پذيرش سايت > از زندگی > بکارت و نه صداقت!

7 مارس 2007

بکارت و نه صداقت!

دختر دانشجویی برایم گفت: من بکارتم را در جریان رابطه‌ی عاشقانه‌ی 8 ماهه‌ای که پشت سر گذاشته‌ام از دست داده‌ام و اینک قصد ازدواج (با فرد دیگری) دارم. خیال دارم از روش ترمیم بکارت استفاده کنم برای این که شوهر آینده‌ام متوجه رابطه‌ی قبلی من نشه.

گفتم این مرد را که قصد ازدواج داری چقدر می‌شناسی؟ گفت: دو سه ماه است.

گفتم احتمال نمی‌دهی بعد از هفت هشت ماه از او هم جدا شوی؟ چرا این بار سریع تصمیم به ازدواج داری در حالیکه مورد قبلی منتهی به جدایی شد؟

پاسخ‌دادن برایش دشوار شد. گفت: مرد موجهیه. شرایط‌اش خوبه. مهندسه!

گفتم چرا در رابطه‌ی قبلی تن به چنان روابطی دادی؟

گفت: دیوونگی! عاشق بودم.

گفتم چرا به شوهر آینده‌ات راست‌اش رو نمی‌گی؟! فکر نمی‌کنی که او هم ممکنه مثل تو تجربه‌هایی این چنینی داشته باشه؟

گفت: چرا ! ممکنه! اما خب در جامعه‌ی ما بین زن و مرد تفاوت هست. اون اگه تجربه داشته باشه هم مشکلی براش به حساب نمی‌آد اما برای یک دختر شرایط خیلی فرق می‌کنه.

گفتم پشیمانی از این که رابطه داشتی؟ گفت: نه! من خودم مشکلی با این موضوع ندارم اما مایل نیستم که شوهرم بفهه. ترجیح می‌دم فکر کنه که من باکره بوده‌ام!

پ.ن. امروز درباره‌ی یک مورد عمل ترمیم بکارت در یکی از شهرهای شمالی چیزهایی شنیدم. با استفاده از بیحسی موضعی در یک مطب توسط پزشک عمومی! هزینه‌اش شده بود پانصد هزار تومان!


نظرات


شاه رخ

چقدر خوبه آدم مشاوري مثل شما داشته باشه

خدايا تو که مي دوني من چقدر به مشاوره نياز دارم يکي مث خانم دکتر ازآسمون بفرست



سولوژن

حتی اجازه بدهید بگوییم "خریت"!



Lilo

قيمت صداقت چقدره؟! چرا بايد با آدمي که بکارت براش مهم تر از صداقت باشه زندگي کرد؟



هوپا

سلام

اولا: فکر کنم که پرده بکارت رو نباید گرون خرید کرد که در نهایت بخوای 500 هزار تومان برای ترمیمش داد.

ثانیا: نهایت خرجش 250 هزار تومان محاسبه شده.

ثانیا: فکر میکنم گفتن اینکه من حتی رابطه عاشقانه با یه پسر دیگه داشتم برای هر مردی سخت و غیرقابل پذیرش باشه.«منظور به زبون آوردنش بود»

رابعا: چرا عاقل کند کاری که باز آرد پیشمانی!



siamak

ما يه دوست دکتري داشتيم که کارش شده بود ترميم بکارت و ماشاالله ثروتي به هم زده بابت اين افکار خانوم ها!



ثلث اول

دلم خواست يه چيزي بنويسم اما هرچي که من خواستم کمتر کلمه ياري کرد فقط يه حرف از حضرت علي يادم افتاد که ميگه:

زهد ان نيست که چيزي در تملک نداشته باشي

زهد آن است که در تملک چيزي نباشي



نسترن

من وقتي ازدواج کردم باکره نبودم و با صداقت قبل از ازدواج اعلام کردم: با افتخار که بنده پرده بکارتم رو که البته با پرده آشپزخانه برام فرقي هم نداشت در جريان يک رابطه عاشقانه از دست دادم و الان مي خوام با شما همسر محترم يک زندگي جديد شروع کنم ! ايشون در ابتدا قبول کردن و البته سخنراني بلند بالايي در باب روشنفکر بودن خودشون و البته عقب ماندگي ذهن مردم عزيز ما سر دادن ...سرتون رو درد نيارم فکر مي کنيد که بعد چند سال گير و دار؛ زندگي گرانبهاي بنده به کجا رسيد ؟



عطش شكن

بيچاره دخترم ...

در هراسم از فرداي تو و از اين كه من چه مي توانم تو را بياموزم براي آن فرداهاي پرمخاطره ات .

بخواب نازنين ! بخند نازنين !بهانه بگير نازنين !

حالا كه در آغوش مني و ميان انبوه محبت پدرت...

دفترچه بيمه ات را ديروز بابا تمديد كرد من در اين خيالم كه چگونه روحت را بيمه كنم ، اين روح نازك دوست داشتني را ، چطور بيمه كنم و آماده كنم براي رفتن به دامان طوفان هاي گاه و بي گاه ...

بخند نازنينم ...



sara

خانم دکتر ما کمتر از اين هم شنيديم.. ولي بنظر من بايد رو راست باشه آدم.. يا اون آقاي مهندس قبول مي کنه گذشته دختر رو يا نه. ولي حداقل آدم خودش خيالش راحته...



سلام

چرا هميشه ،همه چي به نفع آقايونه!

چرا هميشه خانمها بايد از بديهيترين نياز كه در نوع خودش كاملترين وزيباترين هم هست چشم بپشوشونن كه فرداش غيرت آقايون ثابت بشه و نجابت خودشون!

به نظر من اغلب آقايون ايراني در اين زمينه اداي روشنفكري و درميارن، من باشم به اون خانم ميگم برو روفو كن، به صداقت و روراستي در اين زمينه هم اعتنا نكن،

الان كمتر مردي هست كه تجربه نداشته باشه پس TIT FOR TAT!



ساسان م. ک. عاصی

درباره‌ی حماقت‌های ریشه‌دار مربوط به برخورد احتمالی آقا! که به زعم من نیازی نیست باز و باز چیزی گفته شود (نه اینکه حرفی نباشد، به خاطر اینکه همه‌ی حرف‌ها را اغلب می‌دانیم و راست‌اش شخصا از مدام تصویر کردن مشکل‌ها حوصله‌ام سر می‌رود. اینکه هی بگوئیم این کار این‌طور است، خب هست!) در واقع وقتی با این‌جور موراد و مسائل برخورد می‌کنم، ذهن‌ام دیگر درگیر این نمی‌شود که چه مشکلاتی هست؛ ترجیح می‌دهم فکر کنم چطور می‌شود این مشکلات نباشد. و در این مورد خاص و خیلی موردهای مشابه همیشه برایم سوال پیش می‌آید که چرا یک آدمی باید کاری که انجام داده را انکار کند؟ (که پنهان کردن هم چیزی کم از انکار کردن ندارد). خیلی وقت‌ها آرزو می‌کنم بشنوم مثلا کسی مثل این خانم، در برابر مردی که مطمئن بوده که بکارت برای‌اش مسئله است، خیلی حق‌به‌جانب گفته باشد که باکره نیست. زیر یک کاری زدن و انکار کردن‌اش، مثل شرمنده بودن از آن است و خب من راست‌اش نمی‌توانم راحت باور کنم که کسی بگوید این قضیه برایش مسئله نیست و باز هم سعی در انکارش داشته باشد. راست‌اش راجع به صداقت که در یک سری جاها اصلا قضیه‌اش جوک می‌شود. مثلا خب، بهشخصه دلم برای مردی که این‌قدر این قضیه برایش مهم باشد نمی‌سوزد که سرش شیره مالیده شود یا نه (مثل قوطی بگیر بنشان دست یک بچه‌ی زبان‌نفهم غرغرو دادن!) برای طرف مقابل هم همین‌طور.

انکار نمی‌کنم که اگر زنی درباره‌ی باکره نبودن در مقابل مردهای مشکوک! (مشکوک به ماسکیولانیسم!) بخواهد خیلی حق‌به‌جانب برخورد کند، دچار دردسرهای معمول چنین سیستمی می‌شود. ولی راست‌اش این انکارکردن‌ها به نظرم صد برابر بدتر همان روش مردانه را بازتولید می‌کند. حس بد این را به من می‌دهد که انگار ترسی از این فرهنگ مردانه هست که اگر در خفا هم زیر پا گذاشته شود، در ملا عام انگار می‌شود. یاد برادر بزرگ 1984 می‌افتم... به‌هرحال، به نظرم وقتی آدمی حق داشته باشد راجع به خودش دست‌کم، هرکاری بکند، این حق را اول با این به دست می‌آورد که بتواند محکم پای هر کاری‌ش بایستد و از آن دفاع کند. این‌طوری دهان خیلی سیستم‌ها بسته می‌شود، وقتی پای چنین مسئولیت‌پذیری و احترام و علاقه به خود و آزادی خودی وسط بیاید.

سرخوش باشید و پیروز امیدوارم.



ساسان م. ک. عاصی

راست‌اش الآن یک سوال گنده‌تر! بلافاصله ذهن‌ام را گرفت.

اصلا چرا باید بگوید؟ یعنی چرا باید به کسی توضیحی درباره‌ی باکره بودن یا نبودن‌اش بدهد؟ این جواب که اگر ازدواج کند و مرد بفهمد که زن باکره نیست، چه مسائلی ممکن است پدید بیاید را می‌دانم. ولی باز هم الآن ذهن‌ام پر شده از این سوال، که اصلا چرا باید چنین جوابی پس داده شود!؟



hassan

bebinid be nazare man ham afkare oon mard khob khili parte vaghti ke hanoz ye hamchin chizi barash mohem vali be har hal halam az oon dokhtar be ham mikhore na be khatere dorooghgooyesh ha na halam be ham mikhore chon ke oon marde bichareh ta akhare omresh fekr mikoneh ke oon kasi ro ke mikhaste ro entekhab karde va oon zan ham ejaze mide oon mard hamin joori gool bekhore ta akhare omr

................................................................................

amma ye tosie be aghayoon aziz ke in masale barashoon mohem ineke khob tooye avalin bare sex be ye bahooneyee ke khodetoon midoonid ye moayeneye dorosto hesabi bekonand chon jaye bakhie hamishe rooye goosht mimooneh



رونیتا

سلام این ادم وشوهرش هیچ وقت طعم واقعی خوشبختی رو نمی چشند واحتمال خیانت در هردو طرف بالاست .واقعا برای خودم وسنت های مملکتم متاسفم .راستی خانم دکتر عزیزم همیشه جواب ایمیل هارو نمیدی؟



مخلوق Creature

شرائطِ دخترها در این جامعه البته خیلی سخته!

