پذيرش سايت > از زندگی > کنجکاوی های جامعه شناختی!
صحنه های ساده و روزمره ی زندگی افراد در اطراف ما چقدر توجه شما رو جلب می کنند؟ مثلاً پیش آمده که به شیوه ی لباس پوشیدن رانندگان تاکسی یا مسافرکش ها توجه کنید؟ به این که اسکناس هایی رو که از شما می گیرند در کجای اتومبیل شان نگهداری می کنند؟ یا این که چقدر به پاکیزگی وسیله ی نقلیه شان اهمیت می دهند؟ تزئینات یا تصاویر داخل اتومبیل شان چیست؟ یا این که وقتی مسافری سوار می شود چگونه به سلام او واکنش نشان می دهند یا با او گرم صحبت می شوند؟ یا این که عادت دارند به صدای رادیو گوش کنند یا موسیقی در اتومبیل شان به گوش برسد.
به رفتار مسافرین تاکسی ها چقدر توجه دارید؟ مثلا ً این که به هنگام سوار شدن سلام می گویند یا خیر، به هنگام نشستن در کنار دیگران خود را جمع و جور می کنند یا خیر، به موقع پول کرایه ی خود را آماده می کنند یا تازه به هنگام پیاده شدن یاد این می افتند که دست در جیب شان کنند. اگر شما هم متوجه ی این گونه مسائل بوده یا هستید کمی خیال من را راحت کرده اید که این فقط بیماری من نیست که به محیط اجتماعی خودم با کنجکاوی می نگرم :) البته اصلاً نگران نباشید، کسی متوجه ی این کنجکاوی های من نمی شود! من جزو آن دسته از افراد هستم که اصلاً خودم را هم نمی بینند چه برسد به نگاه کنجکاوم :)
پ.ن. لازم شد به کامنت خودم برای این پست هم مراجعه بفرمایید :)
نظرات
|
اتفاقن جالبه منم فکر می کردم خودم این بیماری رو دارم. اون سری داشتم فکر می کردم تو مترو یا اتوبوس مردم حاضرن هر چیزی رو تحمل کنن و از میله ها دل نمی کَنن، یا مثلن یکی چرا وقتی این همه صندلی خالیه، میره وسط اتوبوس وای میسه خیره میشه به بیرون! مطلب جالبی بود. |
|
با سلام خدمت شما امیدوارم حالتون خوب باشه یکی از خوانندگان وبتون هستم خوشحال میشم اگه با وبگاه سلامت ما تبادل لینک کنید. لینک شما در وبگاه ما ثبت شد اگه قابل دونستین لینک ما رو نیز ثبت کنید . موفق باشید http://www.kermani.blogfa.com/ ...................... |
|
من خیلی توجه می کنم. اصلا همین چیزا بود که جامعه شناسی برام جذاب کرد |
|
سلام اینها خرده فرهنگ نیستند؟که همه زندگی ما را تشکیل میدهند؟با همینها زندگی میکنیم.بقول بزرگی:مردم با تربیتشان(فرهنگشان)زندگی می کنند نه با علمشان. |
|
شمانكته هاي جالبي راميخواهيد برجسته تر كنيد ولي احساس نمي كنيد كم كم با اين ديدگاه به تجسس در ديگران دريچه اي بازشود طبق مثال خودتان (به این که اسکناس هایی رو که از شما می گیرند در کجای اتومبیل شان نگهداري ميكنند). يامعتقدبه اين مطلب هستيد كه نوعي بهم خوردن تعادل درپيش است . |
|
توجه ما اين روزها به خيلي از چيز ها جلب مي شود! يعني من الان يه جامعه شناسم؟! |
|
