبیب زاده

سلام استاد، به نظرم اون انارفروش ها، انارفروش واقعی نبودند بلکه انارفروش نما بودند. هدف اونا بدنام کردن صنف انارفروشهاست! همانطور که تو برنامه 90 تماشاگرانی که بعد از باخت تیم محبوبشون شعارهای ضداخلاقی می دن و گاهی صندلیهای استادیوم و اتوبوسهای شرکت واحد را می شکنن، تماشاگرنما هستند! درکل به نظرم تهرانیها از همه اخلاقی ترند! چون بین تهرانیها این اصطلاح جا افتاده که می گن: اینجوری باشی کلاهت پس معرکه است؛ آدم باید گرگ باشه»!



محمد

هنوز تعجب میکنم . ولی واقعا دیگر عادی شده است .



مشکات

سلام استادم داریم عادت میکنیم به این بی اخلاقی عجب عادت بدی؟؟؟



دست نوشته

من که هروقت می‌گویم ریشه واقعی بی‌اخلاقی‌ها مذهب است هیچ‌کس باورش نمی‌شود



علی مرادی

سلام.

در این سی سال اخیر فقط به سوی یک فرهنگ توخالی گام گذاشتیم.فرهنگی که بی اخلاقی در ان ارزش بوده.متاسفانه در همه زمینه ها و امور با رفتارهای این چنینی روبرو هستیم.

شاد باشید



فائزه

سلام خانم دکتر ما بر حسب قضا مدت زبادی هست که در کشور سرزمین آفتاب تابان (زاپن) زندگی می کنیم. بخاطر علاقه زیاد بجه ها و همسرم و خودم به میوه معمولا نارنگی رو 10 کیلویی می خرم که معمولا توی جعبه های بزرگ 10 کیلویی بسته بندی شده اند. اگه آخرین نارنگی های ته جعبه بزرگتر از سر جعبه نباشن مطمئنا کوچکتر نیستن. همیشه صاحب مفازه بعد از اجازه گرفتن جعبه رو باز می کنه و دونه دونه نارنگی ها رو چک می کنه که نکنه بینشون پو سیدگی جا خوش کرده باشه. جالب ترین قسمت هم اینه که ازتون معذرت می خواد که وقتتون رو برای این کارش گرفته.  



محمدي

لطف كرده و به وبلاگ ما سرزده بوديد. از ابراز محبتتان ممنونم. شماو دوستان تان را براي مطالعه مطلبي به عنوان «بازنده‌ي اكبر» دعوت مي‌نمايم.



فهيمه

چرا من باورم ميشود كه ريشه بي اخلاقي ها در مذهب باشد...براي من عادي شده وقابل درك.وقتي راننده تاكسي با موهاي سفيدش ،كمر خم شده اش ميخواهد به خاطر 30 40 تومان سر من كلاه بگذارد ميفهمم كه اين آدم تا چه اندازه نياز به حمايت دارد.چه زجري ميكشد از ناداري،چقدر مجبور است...



راهنما

سلام اصل، عدم اخلاقه؛ مگر اينكه خلافش ثابت بشه. از ديدن بي اخلاقي معمولا تعجب نمي‌كنم. اتفاقا از ديدن آدم خوش اخلاق، حيرت كرده و سرذوق ميام حالا اگر همين آدم خوش اخلاق، يه دفعه از اينرو به اونرو شد، علامت تعجب بالاي سرم قابل مشاهده هست؛ البته فقط براي چند لحظه؛ آخه اين هم داره رواج پيدا مي‌كنه



محسن

خوبه اونوقت توقع داریم تو ایران فروشگاههای اینترنتی راه بیفته تو روز روشن سر همدیگه کلاه میزاریم وقتی فضای مجازی باشه دیگه چه خبر میشه؟



كمال

سلام اولين بار است كه به وبلاگ شما سر زدم ميخواستم بگم خيلي وقته قرار گذاشتم به چيزهاي منفي فكر نكنم و نتجه اش اين شده كه هر روز خوشحال تر از ديروزم ... شما هم تجربه كنيد كمال



یکی

به چیزای منفی فکر میکنیم و مراقبیم، اونوقت *انار نخاله!!* بهمون میندازن . وای بحال اینکه بی خیال بشیم و بزنیم به طبل بی عاری !!







نام
ایمیل
وب سایت http://
نظر