نمیشه به این راحتی در موردِ این خانوم و امثالِ این خانم قضاوت کرد. خوب اگر به خواستگار اول گفت که من باکره نیستم و طرف رفت، به دومی هم گفت من باکره نیستم و طرف پرید، به سومی هم گفت من باکره نیستم و ... آخرش چی؟

ترس از نبودِ یک آینده ی پایدار بهرحال هر کسی رو به دروغ گویی وادار می کنه.

این فرهنگِ منحط هست که مفاهیمی چون "نجابت" رو ابزار سرکوبِ امیالِ زن قرار میده. بنظرم امثالِ این خانوم بیشتر قربانی هستند تا متهم. ولی بهرحال این هم قابل انکار نیست که مخالفتِ هر چه وسیعتر دختران با این فرهنگِ منحط، می تواند در دراز مدت آنرا به حاشیه براند.

بهرحال شرائطِ سختی ست و از هر کسی نمی توان توقع چنین جسارتی داشت.

کاش می فهمیدیم که بودِ بکارت دلیل بر نبودِ رابطه قبل از ازدواج نیست! این چه سطحی نگری و کوته نظری ست که دامانِ ما را گرفته؟



حمیدی

کامنت‌های جالبی است به یاد داستانی افتادم که روزی دزدی به خانه کسی زد و اموالش را برد همسایه ها آمدند یکی به صاحبخانه گفت چرا قفل بهتری نگرفتی، دیگری گفت چرا خانه را تنها گذاشتی، یکی گفت چرا گهگاه سری نزدی، خلاصه هر کسی به او ایرادی گرفت صاحبخانه عصبانی شد و گفت بنابراین ظاهرا این وسط آقا دزده هیچ گناهی نداشته و همه تقصیر از من است.

ظاهرا این خانم در اینجا هیچ گناهی ندارند و ما هم ظاهرا در سوییس زندگی می‌کنیم ایشان هزینه هوس بازی خود را می پردازند و فرد مقابل هم به درست یا به غلط حق دارند تا با کسی که پیش از این رابطه جنسی نداشته ازدواج کنند. فکر می کنید اوضاع مردها چطور است؟ همه قبل از ازدواج رابطه جنسی دارند؟ چه بپسندید و چه نپسندید رابطه جنسی پیش از ازدواج در کشور ما پذیرفته نیست و پای این مساله مردها هم قربانی می شوند. من در این حرفهای ظاهرا عاقلانه ای که کم کم دارد پیوندش را از عرف و اخلاق می‌ برد مبنای منطقی ای نمی یابم مطمئن باشید اگر بخواهید معیارهای ذهنی خود را درباره همه مسایل بکار بگیرید و نمی توانید چون به ضرر خودتان است، می فهمید که برای مسایلی از این دست یا آدم باید حقیقتا و صادقانه هزینه کاری که انجام داده را بپردازد و یا دنبال کسی برود که حاضر است با کسی که پیش از این رابطه داشته ازدواج کند والا فریب دادن کس دیگر هیج وجه اخلاقی ندارد اگر هنوز به اخلاق اعتقاد دارید. البته در این کشور با مردم سر تا پا دروغ و ریا کاری اش پیدا کردن آدم های اخلاقی کاری است بس دشوار.

جالب این است که در برابر کار غیر منصفانه این دختر در برابر شوهر آینده اش کسی موضعی نمی گیرد خدا عاقبتمان را ختم به خیر کند



ملودي

فكر مي كنيد حتي روشنفكرترين مردها هم اين مسئله را به راحتي هضم مي كنند؟ حتي كسي كه در ارتباط با او بكارت از بين رفته نيز حاضر نيست با همان دختر ازدواج كند. در نهايت با يك شخص باكره ازدواج مي كند و اهميتي هم به سرنوشت دختر نمي دهد.

لطفا اگر ممكن است اين مسئله را در وبلاگتان به بحث بگذاريد و حتما نظر آقايان هم بپرسيد. ممنون



تیناب

نمي دونم بودن اين پرده اينقدر مهمه يا نه ؟ اما براي بسياري از مردهاي ايراني خيلي مهم است ... به نظر من وقتي دختري فکرش را براي جنس مخالف عريان ميکنه ديگه تن لختش زياد مهم نيست ... از کودکي در خانواده هاي ما به دختران گفتن خيلي مواظب اون يه ذره حجم گوشت باش اما هيچ وقت نگفتن مواظب فکرت باش تا صدمه نبيني ... موافقم پرده را بدوزد ولي به همسر اينده اش بگويد که دوستي پسري داشته قبلا...



کژال

همين دو روز پيش بود پسري که عاشق دوستم بود بهم زنگ زد و با گريه و داد گفت :.... دختر نيست ما نمي تونيم با هم ازدواج کنيم ... سه سال قبل با کسي رابطه داشته.

من ترسيدم بغض کردم و به سوال خفته ذهنم جواب دادم چرا دوستم با وجود زيبايي و توانايي هايي که داره به هيچيک از خواستگار هاش جواب نميده؟ چرا؟

دنيا تو سرم خورده بود به يکي از دوستام گفتم و اون گفت دوست داشتن بد

راست مي گفت من مي دونستم دوستم طلاش براي پاس شدن چک اون پسر فروخت من مي دونستم سه سال پيش دوستم چه فداکاري هايي که نکرد در آخر اون پسر خيانت کرد معتاد شد و دوست من مجبور به ترک اون آدم شد

و الان چي؟ دوستم حتي نمي دونه من از مشکلش خبر دارم دوست من مهربونه اون شب از خودم پرسيدم آيا هميشه رابطه مستقيمي بين نجابت و بکارت وجود داره ؟

دوست من حتي پول عمل ترميمي رو نداره

آيا اگر براي آقايون هم چنين محدوديتي بود اينقدر راحت قضاوت مي کردند؟ ( البته من فمنيسم نيستم )

بهر حال دوستم تنها خواهد ماند تا ابد



Ali

در گفتگو با ساسان م. ک. عاص:

من فکر می کنم نکته‌ ی مهم در مورد قضیه ی پرده ی بکارت این باشه که این مساله به هر دو طرف رابطه مربوط می شه: چه در مورد رابطه ی قبلی که منجر به از بین رفتن بکارت شده و چه در مورد رابطه ی جدید که باکره نبودن دختر ممکنه به طرق مختلفی مساله زا بشه، نباید این دو طرفه بودن مساله رو نادیده گرفت: توی رابطه ی قبلی من فکر می کنم که هر دو طرف رابطه (هم شریک رابطه و هم خود دختر) در مورد پاره شدن پرده ی بکارت دختر مسئول هستن. دقت کنید که مسئول با مقصر فرق داره: اون ها البته به نظر من هیچ جرم یا گناهی مرتکب نشدن و شاید فقط یه تجربه ی ساده و انسانی با هم داشتن. منتها شاید بهتر بود که تو این تجربه، زمینه ی فرهنگی و اجتماعی ای که به اجبار توی اون قرار دارن رو هم در نظر می گرفتن - راستش من فکر می کنم هزینه ی زیادی نباید بدیم و واقعا چیز اساسی ای رو نباید از تجربه ی انسانی عشق و ارتباط با جنس مخالف کم کنیم در صورتی که بخوایم فقط یه کم عقلانیت چاشنی ماجرا بکنیم.

در مورد رابطه ی جدید هم من فکر می کنم چیزی که «سرانجامِ ماجرا» رو تا حدود زیادی تعیین می کنه همین مساله ی مسئولیته که باز ابعادی دو طرفه پیدا می کنه:

- دختر در مقابل شوهر آینده اش به خاطر رابطه ی قبلیش مسئوله و سر یه چند راهی قرار داره. گفتن یا نگفتن این مساله به شوهر از نظر من فی نفسه مهم نیست، چیزی که مهمه نحوه ی این گفتن یا نگفتن و پیامدهای اونه.

- شوهر آینده ی این دختر هم هرچند که ممکنه هنوز بی اطلاع باشه اما در مقابل مساله ی بغرنجی قرار داره که فکر میکنم بخش عمده اش رو جامعه و فرهنگ براش درست کرده باشه و البته اون تو این مورد هم در مقابل خودش و هم در مقابل دختر مسئوله. در مورد خودش به این صورت که ممکنه بخواد به این جبر فرهنگی تن در بده و طبق روال عمل کنه یا با نوعی ماجراجویی و فاصله گیری ازین جبر بیرون بیاد؛ در مورد دختر به این صورت که بتونه این مساله رو نادیده بگیره یا درک کنه و در واقع بتونه فضای امن و مسئولانه ای رو برای دختری که دوست داره فراهم کنه.

اما گذشته ازین ها مساله ای که من رو هم تو خوندن این پست یه کم ناراحت کرد این بود که با توجه به نقل قولی که از این دختر شده بود، من احساس نکردم که اون همچین مسئولیتی رو در قبال رابطه ی قبلیش و در مقابل شوهر آینده اش حس می کنه و بیشتر به نظرم رسید که داره کاری رو انجام می ده که خیلی شبیه فریب دادنه، بدون این که توجه کنه این فریب دادن و این آدمی رو که باید فریبش داد رو داره توی حوزه ای از زندگی ش وارد می کنه که می تونه بعدها براش خیلی دردسرساز بشه. تو این حالت من به طرف دیگه ی رابطه (شوهر آینده ی دختر) حق می دم که در صورت پی بردن به این ماجرا ناراحت بشه یا بخواد رابطه رو قطع بکنه(من این حق رو در واقع به این دلیل به اون می دم که احساس می کنم حق داره از عدم وجود عقلانیت و مسئولیت در وجود همسر آینده اش نگران باشه).



اکبر

متاسفم! متاسفم که بی عدالتی در این گونه مسایل هم هست. راستی چرا باید زن از داشتن رابطه پیش از ازدواج شرمنده باشد و مرد نه؟ تا آن جا که می دانم این بی عدالتی یک مساله ی کاملاً عرفی ست و نه شرعی.



minoo

salam

man dokhtari hastam ke moteasefane ya bad bakhtane ba ye pesar rabte jensi dashtam

albte behtare begam ke gool khordam

alan be modat 3 sal ke har khstegari baram miyad radesh mikonam chon mitarsam

ta be hal be dr moraje nakardam vali motmenam ke parde bekarat nadaram kheili az afrad migan dige emkan tarmim vjood nadare be hamin dalil kheili

mikhastam age mishe rahnamai m konid aya mitoonam amal tarmimo anjam bedam ya na

va in ke man dar tehran zendegi mikonam nemidoonam che dr in karo anjam mide yani mitarsam be dri moraje konam be khatere hamin goftam az shom rahnamai bekham

age mishe 1 dr ke in karo dar tehran anjam mide be man moarefi konid va mano az in jahanam negatam bedidi

khahesh mikonam

ba tashako


از زندگی: خانم مینو افخمی !