خانم دكتر اگرتوجه كرده باشيد كه حتما متوجه بوده ايد صندوقهاي صدقه درهركجا چه دانشگاه وچه مراكز مذهبي ويا تفريحي ومعابرعمومي كه مشاهده ميشود مورداستقبال مردم قرارميگيرد ومردم درون آنها وجهي باتوجه به وسع خود مي اندازند ولي به همان اندازه ياكمي كمتر همان حوالي آدرس هاي ذكرشده صندوقهاي نظرات وپيشنهادات هم وجود دارد ولي كمتر مورداقبال مردم واقع شده است يعني اگر صندوقها را بازكنيم متوجه ميشويم كدام كمتر اجابت گرديده شما علت غفلت مردم را دراين موضوع چه مي بينيد وراه حل اين موضوع بزرگ در جامعه كه باعث پيشرفت ياحداقل بكارافتادن فكر مسئولين درحيطه كاري خود ميباشد درچيست ؟ اگر نظرشما اين باشد كه مردم از كودكي براي صدقه دادن آموزش ديده اند كه اين مطلب صحيح هم ميباشد چون با آموزه هاي دين ماهم مطابقت دارد. چرا درمورد نظروپيشنهاد اين آموزشها صورت نگرفته ؟ زمان اين آموزشها فرا نرسيده ؟يا رسيده واقبال عمومي كم بوده يا مسئولين عوض خواندن برگه هاي نظر وپيشنهادات ازآنها بعنوان دستمال كاغذي استفاده ميكنند . |
|
توجه کردهایم |
|
دوست گرامی شما تنها نیستید و این ویرووس (؟) را من هم دارم. اصطلاح علمیش چی میشه؟ (: |
|
nv,n fv alh درود بر شما مطالبتان در عين اينكه واقعيتهاي زندگي هستند ولي متاسفانه ما كمتر به آنها توجه مي كنيم مرسي براي ياد آوردي تكنيكي در تحقيق هست به اسم ديدن!! همه ما شچهايما مي بيند ولي بسياري از واقعيتها را كمتر متوجه مي شويم! شادين آرزوست.آمين |
|
توقعات مسافرها بيشتر نظرم را به خود جلب ميكند و اينكه اكثرشان به هنگام سوار شدن و پياده شدن گمان ميكنند كه مالك خودرو اند. |
|
واقعآ چرا اینجوریه؟! اینا بخاطر تفاوتهای فردیه یا محیطهای اجتماعی که افراد توشون جامعه پذیر میشن؟ |
|
ما همه فک میکنیم انا عمل |
|
به قول آقای برزگر من هم فکر می کردم این بیماری نادری است که فقط من به ان مبتلا هستم ! البته شاید اگر سایرین هم در مورد این رفتارهای کوچک کمی دقیق تر می شدند انوقت در عملکردهایشان تغییراتی میدادند. مثلا آقایی که در تاکسی کنار یک خانم نشسته خودش را روی مبل راحتی خانه اش تصور نمی کرد یا راننده توی تاکسی اش تخمه نمیشکست یا بعضی ها نفسشان را با سر و صدا به کنار دستی هایشان حواله نمی دادند. از این دست رفتارهای اغلب آزار دهنده خیلی هست . فقط کمی توجه ما به احساس و واکنش اطرافیانمان به اصلاح انها کمک میکند |
|
سلام منم همیشه به این نکته حواسم هست مخصوصا به عکسایی که مسافر کش ها توی ماشینشون استفاده میکنن بیشترشون عکس بچه هاشون یا خواننده ها رو میزارن حتی رفتار بعضی هاشون خیلی محترمانه است و خیلی جالبه |
|
سلام خانم دکتر اینانلو هستم جامعه شناسی همدان قبول شدم خوشحالم از اینکه همواره به نوشتن ادامه میدین وبلاگتون خیلی متنوع و جالب هست لطفا اگه میشه ادرس ایمیلتونو برام سند کنید برای پایان نامم احتیاج به راهنماییتون دارم |
|
سلام استاد خوبید؟نظر هایی که من میدم هیچ وقت به موضوع شما ربطی نداره از این بابت عذرخواهی میکنم. این بار میخوام یه سایت براتون معرفی کنم . "عکس های دوست داشتنی " ، من که خیلی لذت بردم امیدوارم شما هم لذت ببرید http://zahrahb.tumblr.com/ |
|
سلام جالب بود. حالا به نظر شما یک آدم دقیق یعنی بیمار؟! |
|
من هم بیمارم پس! اصلاً این جامعهشناسی خیلی جیز است خانم دکتر! باور کنید! |
|
ما از این یادداشت نتیجه می گیریم که جامعه شناسان عزیز که «بی اعتنایی مدنی» را تئوریزه و تدریس می کنند/چون به «خلوت» می روند آن کار دیگر می کنند D: |
|
پس با این حساب خانم دکتر سرکارعالی تقریبآ همه اش سرکارین! |