من اطلاعی در زمینه ی این که کدام پزشک چنین عملی را انجام می دهد ندارم. متاسفم



who cares!

of course the girl is cheating and that"s bad, but it"s not a simple cheating issue because there is something very wrong with the idea of virginity in the society and that needs to be changed! as a girl I certainly don"t want to marry a virgin boy and I guess it goes pretty much the same for men here in sweden, but now think for yourself, if you find any kind of appriciation for someone"s virginity and think it"s a good factor adding to the value of someone you want to marry...then it is as it is for a long time from now it"s gonna be the same and that"s sad



يك نفر

مشكل من درست برعكس است...!!! داشتم در موردش مطلب علمي جستجو مي كردم كه به اينجا رسيدم... بعد 4 سال ازدواج و در سن 29 سالگي باكره هستم!!!
رويم نمي شود مشكل را به كسي بگويم.. مي دانم راه عمل هم وجود دارد.. اما تمام اين مدت اميدوار به راه طبيعي بودم.. همه از من بچه مي خواهند در حاليكه من و همسرم هيچ را بطه اي نداريم.. شايد دليلش دعواهاي هميشگيمان است .. نمي دانم چه بايد بكنم؟؟
دوباره به اينجا مي آيم براي راهنمايي



فاطمه

چرا وقتی از باکره نبودن حر می زنید اولین فکر داشتن یک رابطه است کسی را می شناسم که خیلی هم مذهبیه ولی بر اثر بد شانسی اون پرده ی لعنتی رو از دست داده دل خودم هم خیلی میگیره وقتی یادم میاد که تازه داشتیم از بچگیمون جدامی شدیم مامان هی میگفت طناب نزن از بالکن نپر بدو بدو نکن ....



مانا

کی مردم ایران می خوان با این قضیه کنار بیان زن هم مثل مرد دارای امیالی هست صدر اسلام یا در همین ایران زمان قدیم قضیه بکارت یک مسئله مهم بود و در بعضی کشور ها به زن ها قفل می زدند ولی ما در قرن 21 زندگی میکنیم و نباید زن را به چشم جنس و کالا دید زن هم مثل مرد دارای امیالی هست که باید آن را بر اورده کند و نباید بهترین سال های زندگی خود را و زمانی که در اوج زیبایی و لذت است را چشم به راه آدمی بنشیند که در کمال بی آنصافی و کاملا غیر منصفانه به بگوید باید دختر باشی زن هم انسان است و مانند هر موجود زنده ای حق دارد نیاز های خود را بر آورده کند این مسائل نتایجی همچون مورد این خانوم به بار میاورد.

مسئله بهد عدالت است من دانشجوی حقوق هستم وبه نظرم برای ازدواج هر دو طرف باید تجربه جنسی به یک میزان داشته باشند تا عدالت بر قرار شود...
شما یک مرد به من معرفی کنید که تا سن 30 سالگی سکس نداشته باشد



amir

این پرده لعنتی هم واسه دخترای ما شده مصیبت.
اخه همینطور که خود من که یه پسرم دلم میخاد بایه دخبر رابطه داشته باشم حتما یه دختر هم همین رو میخواد.
چطور میتونیم یه انسان رو از خواسته قلبیش منع کنیم.
باکره بودن یا نبودن کسی که میخوام باهاش ازدواج کنم واسم اصلا مهم نیست.
چون تو رابطه های زناشویی حتمت من باید همه چیز رو بهش یاد بدم.



narges

kash mitonestid khodetono jaye in adama mizashtid.



نازی

سلام
با عرض معذرت از اقایون
ولی بیشتر اقایون شعار میدن که خیلی روشنفکر هستندو با باکره نبودن مشکلی ندارند.پدرم همیشه میگه من با این مسایل مشکلی ندارم ولی همین پدر اگه روزی بفهمه که من باکره نیستم؟؟؟؟؟؟
من با باکره نبودن خودم مشکلی ندارم و دلم نمیخواد خودم رو زیر ماسک اینکه باکره هستم پنهان کنم ولی اگه خانواده بفهمند با من چه میکنند؟؟؟؟؟؟با کسی که سکس داشتم دوسش داشتم ودارم هنوز با همیم ولی نمیخوام باهاش ازدواج کنم.من نمیخوام شاید اون بخواد
چون اگه ازدواج کنیم خوشبخت نمیشم



sara

واقعاً برای خودم و جنس خودم متاسفم که حق هیچی رو ندارن ...پسرا هر کار دلشون خواست می تونن بکنن نه تنها گناه نیست بلکه اصلا عذاب وجدان هم نمی گیرن ولی کافیه یه دختر یه کار کوچک انجام بده دیگه باید تا آخر عمرش حتی اگر هم هیچکی نفهمه از عذاب وجدان هر لحظه مرگشو بخواد و زندگیش زهر مارش بشه ، پسرا ارزشی واسه حقیقت ندارن، هیچ کدومشون



مینا

ممنون میشم یه سایت معتبر برای ازدواج رو به من معرفی کنیدو به من بگیدآیا ازدواج از این طریق خوبه؟
با تشکر از شما



سیامک

من یه پسرم.بعد از مدتی که عاشق یک دختر شدم سرانجام با هاش دوست شدم.اینو هم ذکر کنم که با وجود اینکه پسر بودم تا سن 25 سالگی خودم رو کنترل کردم.شاید این از نجابت من نباشه و دلیلش معیارهای خاص من بود که راضی نمیشدم به کسی دل ببندم.بعد از چند وقت دوستی متوجه شدم که اون دختر باکره نیست.البته اینو میدونستم که قبل از من دو بار در رابطه هاش شکست خورده.با این وجود اون دختر اعتراف نکرد که باکره نبودنش به این دلیله و به من دروغ گفت.
کمی بعد دختر به من گفت که رابطه من با نفر قبلی مثل رابطه ای هست که با تو دارم الان.من نمیتونستم اینو قبول کنم به دو دلیل.چون قبل از این من از اون درخواست کرده بودم با من صادق باشه و برای من صداقت مهم تر است گذشته.و دلیل دوم اینه که فهمیدم از ترس برخورد من با دوست قبلیش این راز رو به من گفته.با وجود اینکه این کار ظلم هست در حق من اما هنوز هم دوستش دارم ولی خیلی عذاب میکشم.
تصمیم گرفتم به هیچ دختری اعتماد نکنم و گفتم به خودش که تا وقتی خودت بخوایی باهات دوست هستم اما نمیتونم دیگه قول ازدواج بهت بدم.باید خودم با خودم کنار بیام.حالا خیلی از خانوما فکر میکنن من مقصر هستم؟؟چطور تصمیم بگیرم.ای کاش اینقدر دوستش نداشتم چون هنوز هم نمیتونم بی مسئولیت باشم نسبت به سرنوشت اون.



سارا

واقعاًدردناکه که پسرها هر کاری دوست دارند بکنند و کسی بهشون انگ نزنه کسی ازشون گواهی سلامت نخواد اما دختری اگه حتی بگه دوست پسر داشتم هزار تا فکر بد در موردش می کنند چه برسه به نداشتن پرده بکارت!
راستی م می خواستم در مورد پرده حلقوی از نوع ارتجاعی سوال کنم آیا کسی میتونه اطلاعات درستی بده بهم که این نوع هم پاره می شه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



sara

toro khoda begid bade tarmim bazam malome ke ghablan rabete dashtim



murtaza

786
salam be hama wa khedmat shoma
nazar man en ast ke bayad awal goft agar waqean o ra dost dashtiii wa mekhastiii ba o zendagii koni eybii nadare ama bayad goft az awal ke dr ayande agar fahmed moshkeliii be shma ejad nashe ama bayad be shoma goft ke harfe sadey nest



saghy

man ye doosty dashtam az jense fereshte vali ye rooz ye pesar miado ba harfaye maskharash hosho havas az sare fereshte mibare oon pesar baharfaye khali az vagheyat vadeye ezdevaj befereshte oono kham mikoneo fereshtaro tabah mikonebad az sesal rabeteye dostye in 2khtaro ,pesare 2khtararo nemikhd. chera? chonke dokhtar bakere nist.vaghty dokhtare behesh goft khob khodet pardaye bekaratamo azam gerefty vali pesarre behesh goft are man azat gerefteam vali maloom nist ke begheyr az man ba chan nafare dgeam in karo kardy...!!! in khoosoosiate yek marde iroonye. va ma zanaye irooni ke nemidoonim che haghy az zendegy kardan darim azin donyay ke engar faghat baraye mard afaride shode. ma khanooma hichy az aghayoon nemikhaym faghat ehteram va azesh baraye moanas boodanemoon arzesh baraye roohe latifemoon. moteasefam baraye marday ke yek zano bekhatere bekarat mikhan akhe mage in bekarat shakhsiato neshoon mide? akhe yetike poost chejoor mitoone bege yeki adame khoobye yeki kheili bad?



nazi

man khodam horbaniye in gharizeye jensi shodam ba doos pesaram va ino begam az ghas d nashod behtare begam behem tajavoz kardan alan modate 5sale zendegim daghoone man 20 salame va ghasd daram ba yeki doosti konam amma azabe vojdan daram vaghan in vaziyat vahshatnake



arezoo

من خودم از کسایی هستم که این اتفاق واسم افتاد و بعدش هم باز یکبار رابطه داشتم ولی پردمو دوختم ولی ایکاش با دوختنش همه چی درست میشد،اینجوری فقط جسمتو درست کردی ولی روح آسیب دیدتو میخوای چکار کنی ؟
الآن مدتی با پسری دوستم و عاشقشم،دلم میخواد باهاش ازدواج کنم ولی وجدانم راضی نمیشه. از طرفیم نمیشه موضوع رو بهش گفت چون میترسم بره.
کاش میدونستید عذاب وجدان و بعضی از صحنه ها همیشه جلوی چشامه ،دلم میخواست زمان به عقب برمیگشت و میشدم همون آدمی که همه سرش قسم میخوردن.
نمیگم کاش جای من بودید چون جایگاه خوبی نیست،میگم فقط درکمون کنید.



mitra

man khodam hamin moshkelo daram dus pesaram vas inke parde nadaram nemitune baham ezdevaj kone ba vujude inke kheili dusam dare vo midune ke khaste man nabude vo zuri bude mikhastam bedunam ke chikar bas bokonam va inke bade tarmim bazam malum mishe ya na



هاني

چقدر حرفاي مسخره ميشنوم زندگي بالاوپائين زياد آدمها تاخودشان درشرائط يه مشكل قرارنگيرند نميخوان خودشونو جاي ديگري بذارن ما ايرانيها عادت داريم درمورد همه چيز و همه كس خيلي خيلي خودخواهانه قضاوت و قضاوت كنيم حالا خودمون سرتاپا خطاو اشتباهيما اما خودمونو تبرئه ميكنيم كه نه من اشتباه كردم ولي ازاين دست نبوده درهر زمينه اي رو مي گما.فراموش نشه كه يه سر اين مسئله به نياز برميگرده حالا اگه يكي موقعيتشو يا شرائط قابل اعتمادي براي رفع اين نياز نداشته نميشه گفت بقيه هم فقط از سر فساداين نيازشونو برطرف كردن. خيلي چيزا دخيل ميتونه باشه شرائط اعصاب، روحيه، خانوادگي، محيطي، كمبود محبت، عاشق شدن، سوءاستفاده و فريب يك طرف، موانعي كه تصميم افراد براي ازدواج با هم رو عوض ميكنه و.... بعدشم مگه قراره آدم بدون زمان كافي براي شناخت كسي باهاش ازدواج كنه وقتي سنجش كافي از نظر علاقه و شخصيت و احترام و ...صورت بگيره فرضا كه مرد يا زن قبلا اميالي هم داشتن جرم و جنايت كه نكرده ميمونه بعد از آغاز يك رابطه كه نبايد در آن بدون بروز جدايي فرد ثالثي بميان آيد چون انسان داره تعهد ميكنه. حالا بيا و ببين وسط اين همه كار براي همقدم شدن در جهت پيشرفت و حل مشكلات بزرگ زندگي دو تا آدم انشاءا...عاقل و بالغ همه فكر و هوش و حواسشون دادن به دو تا تيكه گوشت. بجاي آنكه بشينن درمورد برنامه هاي فعلي و آينده اشان نقشه بكشنن ... چي بگم!!! در واقع اگه نيازهاي اوليه افراد درست و صحيح برطرف بشه درست مثل گرسنگي آدم به نيازهاي ثانويه و بالاتر و مهمتر زندگيش فكر ميكنه حالا من نميفهمم شماها چي دارين ميگين.



ati

به نظر من بکارت اصلا اون قدر مهم نیست که تقریبا همه ی دختر ها یا زنها درگیرشن مهم تر از همه اینه که یه نفر چقدر به خودش چقدر به خوشی هاش اهمیبت بده!



رها

چه کسی گفته است که عصر جاهلیت به سر رسیده است؟نه. هنوز هم دختران را زنده به گور میکنند. اما نه بدنشان را .روحشان را که تمام بودنشان است .قلبشان را که اساس تپیدنشان است ...دوست عزیز مسئله دختران نسل امروزعقب ماندگی نسل دیروز نیست بله عقب ماندگی پسران نسل امروز است .آقایان محترم ،ما دختران، تمام رسومی که طی اینهمه سال به زنده به گور کردنمان مشغول بودندرا نابود کرده و می کنیم ،ما برای آزادی و آزادگیمان میجنگیم.نداشتن پرده بکارت دیکر نقطه ی ضعف دختر امروز نیست بهتر است برای برنده شدن توی این مسابقه دنبال یک نقطه ضعف دیگه بگردید،البته اگر به راحتی تشخیص دادن پرده بکارت باشه.!!!!!!!!!!!



sogand

20 سالمه و از 12 سالگی زندگی واسم شده جهنم بخاط اینکه شک دارم پردم سالم باشه چون بچه که بودم از روی کنجکاوی انگشتمو داخل کردم تصمیم زمان ازدواج م خود گشی کنم نه می تونم برم دکتر چون محدودیت دارم



بهار

اصولا بحث سر این مسئله بحثی فرسایشیه که کسی دست از اعتقادش بر نمی داره
سعی کنیم به بکارت روح و فکر آدمها بها بدیم
اگر مردی تنها برای داشتن رابطه ی جنسی با دختری ازدواج کنه مسلما باکره بودن دختر هم براش مسئله ی مهمیه . اگه تنها برای این نیازتون میخواید ازدواج کنید من بهتون پیش نهاد میکنم تجدید نظر کنید
ازدواج فراتر از تجربه های پیشین وعشق های دبیرستانیه ، ازدواج میکنیم معنای مسئولیت پذیری رو بفهمیم ، معنای وفا داری ، معنای در کنار یکنفر آروم گرفتن ، ازدواج می کنیم که بی ترس جدایی دوست بداریم
ازدواج می کنیم که خدمون باشیم نه اینکه از گذشته ی خودمون فرار کنیم. ازدواج میکنیم که یاد بگیریم به وجود خودمون احترام بذاریم نه اینکه با دروغ خودمون رو پنهان کنیم
با این حال من به همه ی دخترا پیشنهاد می کنم که اگه توان ایستادن در مقابل تصمیمشون رو ندارن قبل از ازدواج اصلا سراغ سکس نرن واین روهم در نظربگیرن که تا همیشه باید خودشون رومحکم و مقاوم بکنند در ارتباط با این موضوع چون هرچقدر با آدم فهمیده وروشنفکری ارتباط داشته باشن در موقع عصبانیت آدما قابل پیش بینی نیستن و ممکنه ازهمین قضیه باکره نبودن همسرشون موقع ازدواج تا همیشه به عنوان نقطه ضعف سو استفاده کنند



niloo

salam be dostane aziz be nazare man be hich mardi nabayad rast goft chon akhaesh to sare ma dokhtaraye badbakht mizanan ma dokhtara hamishe bayad joloye ehsase khodemono begirim chon dokhtarim ama vase khodemon ke az jense zanim moaastefam
omid varam yek rozi in nazarha avaz beshe



pajgach

دوستان! این چه باور اشتباهیست که دختر یا پسر پس از ازدواج باید مسئول روابط پیشین باشند؟ اتفاقا خیر،ازدواج تعهدی ست از لحظه ی ازدواج به بعد.و قبل از آن به هیچ کس مربوط نیست.البته اگر حقیقت را گفتند چه بهتر و اگرنه هم که الان دیگر با طرف دارند زندگی می کنند.این چه آفتی ست در افکارتان؟ که پسر یا دختر وقتی مزدوج شوند،باید همه ی گذشته را صاف بریزند روی داریه؟این چه کار بیهوده ایست؟ این را هم بدانید که اگر پرده ای معیار زنیت ِ زنی ست،امروزه با آزمایش ِ انتهای ِستون ِ فقرات،می توان از روابط ِ مردان نیز باخبر شد.و اما چه کار پست یست.اگر هرکس با هرکس دوست داشت آزادانه غریزه ها را حفظ می کردند دیگر خبری از این تجاوز ها و تنفرها نبود.
داد ِ بر ما



مردی ناشناس

سلام
من می خواستم بگم که نکته مهم صداقت و راستگویی هست.برا هر دو طرف.و اگه دو نفر عمری می خوان همو شاد کنند و با هم لذت ببرند با راستگویی و شفافیت این خوبه.
اگه غیر از این باشه هر طرفی که دروغ بگه کار بسیار زشتی هست و طرف مقابل میتونه اعتراض کنه.من خودم شخصا با هیچ دختری سکس نداشتم و انتظار دارم خانم من هم همینطور باشه.اون شخصی که این دروغ بزرگ رو میگه و شوهرش رو گول میزنه داره شخصیت و هویت اونو لگد مال میکنه.خوب منم خیلی تو زندگیم تحت فشار بودم و این دلیل نمیشه که برم یه دختر رو بکارتشو بگیرم و خودمو ارضا کنم.پس دختر هم باید احساسات خودشو کنترل کنه و اگه هم خیانت کرده همون اول به شوهرش بگه.و باعث ابرو ریزی اون نشه.مرد هم اگه دختری رو زن کرده و یا رابطه ای داشته باید بگه چون خیلی بده که دختر فکر کنه اون اولین عشق شوهرش هست و این هم چون دروغ هست و چون خیانت هست باید گفته بشه.ارزوی سلامت جسمی و روانی دارم برا همگی. وخدا یارتون باشه.



نیلوفر

سلام من تو یه شهر کرد زندگی میکنم که قبل از ازدواج دختر باید معاینه بسه و تصدیق بگیره.من تو یه رابطه ی 4 ساله بکارتمو از دست دادم و وقتی به طرف گفتم فرار کرد!الان من موندو و هزار جور فکر و خیال در مورد آینده ی نداشتمکه یک عمر باید با حسرت داشتن زندگی مشترک بسوزم.امیدم فقط به خداست که رسوام نکنه



هدیه

سلام، خیلی برای خانم های این مملکت متاسفم . شما که خودتون این حق روکه طبیعی ترین حق یه " آدمه " رو از خودتون می گیرین و احساس گناه می کنین دیگه واقعاً چه انتظاری از پسرا دارین ؟؟؟؟؟؟ این باکره بودن دخترا تاکیدی هست بر مرد سالاری حاکم بر این جوامع عقب افتاده که تمام فکر افراد در این جوامع متمرکز بر مسائل کمر به پایینه. "آزادیییییییییی فردی " معنی شو برید یاد بگیرید دخترا .... هیچ جای بدن شما هیچ ربطی به کسی نداره و هر کاری که دلتون می خواد می تونید باهاش بکنید . عذاب وجدان و این چیزا رو بذارید کنار یکم به خودتون و چیزایی که می خواین و کارایی که می کنین اهمیت بدین و پاش وایستین ..........



نیلوفر

صداقت مهمترین شرط تو زندگیه
به نظرمن اون مردی که بخاطر باکره نبودن خانمی حاضربه ازدواج کردن باهاش نیست همون بهتر
خود این اقا قبل ازدواج رابطه ای نداشته ؟؟؟؟؟
زندگی قبل از ازدواج هرکس به خودش مربوطه
مهم بعد از ازدواجه که ادم دیگه متعهد میشه



123

من میدونم نامزدم قبلا رابطه داشته ولی الان با افتخار به خاطر صداقتش میخوام باهاش ازدواج کنم



مینا

سلام
با خوندن این مطالب منم جرات پیدا کردم که بگم یک همچین مشکلی دارم.اما من نمیگم اصلا برام مهم نیست مه چرا این اتفاق واسم افتاد.هرشب و هر روز بهش فکر میکنم.میتونم برم ترمیم کنم و هیچکسم نفهمه اما چه فایده.یک عمر با یک دروغ زندگی کردن.راستشم که نمیشه گفت چون مطمئناً کسی منو ایجوری نمیخواد.پس باید چکار کنم؟؟؟؟؟
خواهش میکنم کمکم کنید



نيلو

اينكه دوطرف بايدصداقت داشته باشن چيزخيلي مهميه ولي به هركسي هرحرفي رو نميشه زد خيلياتحمل شنيدنشو ندارن من نامزدم همه چيزشوبهم گفته واين ارزشمنده شايداگه بعدا ميفهميدم خيلي واسه هردومون بد ميشد البته واسش مهم بوده كه من پاك باشم بخاطر صداقتش ميخوام باهاش ازدواج كنم دونستنش برام مهمتراز ندونستنش بود حداقل ميدونم كه گذشته شوهرم چي بوده واين خوبه.