|
سلام مرسی که سر زدید |
|
من به طوري غير ارادي خيلي توجه ميكنم. يعني اصولا سرم رو با همين چيزا گرم ميكنم تا به مقصد برسم. چطور؟ مهمِ حالا؟ |
|
اوستا چلوکبابی ای آدم حسابی به به چه دوغ نابی عجب چلوکبابی کوبیده و برگ تازه چقدر خوب و با مزه تو بشقاب و تو دوری جلو گذاشتی فوری پول میگی پول ندارم الکی خوشم بیعارم به جاش برات میرقصم قربون ناز شستم از تو به مولا ممنونم خوبی نمودی میدونم منم به لطفت میخونم اوستا چلوکبابی |
|
سلام خدمت دوستان! جالبه که این یادداشت کلی طرفدار پیدا کرده. البته که این گونه توجه ها در مورد بسیاری از ما آگاه یا ناآگاه رخ می ده اما در پاسخ به برخی دوستان باید بگویم تفاوت نگاه جامعه شناسان و افراد غیرجامعه شناسی شاید در این باشه که جامعه شناسان برداشت های دیگری از مشاهده ی این صحنه ها به عمل می آورند. مثلاً ما به الگوهای رفتاری آدم ها توجه می کنیم و نشانه های "هویتی" یا تعلق طبقاتی، یا امثال اون رو در این فضاها تشخیص می دهیم و از آنها تا حدودی در ذهن مون، در تایید و یا رد نظریه ها و فرضیه پردازی هایی که مطالعه می کنیم استفاده می کنیم و یا حتی به ایده های جدید یا فرضیه هایی دست پیدا می کنیم. ذهن یک جامعه شناس باید دائم فعال باشه و در هر فضای جمعی به نشانه ها و روابط اجتماعی و تعاملاتی که بین افراد و گروهها برقرار می شه حساس باشه. درواقع به تحول نشانه ها و ارزش ها و رفتارها و تغییرات اجتماعی و فرهنگی، از گذر همین مشاهدات روزمره می پردازه. به یادداشتی که امروز در وبلاگ "فتراق" (توی لینکدونی گذاشتمش) گذاشته شده که به فضای تاکسی با دیدی از زاویه ی مطالعات فرهنگی توجه شده مراجعه کنید تا ببینید همین فضای تاکسی چگونه از منظر مطالعه ی حوزه ی ارتباطات و "رسانه" مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. البته نگاه یک فرد غیر متخصص ممکن است بنا به کنجکاوی های شخصی باشه و یک متخصص بنا به علائق تحقیقاتی متناسب با رشته ی علمی خودش. در رشته های علوم طبیعی هم نگاه کنجکاو عالمان و متخصصان باعث پیشرفت می شود! متاسفم که معمولاً کمتر فرصت پاسخگویی به کامنت دوستان گرامی را در وبلاگ پیدا می کنم اما اینروزها که دسترسی به جی میل میسر نیست فرصت خوبی برای پاسخگویی به کامنت ها برایم فراهم آمد. سلامت باشید! |
|
جواب کامنت قشنگ من رو هم میدادی خب. :) |
|
شاید یه زمانی کمی توجه میکردم ولی الان از بس درگیری ذهنی دارم گاهی یادم میره کجا میرفتم! |
|
ما همه این توجه رو داریم بعضی وقتها ناراحت میشیم بعضی وقتها هم خوشحال ولی بیشتر ناراحت میشیم |
|
مرسی از جوابتان. تمام فرمایشاتتان در مطرح کردن فرق جامعه شناسان و غیر متخصصین در توجه کردن به محیط اطراف متین و منطقی، اما من فکر می کنم درست است که جامعه شناسان با غیر متخصصین در مساله تحقیق و فرضیه و نتایج، همانطور که شما توضیح دادید فرق می کنند، اما «روش» کماکان یکی است! همان روشی که می تواند آزار دهنده باشد. البته من نمی خواهم بگویم که جامعه شناسان چون اهداف خودشان را شریف می دانند و مال بقیه را نه، به خودشان اجازه زیر نظر گرفتن مردم را می دهند و بعد تئوری می سازند و همین کار را برای دیگران غیرمتمدنانه می دانند! چون به هر حال چاره ای غیر از این ندارند و مشاهده جامعه بخشی از فهم آن است. اما خب اگر این کار غیرمتمدنانه است گمانم از جمله به این دلیل است کسی که زیر نظر گرفته می شود یا نگاه کرده می شود به احتمال زیاد معذب می شود و به این کاری ندارد که چه هدفی پشت آن است و اصلا چه می داند این فرد محقق است یا فضول :) |