غلی .غ

سلام به همه کسانی که این مطلب رو میخوانند ، ببینید این بکارت درواقع کنترل خانواده . با حجب و حیا بودن و اهمیت شخصیت اون فرد در خانواده رو میرساند ، لذاایل و تبار خیلی مهمه ، مثلاً اگر دختر از کرد بگیری قبل از اینکه مقدمات عروسی رو فراهم بکنی حتماً بایستی به یک دکتر زنان و زایمان مراجعه تا صحت بکارت مسجل شود ،در اقوام لر و عرب اگر دختری بکارت نداشته باشه اول کار که همه چیز بهم میخوره اینا همه رایگان ، اون بنده خدا باید فاتحه خودشو بخونه، عرض کردم اقوام مختلفن بعضی هم که در شهرهای بزرگ زندگی میکنن بی تفاوتن نسبت به بچه خود میگن بار دار نشه بذار ده تا دوست پسر داشته باشه ، اما به همه دختروپسرای جوان میگم ، در جوانی پاک زیستن شیوه پیغمبری است / ور نه هر گبری به پیری می شود پرهیزکار.



آشنا

به نظرم رابطه جنسی قبل از ازدواج از بُعد آسیبهای روحی روانی خیلی بیشتر قابل بحثه تا بکارت.
بیاید به این فکر کنید که اگر زنی روحشو در اختیار مردی قرار داده (اگر فرض تجاوز رو کنار بزاریم حتماً میدونید که یه زن تا حس نکنه عاشق مردی هست باهاش نمیخوابه) آیا میتونه باز روحشو در اختیار مرد دیگری قرار بده؟ یا اینکه به روابط بعدی به چشم کاسب کارانه و خودخواهانه نگاه میکنه؟
بکارت جسم حتی ارزش فکر کردن رو هم نداره. اما بکارت روح و احساس چطور؟
آیا زنی که قبل از ازدواج به سه تا مرد گفته دوستت دارم (و واقعاً هم این حس رو داشته اما برای هر مرد کمرنگتر از مرد قبلی) پس از ازدواج هم با همون شدت و احساسِ بار اول به شوهرش دوستت دارم رو میگه؟ آیا واقعاً تمام روابط و خاطرات قبلیش با مردهای دیگه رو فراموش میکنه و زندگی جدیدی رو شروع میکنه؟
من جواب این سوالها رو نمیدونم و فکر نمیکنم برای همه افراد یک قانون کلّی وجود داشته باشه اما اینا سوالات اساسی هستن نه اینکه جسم زن باکره هست یا نه



sara

azizanam majbor nistid ke berid rabete bargharar konid ke bad kasey chekonam chekonam begirid dasteton ya afsorde beshi



پری

من در اثر کنجکاوی که دوران نوجوانی داشتم خودم پرده بکارتم رو زدم.البته نمی خواستم اینطوری بشه ولی متاسفانه شد.
مطمعنا خیلی از دخترا شرایط منو دارن رابطه ای هم نداشتن.
تکلیف ما چیه؟
ولی من قصد دارم حقیقتو بگم انشاالله خدا هم کمکم کی کنه



نشمیل

چرا باکره بودن اصل دختر بودنه؟شاید ناخوداگاه براثر ی حادثه ای یا مورد تجاوز قرار گرفتن پرده بکارت خودش رو از دست بده یعنی چنین افرادی نمی تونن ازدواج کنند چون همسر اینده اش میخواد باکره باشه و همیشه با زود قضاوت کردن ادم رو از زندگی کردن و داشتن اینده خوب محروم می کنند این خودخواهیه.من در بچگی وقتی 5سالم بود پسر عموم باکره بودن رو از من گرفت حالا به نظر شما منی که هیچ چیز نمی دونستم و در بچگی باکره بودن رو از من گرفت فقط به خاطر خودش حق زندگی ندارم؟یکی یک دلیل برای من بیاورد که کجای قران یا یک حدیث گفته شده که دختر باید حتما باکره باشه تا بشه باهاش زندگی کرد و بهش اعتماد کرد.م حرف از عدات میزنیم ولی در عمل هیچ از عدالت نمی دونیم.



دختر خوب

من اگه پسر بودم با دختری ازدواج میکردم که دوسش داشته باشم،دوست داشتنی که حاضر باشی همه خوب و بدش رو تحمل کنی،اشتباهات گذشته اش به خودش مربوطه،ولی بعد از ازدواج دیگه فقط مال من باشه،منم فقط مال اون باشم و بشم بابای بارون اونم بشه مادر گلها،بابا از آسمون دلش بارون بباره مادر با آب بارون غنچه گلاشو پرورش بده! خوب اینکه پسرا دختر باکره میخوان این رو میرسونه که ذات آدمی و سرشت آدمی بیشتر دنبال چیزهای دست نیافتنی و شاید بشه گفت چیزهایی هست که سخت و باتلاش بدست بیان،نه اینکه پسرا یهو دین و مذهبشون گل کرده و دنبال پاک و عفیف میگردن نه،اونا نه کاری به دین و مذهب دارند نه فرهنگ وسنت!! آی پسرایی که از سر تقصیرات دیگران نمی گذرید،مگه از خدا بالاترید که در توبه ندارید؟مگه خودتون مرتکب اشتباه نشدید؟یادتون رفته شما و امثال شما باعث شدین که جنس مخالفتون باکره نباشه؟شمایی که جنسیت نر دارید و هویت نامرد،ایقد ضعف دارید که دفاع از هم جنسای خود بلدنیستید؟دفاع بلدید اما فقط واسه ی تبرئه کثیف کاریهای شما و هم جنستون!! چرا تمام معیارهای زندگیتون رو زیر پاله می کنید فقط بخاطر پرده ؟



hani

manam iin moshkelo daram az hame zendegiiim siiram:(



مصطفی

سلام.من نظر داده بودم که نذاشتید...
چرا؟
؟؟؟؟؟؟



مهرداد

من یه مرد هستم. من نمی تونم به هیچ عنوان قبول کنم که همسر آیندم با کسی رابطه ی جنسی داشته. خودم هم با کسی تا الان رابطه جنسی نداشتم. اگه هم همسرم بهم این موضوعو بگه، اگه امکان جداشدن باشه، جدا می شم ولی اگه دوسش داشته باشم، تمام تضمین های ازدواج رو ازش می گیرم و زندگی رو تبدیل به زندگی دو هم اتاقی می کنم. یعنی مهریه، جهاز، و همه ی امتیازات و یا وظایف از دو طرف ساقط بشه و اون هم در عوض حق طلاق بگیره، ولی هر کسی خرج خودشو و هزینه ی خودشو جدا حساب کنه. هر کسی کارای خودشو انجام بده و هزینه ی خونه هم تقسیم بشه. فکر می کنم این جواب خوبی باشه برای اونایی که می گن هر کسی حق بدن خودشو داره. چون این حرف رو بعد از ازدواج هم می تونن بزنن. الآن که فکر می کنن شما از بقیه بهترین این حرفو می زنن ولی اگه بعداً یه آدم بهتر پیداکردن این حرف برای بعد از ازدواج هم تعمیم پیدا می کنه.
اگر هم بهم نگه و بعداً بفهمم بخاطر عدم صداقتش در جا ازش جدا می شم یا اگه مهریه نذاره هم خودم و هم خودشو روانی می کنم تا مطمئن بشه دیگه نمی خوامش . اگه بازم مهریه خواست می رم زندان!
انگیزه ی خودمم برای این رفتار منطقی می دونم. کسانی که قبل از ازدواج یک رابطه ی جنسی داشته اند، دو برابر بیشتر از کسانی که رابطه نداشته اند، طلاق گرفته اند.(در ایالات متحده). برای من تعهد طرفین و اطمینان خاطر از این که ترک نمی شی خیلی مهمه. مشکل من گذشته ی فرد نیست، ولی گذشته فرد می تونه کمک خیلی خوبی در شناخت اون داشته باشه. اصلاً چیزی جز گذشته ی یک فرد نمی تونه در شناخت اون کمک کنه. قبول دارم که گذشته نمی تونه صد در صد آینده رو مشخص کنه، ولی چاره ای نیست مخصوصاً زمانی که مرد و زن باید هزینه های زیادی برای طلاق بدن. به نظر من اونایی که قبل ازدواج رابطه داشتن بهتره رابطه هاشون رو بدون تعهد و ازدواج ادامه بدن و سراغ کسایی که به ازدواج اهمیت می دن نرن. مگه نمی گن که یه تیکه گوشته، خوب پس اصلاً ازدواج برای چیه؟ چرا وقتی یکی بهترو پیدا کردی نباید همسرت رو ول کنی؟ سوال من فقط اینه.



شقایق

سلام
من این مشکلو دارم
دوست پسرم بعدش رفتارش عوض شد و زیربار ازدواج نمی ره
الان پشیمونم و توبه کردم
فک می کنم دیگه نتونم به مردی اعتماد کنم
اگه هم کسی پیدا بشه که واقعا دوستم داشته باشه، بهش می گم که چه کار کردم
خدایا من توبه می کنم از حماقت و ازت می خوام کمکم کنی
خدایا من تصمیم گرفتم پاک باشم
...



صالحه

سلام این وبلاگ و همینطوری پیداکردم نظر عزیزان رو خوندم خواستم ازخودم بگم من تجربه یک عقد سه روزه را داشتم و بنا به دلایل امنیتی وخطرناکی که ممکن بود واسم پیش بیاد با همکاری برادران پاسدارو شغل پدرم طلاق گرفتم هشت ماه بعد پسرهمسایه و خانواده اش با یک دنیا التماس و اشتیاق و به قول خودشان نذر و نیاز مارو راضی کردن به عقد اولش همه ی معیارهای مارو داشتن تو شهرما یعنی زاهدان طلاق تو عقد از طلاق توسال دهم ازدواج بدتره خلاصه بعد از سه هفته که همه چی گل و گلاب بود واقاشروع کرد به درخواست رابطه س ک س منم چون خانواده مقیدی داریم و واقعا چیزی تا عروسی نمانده بودو فضای خانه هم مناسب اینطورخلوت ها نبود قبول نمیکردم تااینکه یک صبحی خانوادگی خواستنم منزل و گفتن به ما تلفن کردن گفتن عروستون دختر نیست و چنان قصه هایی گفتن بیا بشنو پیشنهاد دادن مهریه ات را ببخش بی عروسی برو سرزندگیت منهم جهزیه ام را ازخانه ایکه بابا هدیه داده بودخالی کردم ماشینم را که دراختیارخواهرش بود پس گرفتم دادخواست طلاق دادم 26 خرداد 91 میشه ده ماه که منو ازمحل کارم اموزش و پرورش تا محله تا فامیلهاشون فاحشه بدکاره روسپی جلوه دادن تنها دلیل همسرمم به وکیلم اینه که ازداشتن رابطه امتناع میکرد و میخواست بذاره شب عروسی بندازه گردن خودم حالاشدم تابو جذامی ازهمسایه همکار که دوتاشون دخترائی هاش هستن تاهرکی که سی ساله ماخانواده محترم را میشناخته منو مقصر میدونن چون دوبارکه طلاق میگیرم و فقط خداو خودم میدونم که هیچکدوم از شوهرای شناسنامه ایم دستشون بهم نرسید چه رسد به به حرفهاییکه بهم نسبت میدن و جالب که دستگاه عدل و قضا میگه شاهد بیار چهارتا که بهت گفتن بدنام بی ابرو جای من بودید چکارمیکردیدمنی که تواین خراب شده بزرگ شدم و دوبار با سرنوشتم بازی شد و حالاباید باحسرت به بچه دادشم و زن داداشم نگاه کنم و اه کشیدن ها و نفرین های مادرم را بشنوم حسرت مادرشدن دارم وبس ازهرجا مرد و ازدواج و زندگی زناشویی متنفرم جوانیمو روزگاربردابرومو ادمهاش
اگه کسی دوستداره واسم پیام بذاره ممنون
sali.jahan@yahoocom



صداقت

حدود6ماهه ازدواج كردم با پسري كه با هم فقط دوست بوديمو دردودل ميكرديم.ميدونست باكره نيستم. نميدونستم با مردي كه بهش رازمو گفتم ازدواج ميكنم. البته بعد ازاون اتفاق كه ازسر كنجكاوي بود و يكبار هم بود به خودم گفتم من اين رازو به مرد زندگيم خواهم گفت.
ميدونين الان چي شده؟ الان عقديم هروقت دعوامون ميشه مياد دم در خونمون و ميگه به خانوادت ميگم. هر روز برام عذاب قبره خدا نكنه بازم دعوامون شه. ولي يه روزم تو دعوا خيلي از كوره در رفتو به بابام گفت.با يه عالمه ماست مالي جمش كردم مثل اين ادماي تو فيلما افتادم به پاهاش پاشو ماچ كردم كه ابرومو ديگه نبر.خانوماي عزيز الان زندگيم جوريه كه دلم ميخواد دنبال همه ي دختراي ايران برم و اگه داشتن ميرفتن خونه پسر نزارم برن.
هر روز با كابوس بيدار ميشم. ميگم الان تو عقديم همديگرو دوست داريم 10سال اينده چي؟ من تاوان صداقتمو دارم پس ميدم به خدا اون مردي هم كه قيول ميكنه. وقتي ميره تو زندگي عوض ميشه .شوهرم برام همه كاري ميكنه ولي هنوز اين مسألة براش حل نشده.تو اين180 روز 160 روزشو دعوا كرديمو اخرشم با اين مسأله تموم ميشه بابام ديگه نميخواد دامادشو ببينه چون اين حرفو زده ميدونم اخرشم طلاق با بي ابروييه دخترا تورو به خدا نكنين. درسته همه ي حرفاتون منم اينارو گفتم باد رفت تو سرم ولي سربلنيمو گرفت به خدا ذليل ميشين به خدا مرد منم روشنفكره
اين طوري بگم اگه يه بار ديگه هم دختر باشموهزار سال تو دنيا زندگي كنم محاله كه قيل از ازدواج سكس كنم حتي اگه فرداش دنيا تموم شه .



سارا

بنظر من نباید یک خانم بخاطر بی تعهدی یک مرد اینده خودش رو تباه کنه وقتی خدا ستارالعیوبه و میبخشه باید انسان هم خودشو ببخشه گفتن این قضیه به همسر آینده صداقت نیست بلکه حماقته چون اگه واقعا توبه کردی بیان کردن گناه نوعی گناه حساب میشه و ازنظر عقلانی ضررش خیلی بیشتراز منفعتشه بهتره با شجاعت خودشو ببخشه و در زندگی مشترک خطا نکنه



سارا

بنظر من نباید یک خانم بخاطر بی تعهدی یک مرد اینده خودش رو تباه کنه وقتی خدا ستارالعیوبه و میبخشه باید انسان هم خودشو ببخشه گفتن این قضیه به همسر آینده صداقت نیست بلکه حماقته چون اگه واقعا توبه کردی بیان کردن گناه نوعی گناه حساب میشه و ازنظر عقلانی ضررش خیلی بیشتراز منفعتشه بهتره با شجاعت خودشو ببخشه و در زندگی مشترک خطا نکنه



ساده دل

من تازه ازدوج کردم ولی در اولین نزدیکیمون خانومم دستمال خونی کذایی نشونم داد . منم صدام در نیومد گفتم بخاطر عشقمون ندید میگیرم اما الان هر روز دارم عذاب میکشم چون من تا بحال هیچ رابطه ای نداشتم فقط خدا میدونه چه عذابی میکشم. دیگه مثل قبل دوستش ندارم اما به زبون نمییارم خیلی سخته جلوی همه بگی از زندگیت راضی هستی اما نباشی و همیشه نگران اینکه شریک زندگیت بهت خیانت نکنه تو رو خدا صادق باشید.



الی

سلام
نظرها رو خواندمو خیلی جالب است. من به عنوان یه دختر می توانم در مقابل اینکه پرده بکارت دارم یا ندارم از خودم دفاع کنم ولی در مقابل دروغ مطمئنم دفاعی نخواهم داشت. من خودم یک سال و نیم عقد کرده بودم ولی به خاطر عقیده های شخصی حاضر به روابط جنسی کامل با نامزدم نشدم. و در آخر هم به خاطر دروغ های نامزدم که بر ملا شد جدا شدم.
الان به خودم افتخار می کنم نه به خاطر اینکه هنوز پرده بکارت دارم. به خاطر اینکه همیشه باهاش صادق بودم و دروغگویی از طرف من نبود.
به نظر من اگر بارها همسرت تو دعوا این موضوع رو مطرح کنه به نظر من بهتر از بی صداقتی!
اما از من به شما نصیحت کسی که توی دعوا حاضر میشه راز همسرشو به دیگران بگه ولو پدر زن باشه قابل اعتماد نیست.
من با وجود همچین مردی ترجیح می دم تنها باشم.
البته باید به تمام دوستانم بگو که در همین ایران خودمون مردهایی را می شناسم که با وجود اینکه می دونستندهمسرشون باکره نیست ولی با اون ازدواج کردن چون به همسرشون ایمان داشتن.



صالحه

الی عزیز
نوشته منم خوندی ببین چقد ماشبیه همیم
منم مثل شمادارم کم کم باورمیکنم مشکل ازمن نبوده جدائیم شجاعتمو میرسونه و دیگه کمتربخاطر مردیکه هیچی ندیده تهمت زدوبااحساس و ابروم بازی کرد غصه نمیخورم



میلاد

نمیدونم چی بگم ولا سرم گیج میره ازحرفاش



مصطفی

من اکثر نظرات را خواندم. برخی از حرفهای دوستان از این نظر که قبحِ گناهِ داشتن رابطه را قبل از ازدواج با دوست پسر یا دوست دخترشون را می ریختند. نمی خوام نصیحت کنم اما واقعا اینها با زنا فرق می کنه. گناه به این بزرگی که چه عذابهایی برای آن در نظر گرفته شده است.
شما اگر تجربه این کار را داشتید به هیچ وجه حق ندارید برای دیگران بازگو کنید که این هم خود یک گناه کبیره است. اگر واقعا از کار خود پشیمان هستید و بین خود و خدایتان توبه کردید به هیچ وجه حق ندارید به دوستان یا حتی با کسانی که بعدا صمیمی می شوید حتی همسر آینده تان که با او ازدواج کردید بگویید. زیرا به شدت دیدگاه همسرتان نسبت به شما عوض می شود. این اسمش صداقت نیست. این احمق بودن شخص را می رساند الان من کسی را می شناسم که به همین خاطر در شب اول عقدشون دیده شوهرش داره نماز شب می خونه گفته نباید در حق او ظلم کنم و صداقت به خرج داده و جریاناتی که اصلا هم سبب پاره شدن بکارت نشده به او گفته الان که سه ماه از عقدشون می گذره شوهره پا تو یک کفش کرده که باید طلاق توافقی بگیریم والسلام.
تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل
از عذاب الهی بترسید
www.salim.blogsky.com



احسان

خب تمام نطرات رو کامل خوندم.
من خودم یه پسری هستم که تا حالا رابطه جنسی با کسی نداشتم و این انتطار رو از همسرم دارم که مثل من باکره باشه و این کمترین حق منه.البته حق همسر من هم هست که همچین انتطاری رو از من داشته باشه!
من هم میتونستم با این و اون باشم ولی این کار رو نکردم. پس از زنم انتطار دارم خودش رو پاک نگه داره.
برای این کارم دلیل دارم... اگه من به شخصه بفهمم که همسرم قبل از ازدواج با کسی کاری کرده مسلما اعتمادم ازش سلب میشه و هر روز و هر ثانیه فکر خیانت از جانب اون من رو اذیت میکنه و زندگی رو به کام خودم و خودش تلخ میکنم! کسی که نتونه خودش رو نگه داره مطمئنا باز هم مرتکب این اشتباه میشه.
در مورد خانمهایی که مسئله پاره شدن پرده براشون دغدغه شده و ترس از این دارن که تا اخر عمرشون نتونن با کسی سر کنن. مهمترین شرط دو زوج نسبت به هم صداقتشون هست. توی این زمونه همه جور تیپ ادمی پیدا میشه. به مردی جواب مثبت بدین که واقعا این موضوع براش بی اهمیت باشه و واقعا عاشق شما باشه و شما هم اون پسر رو کاملا بشناسین و به حرفایی که میزنه اطمینان داشته باشین. مطمئن باشین حقیقت هرچقدر هم که تلخ باشه بهتر از اینه که رندگیتون رو بر پایه ی ذورغ قرار بدین.
شرمنده سرتون رو درد اوردم.



نرگسی

سلام به همه دوستان.نمیدونم چی بگم ولی میدونم تو جامعه ما پسرا حق همه کاری دارن اما همیشه دختران ما اسیرن و این ظلمه بزرگیه نه بخاط پردهع بکارت.نه بلکه حتی در مسله عشق و دوسداشتن این ما هستیم که همیشهمی بازیم و بازنده هستیم.براتون دنیایی از ارزوهای قشنگ از خداوند خواستارم.