|
بله خانم شادی. شما راست می گویید :) |
|
به شدت. فکر کنم همه دارند. طرز رفتار خانم ها وقتی کنار مردها می نشینند. فحش های راننده تاکسی به بقیه راننده ها. میله پشت صندلی.سردنده.. |
|
يعني مي شه جي ميل يه كم بيشتر خراب بشه!!؟؟! |
|
سهم من من سهم خود را می خواهم. آنچه از من به خاطر زن بودن، دریغ شده. من برای گرفتن آنچه که شایسته آن ام، نمی جنگم، زیرا جنگ رسم من نیست. رسم من دوست داشتن است و عاشقی، که خالق رسمی دیگر را برایم شایسته ندید. آری من زنم. در آسمان بهشت را زیر پایم می بینند. و در زمین سندش را می خواهند. سهم من نه در شرق است و نه در غرب در غرب بنام آزادی، دریغ می شود. و در شرق بنام آیین. سهم من کجاست؟ اینک می دانم و می خواهم. آنچه را که زمانی به خاطر ندانستن، از من دریغ شده. اکنون دانستن و خواستن حق من است. اما سهم من هنوز در آسمان است. من سهم خود را از زمین نیز می خواهم. |
|
چه دلی دارید سرکار خانم دکتر. کتاب بوبن می خوانید و تحلیل جامعه شناسی می کنید . این روزها چه دل سنگی دارید خانم همیشه مهربان! |
|
سلام استاد، من هم به این کارها البته نه به اندازه دوستان بالا توجه می کنم. اتفاقاً بعد از چند سال زندگی در تهران به رشت اومدم. برخی از الگوهای رفتاری تو رشت برام خیلی جالب بود. که در اینجا به الگوهای رفتاری مردم تو تاکسی اشاره می کنم 1- خیلی از شهروندان رشت موقع سوار شدن به تاکسی، پولشونو به راننده می دن نه موقع پیاده شدن. 2-مسیرهای خیلی کمو هم سوار ماشین می شن.3- کرایه تاکسی تو رشت کمه 4- خیلی کم سوار اتوبوس شرکت واحد می شن. ممکنه علتش دیروقت اومدن اتوبوس و پایین بودن کرایه تاکسی. 5-برخی افراد بقیه پولشونو از راننده نمیگیرن که این امر را تو تهران در مدت 7 -8 سالی که بودم، ندیدم. |
لينکها
تگ ها
آرشيو ماهيانهنوامبر 2004
دسامبر 2004
ژانویه 2005
فوریه 2005
مارس 2005
آوریل 2005
می 2005
جون 2005
جولای 2005
آگوست 2005
سپتامبر 2005
اکتبر 2005
نوامبر 2005
دسامبر 2005
ژانویه 2006
فوریه 2006
مارس 2006
آوریل 2006
می 2006
جون 2006
جولای 2006
آگوست 2006
سپتامبر 2006
اکتبر 2006
ژانویه 2007
فوریه 2007
مارس 2007
آوریل 2007
می 2007
جون 2007
جولای 2007
آگوست 2007
سپتامبر 2007
اکتبر 2007
نوامبر 2007
دسامبر 2007
ژانویه 2008
فوریه 2008
مارس 2008
آوریل 2008
می 2008
جون 2008
جولای 2008
آگوست 2008
سپتامبر 2008
اکتبر 2008
نوامبر 2008
دسامبر 2008
ژانویه 2009
فوریه 2009
مارس 2009
آوریل 2009
می 2009
جون 2009
جولای 2009
آگوست 2009
سپتامبر 2009
اکتبر 2009
نوامبر 2009
دسامبر 2009
ژانویه 2010
فوریه 2010
مارس 2010
آوریل 2010
می 2010
جون 2010
جولای 2010
آگوست 2010
سپتامبر 2010
جستجو