مرضیه

سلام به همه دوستان من یه دخترم که توایران توخانواده سنتی بزرگ شدم طبیعتا نمی تونم رابطه قبل ازدواج که به اتاق خلوت کشیده شده باشه را قبول داشته باشم از طرفی هم میدونم علت بیشتر طلاق ها تو ایران همین مسئله زناشویی هست که دخترایرانی به دلیل همین حجب حیا کاذب حاضر به رابطه سالم با شوهرشون نیستند به خاطر اینکه مبادا شوهرش فکر کنه قبلا رابطه جنسی داشته حالا فکر کنید اگه رابطه ه وجود داشته مردای ایرانی چطور درموردش قضاوت می کنند بنظر من زندگی خیلی کوتاه ست وارزشش بیشتر ازاینه که بخوایم ازش لذت نبریم درضمن محض اطلاع اقایون درست کار خدا خودش جای حق نشسته واجازه نمیده حق کسی ضایع بشه روزگاربکام



بهااااااااااااااارررررررررررررر

چرا یک زن در تمام طول زندگی باید نگران حفظ باکرگی اش باشد برای آسودگی خیال مردی که پرده ها دریده است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



ساريناز

سلام
به هيچ وجه نگيد حتما" ترميم كنيد من به شوهرم گفتم و آبرومو همه جا برد با اينكه قبل از عقد مي گفت مهم نيست مرد ايراني ظرفيتشو نداره



سجاد

قابل توجه دخترانی که از طریق رابه جنسی بکارتشونو از دست دادن میدونم خیلی از شما پشیمون هستین ولی پشیمونی سودی نداره سعی کنید با این موضوع کنار بیایین وقتی که خودتون بتونید با این موضوع کنار بیایین مطمئن باشید اونی هم که قرار با شما ازدواج کنه کنار میاد اول باید شما این موضوع رو بپذیرین و بعد امید وار باشین که اون اقا هم این موضوع رو قبول کنه من کسی رو متهم نمیکنم که کارش اشتباه بوده یا نه من خودم پسر هستم و 26 سال از زندیگیم رفته و تا حالا رابطه جنسی رو تجربه نکردم و تمام احساس و وجودمو برای همسرم نگه داشتم و اطمینان دارم یه دختر با طرز فکر خودم و مثل خودم انتظارمو میکشه



هستی

همه پسرا سروته یه کرباسن.ادای روشنفکرارو در مبارن.من به سال پیش این اشتباه رو کردم و دارم بدجور تقاصشو پس میدم چون هنوز نتونستم راضی به ازدواجش کنم.....دبگه به بن بست رسیدم نمی دونم چیکار کنم....



بابك

lممنون از زيبايي وبلاگتون
زن بودن لطيف و زيباست.
ماجرايي است که شجاعت بي پايان ميخواهد.
جنگي است که پاياني ندارد.
اگر دختر به دنيا بيايي ، خيلي چيزها را بايد ياد بگيري.
اول اينکه بايد خيلي بجنگي تا بتواني بگويي اگر خدايي وجود داشته باشد مي تواند
پيرزني سپيدمو يا دختري زيبا و دلربا باشد.
ديگر اينکه بايد خيلي بجنگي تا بتواني بگويي آنروز که «حوا» سيب ممنوعه را چيد «گناه» بوجود نيامد.
آنروز يک فضيلت باشکوه بدنيا آمد که به آن «نافرماني» ميگويند.
و بالاخره بايد خيلي بجنگي تا ثابت کني درون اندام ظريف و نرمت ، چيزي به نام عقل هم وجود دارد که بايد به نداي آن گوش داد.
مادر شدن حرفه نيست.
وظيفه هم نيست.
فقط حقي است از هزاران حق ديگر. از بس ناگزير مي شوي اين را فرياد بزني خسته ميشوي و اغلب ، تقريباً هميشه ، شکست ميخوري.
اما نبايد دلسرد بشوي. مبارزه بمراتب زيباتر از خود پيروزي است...
زن بودن اتفاق عجيبي ست‌ , گاهي اوقات وقتي در عمق لطيفترين احساسات غلت ميخوري , هزاران داستان مختلف تو را وادار به نمايش جسارت نهفته ات ميکنند
بگذار هر که خواست زن ستيز باشد ,
و انکه از «زن» فاصله گرفت ,روح زندگيش را به باد داده



مهسا

نیلوفر عزیزم داخل همهی این نظر ها بیشترازهمهبرایتونارحت شدم امید وارم مشکلت حل بشه وواقعا ازاین همهصداقت کسایی کهنظرشون رو نوشتن به وجد امدم به امید فردای بهتر......



مهسا مباشر

من این مشکلو ندارم، ولی میتونم تصور کنم.
پسران ایرانی، اوناییکه رابطه نداشتن دنبال یه دختر با بکارت میگردن.
و پسراییکه خودشون پرده ها دریدن، باز هم دختری با بکارت را برای ازدواج انتخاب میکنند.
اینجا ایران است، من برای اینکه ازدواج سالمی داشته باشم دوران مجردیم خیلی رابطه هارو تجربه نکردم.
و وقتی ازدواج کردم میفهمم شوهرم قبلا پرده ها دریده...
هنوز هم عاشق دخترعمشه!!!
ولی جلوی من میزنه زیر همه چی...
تنها چیزی که برای من مونده حسرت روزهای مجردیمه...
مردهای ایران لیاقتشان شنیدن دروغ است...
بی بکارت باشی، عمل کنی و یک عمر برای دروغی که شنیده اند به آنها بخندید، اما هرگز اجازه ندید بخاطر صداقتتون راجب شما قضاوت کنن.
کسی که تورو واسه بکارتت بخواد، لیاقتش شنیدن دروغه...



مشیا

من نظر اکثریتو خوندم .خطاب به اقایی که گفت اگه کسی قبل ازدواج رابطه داشته دیگه نمیشه بهش اعتماد کرداین حرفو قبول ندارممباید دیدرابطه ی گذشتش چجوری بوده کسی فاحشه بوده هر شب بغل یکی بوده یا اون دختر بیچاره ای که یا عاشق بوده یا به امسال شماهااعتماد کردهاین دو تا با هم فرق دارن.پسریم که یه دختروواسه یه پرده ی 1 سانتی بخواد همون بهتر که بره.ارزش ادما به پرده نیست به صداقت و دل پاک که دیگه خریدار نداره



یه دختر

سلام
من به عنوان یه زن دارم اینا رو می نویسم زن بودن توی جامعه ما به اندازه کافی سخت هست چون پر از محدودیته از پوشش گرفته تا عقاید و احساس روح یک زن ایرانی با اون لچکی که به جبر روی سرشه به اندازه ی کافی تحقیر شده آقایون مدعی چه احساسی بهتون دست می داد اگر مجبور می شدید پوششتون رو بر حسب ایمان یکی دیگه تعیین کنید چه حالی می شدید اگر مجبور بودید عقایدتون رو برحسب ظرفیت کس دیگه شکل بدید که وای فلانی دوست داره من باکره باشم؟چیکار می کردید اگر قوس های بدنتون جذاب تر از طرز فکرتون بود؟ من هم باکره بودن رو قبول دارم فقط به این دلیل که آدما یه نیمه گمشده دارن نه ده تا که بخوان با همشون رابطه داشته باشن و به نظر من این موضوع به خود یه خانوم مربوطه چون شما مالک زنتون نیستید که بخواید براش تعیین کنید قبل از ازدواج چه جوری باشه از اینجا به بعدش مهمه اگر واقعا زنی رو دوست داشته باشی اگر روش غیرت داشته باشی باید لباسش بشی و نقص ها و کاستی هاش رو بپوشونی نه اینکه نمک بپاشی رو زخمش غیرت یعنی نذاری آسیبی از غیر بهش برسه نه اینکه خودت باعثه آزارش بشی و از همه مهمتر اگر یه خانومی بدون تو قبلا با چند نفز رابطه ج که هیج حتی دوست بودی مطمئن باش دیگه تو چشاتم نگاه نمی کنه ولی آیا تو شجاعت اینو داری که اینا رو به زنت بگی و همین هارو هم بشنوئ؟ نه آیا کار تو دروغ و ریا نیست تو عذاب وجدان نداری؟ نه چون جامعه بهت یا د داده که تو مردی و این چیزا برا تو مشکلی نداره؟ برا همینه که این زن بودن ناخواسته باعث بد بختیه خیلی از زناست؟!برا اینه که زن بودن شجاعت می حواد.



مری

با سلام.به نظرم پسری که خودش با صدتا دختر رابطه داره و بعد بیاد توی دختر آفتاب مهتاب ندیده رو بگیره چنین پسری ارزش داره که تو احساستو سرکوب کنی و پاک بمونی که چنین حیوونی بیاد بگیرتمون؟پاکی به پرده نیست دوستان . به قلب پاکه که اونو خدا باید تشخیص بده نه یه پسره کج فهم.آدم بافرهنگ و اصیل ایرانی هیچوقت بخاطر نداشتن پرده صداقت و بقیه خصوصیات دختر رو زیر پا نمیذاره .پسری براش پرده مهمه که اهل کثافت کاری باشه و در خانواده بی فرهنگ بزرگ شده که تقصیری هم ندارن اینجوری تربیت شدن.دقت کردین پسرایی که دنبال دختر آفتاب مهتاب ندیده هستن وقتی زن میگیرن همش دنبال زنای مردم هستن؟در ضمن مگر دختری که پرده داره آدم خوبیه؟اگر صداقت نداشته باشه.بی فرهنگ باشه شوهرداری و رفتار با بچشو ندونه اون پزردش بخوره تو فرق سرم.اگر با نظرم موافقین که ممنون واگر مخالفین یکم فکر کنید و خدای بالاسرتونو ببینید مخصوصا آقا پسرای ایرانی عرب تبار.



آرزو

سلام منم الان 10سال این مشکلو دارم ی رابطه زوری از اون روزبه بعد دیگه نتونستم زنانه زندگی کنم مردشدم چون اون روز فههمیدم دیگه کسی منو نخواهد خواست همه از تمام احساساتم میگذشتن خیلی راحت فقط چون دیگه بکارت نداشتم ولی من هنوز ی انسان بودم و تواین مورد انقدرخسته و له شده بودم ولی حتی نتونستم به کسی بگم که شایدبتونه کمکی برای روح آسیب خوردم بشه فقط الان منم و تمام آینده ای که روز ب روز بیشتر وبیشتر جلوی چشمام تباه میشه فقط چون باکره نیستم فقط از خدا ی چیز میخوام هیچوقت پدر و مادرم نفهمن ن برا اینکه شاید ترکم کنن فقط واسه اینکه اونام مثل من میشکنن ی چیز و ب کسایی ک مثل منن بگم ترمیم پوشش هستش ولی بارفتار نامتعارف و ترس هر لحظت ک کسی نمیتونه درکش کنه چ میکنی من الان انقدر از زندگیم خستم که در سن25سالگی مثل ی آدم 40ساله روحم فرسودس هرشب از خودم میپرسم چرا دلیلش چیه که باید زندگیم اینظور میشد من مهم نیستم ولی من ناخواسته تمام عزیزانم رو هم دارم میرنجونم این دردمو صد چندان میکنه



مینا مامان یه پسر

موقع ازدواجم فقط شونزده سالم بود
تودوران عقدمون عروسی کردیم ولی هیچ خونی ندیدیم خیلی نگران بودم ولی چون واقعا به خودم مطمعن بودم میخندیدم و شوهرم که واقعاااا مرد خوبیه و خیلی پاکه بااعتمادی که بهم داشت حتی یه ذره هم شک نکرد و وقتی من براش توضیح دادم شاید ازاوناست که خون نمیاد و ارتجاعیه قانع شد و هیچی نگفت
چندروز بعدش رفتم دکتر معاینه شدم و دکترم گفت ارتجاعیه و خون نداره وقتی به شوهرم گفتم که رفتم دکتر و نشون دادم گفت که اصلا نیازی به اینکارا نبود من به تو اعتماد دارم و ازاین حرفا..
و خداروشکر تاالان که چهارسال از اون روزا میگذره حتی یبارم حرفی که منو ناراحت کنه نزده
ولی دوسه باری گفت کاش توهم داشتی خیلی دلم میخواست ببینم و تجربه کنم چجور حسیه خداییش خودمم خیلی دلم میخواست پاره شدن پردم رو احساس میکردم ولی خدانخواست دیگه...



مرجان

توی دوره ی نامزدی بهم تجاوز شد، تقریبا داشتم نفسای آخر رو میکشیدم که خانوادم کنار خیابون پیدام کردن، نامزدم از اول بالا سرم بود توی بیمارستان اما نمیدونست تجاوزی هم بوده، مامانم گفت نگو، اما من گفتم صداقتم واسش ارزش بیشتری داره...
وقتی به نامزدم گفتم اول درک کرد بهد هم ولم کرد



سارا

سلام
شاید هیچکس مثل من نتونه در این مورد نظر بده چون با پوست و استخون درد این فرهنگ رو اونم از نوع مسخره کشیده !
من تمام زندگیم روی نگه داشتن بکارتم تاکید داشتم و وارد هیچگونه رابطه ای نشدم و نساز نیست بگم که بخاطر همین تمام 31 سال زندگیمو تنها بودم چون اکثر اقایان کنار عشق حتما رابطه رو هم میطلبند !
تا اینکه ازدواج کردم و مفتخر هم بودم که تابحال دست هیچ مردی تنمو لمس نکرده و .. توی دوران عقد با همسرم به مشکل جدی خوردیم و برای طلاق اقدام کردیم و تازه در مرحله پزشک قانونی متوجه شدم بکارتمو از دست دادم . عجیب اینکه بخاطر نوع بکارتم متوجه این قضیه اصلا نشدیم اونم با یکبار رابطه . چرا که خیلی به نظر خودم مواظب این امر بودم . فکر میکنید چی شد ؟ هیچی همسر عزیز بنده که خیلی هم تعصبی بود و حتی اجازه نمیداد من موهامو کسی ببینه و منو تو زندان عقاید مسخرش کرده بود گفت که امکان نداره و کار اون نبوده . البته نه به این واضحی ولی زجر و فشار روحی به من آورد که خدا فقط شاهد اون روزهاست ! با وجودیکه من قبل عقد با ایشون پیش پزشکی که از اقوامشون هم بود برگ سلامت پزشکی داشتم !
حالا هم جدا شدیم البه به خاطر مشکلات قبل و موقع جدا شدن گفت که این یک اتفاق بوده و چیزی عوض نشده و من چیزی نباختم !
حالا من زنیم که هیچکس از این قضیه مطلع نیست و من موندم چطور باید توضیح بدم در اینده چون توی عقد جداشدم ولی ...
چرا ؟ چون فرهنگ غلط جامعه من معیار سنجشش اینه !
ولی دختری که هررابطه یا رو تجربه میکنه بعدم با یک عمل ترمیم میکنه و آقا هیچوقت متوجه نمیشه خیلی هم زندگی بهتری داره
بازم چرا؟
چون امثال من با یک ارتباط حلال انگ مطلقه بودن دارند و نمیتونن نه عمل کنن نه شناسنامه پاک کنن اما اونا همه چیزشون پاکه حتی ذهن ادما
بنظر من مساله بکارت چیز بیخودی هست و امیدوارم روزی برسه که افکار مردهای ما اینو هضم کنه که" بکارت " چیزی نیست که "به کارت " بیاید و ارزش وجودی یک زن را تعیین نمیکند



صالح

من تمام نظرات رو خوندم ولي يه جواب قانع كننده نديدم كه ايا نداشتن پرده بكارت يك دختر براي اقايون اهميت داره يا نه.
من ٢٨ سالمه و خداشاهده تا حالا سكس رو تجربه نكردم. تا دلتون هم بخواد موقعيت و شرايطش برام وجود داشته. حتي يه بار دوستم ميدونست كه من از سكس قبل از ازدواج خوشم نمياد منو دعوت كرد خونشون و يكي از اون دوست دختراشو هم كه قبلا بارها باهاش سكس داشت رو اورده بود تا به قول خودش منو تو عمل انجام شده بزاره. ولي از اونجايي كه من عقيده دارم همونطور كه روحمو عشقم بايد فقط متعلق به يه نفر باشه جسمم هم بايد همينطور باشه. ما بايد براي جسم خودمون هم ارزش قائل باشيم. شما وقتي قبل از ازدواج با كسي رابطه سكس داشته باشيد ٧٠٪ قشنگي شب اول رابططون با همسر اينددتون از بين ميره. هنوزم پيدا ميشن پسرها و دخترهايي كه حجب و حياشون رو حفظ كردن و منتظره سرنوشتي ميشن كه خدا براشون رقم ميزنه گرچه از هر ١٠٠ نفر ١٠ نفر بيشتر نيستن. اينو مطمئن باشيد هر چقدر هم كه يه نفر بگه كه من ادم روشنفكري هستمو اين مسائل برام مهم نيست بدونيد كه داره حرف بيخود ميزنه. به منو شما يه جور ديگه ميگه ولي تو دلش هممون ميدونيم كه چه خبره



مریم

سلام
من18سالمه هرگزرابطه سکس نداشتم حتی باجنس مخالف دوست نبودم ولی به دلایلی باکره نیستم ونمیدونم بایدچیکارکنم برای زندگی اینم نگرانم



نرگس

سلام به همگی
فک کنم ازمن بدبخت تر پیدا نشه اخه من بکارتمو 11سال پیش وقتی بار اول عادت شدم ناخاسته از دست دادم و وقتی به نامزدم گفتم خیلی نامحترمانه ترکم کرد!
اینم نتیجه صداقت،من میخام ترمیم کنم چون اینجا صداقت از خیانت بدتره



سارا

سلاممنكهواقعانميدونم چيكنركني همه يجورنيسنن من دختربودم با شوهرم ازدوتج كردم ولي جون پردم ارنجتجاييبود خوني نيومدقبلش بهش گفنه بودم حالا بعد3سال اين مسله رومطرح كرده كه من دخنرنبودمدرصورتي كه بودم داريم طلاق ميگيريم نميدونم چرا عذاب وجدان نميگيره



فاطیما

سلام منم نظر همه رو خوندم راستش چی بگم.... بعضی ها گفتند ارضای امیال اینچنینی حق طبیعیه.ولی نیست.ما حق نداریم روحمونو بکشییم فقط برای لحظه ای.همه در معرض خطا و اشتباهیم از خدا بخواهیم به ما رحم کنه.اگه امکانش هست پرده رو ترمیم کنید و نگویید



ليدا

من قبلا با آقايي رابطه داشتم البته نه بخاطر عشق بلكه به علت زندگي طاقت فرسا و بي درآمدي كه خرج زندگيمو ميداد. بعداز اون يه خواستگاري برام اومد خدا شاهده با اينكه خودش قبلا از همسرش جداشده بود، وقتي صادقانه همه چي رو بهش گفتم داغ كرد و عصباني شد وبا سرزنش و تحقير تركم كرد. تورو خدا يكي بهم بگه صداقت يعني چي؟ من ميتونستم با دروغ خامش كنم.ولي متاسفانه چوب وجدان خودمو خوردم.ديگه ياد گرفتم با وجدانم تصميم نگيرم و به دروغ مصلحتي متوسل بشم.



naghmeh

من۳بار بخاظر این موضوع خودکشی کردم ونه میخوام ازدواج کنم نه ترمیم وازایران میرم شاید تو خارج یکی منو برا خودم بخوادنه براچندقطره خون.....بس هرچی اشک حسرت بردامن ندامت ریختم بسه دخترای مثل من شادزندگی کنیدوپاک.



سپید

متاسفانه توی ایران همه دارن نقش بازی میکن.چیزی را وانمود میکنن که نیستن.در مورد رابطه دختر و پسر که الان لازمه هر دوستی شده همه خبر دارن.اما اینکه چرا هنوز سخت چسبیدن به عقاید گذشته را نمیفهمم.شما ای آقای پسر شمایی که دختر را فقط به شکل یک وسیله میبینی و توی دوران مجردیت شدیدا روشنفکری اما زمانی که میخواهی خانواده تشکیل بدی وجودت میشه سراسر غیرت و تعصب فکرت چیه واقعا؟ چرا باید راجع به این مسله سوال بشه؟اون دختری که بهش تجاوز میشه اونی که گول وعده های رنگارنگ شما آقا پسر را میخوره چه گناهی داره؟بیاییم یاد بگیریم که گدشته هر شخص مربوط به خودش است و بر جایگاه قضاوت نشینیم. چه بهتر که افکار عوض بشه که ساختار یک زندگی بر پایه دروغ بنا نشه



ی دختر پشیمون

سلام.ببخشید من یه سوال داشتم!کسی که روحش از باکره بودن خارج شده چیکار بکنه با عذاب وجدانش؟من بخاطر کمبود احساساتم رابطه عاطفی با پسرا داشتم ولی چن ماه پیش توبه کردم!بعد از اون قضایا هم چند نفر اومدن خواستگاریم ولی چون میترسم بهشون بگم قبلا با پسری بودم همه رو رد کردم.خواهش میکنم با نظراتون کمکم کنید.بخصوص از آقا مهرداد خواهش دارم راهنماییم کنن چون بنظرم ایشون خیلی واقع بین هستن.اینم بگم که دست هیچ پسری منو لمس نکرده ولی خب روحمو حتی زخمیم کردن!ممنون.خدا به همراهتون.



گمشده

سلام دوستان نظراتون رو خوندم منم بر اثر حماقت پرده ام رو از دست دادم ولی تصمیم به ترمیم ندارم وازدواج نمکنم مطمن هستم تقاص این کارشونرو اقایون اگر در این دنیا ندن حتما تو اون دنیا خواهند داد که پاکی ما برایشان مهم نبود برام دعا کنید فراموش کنم این کابوس لعنتی رو



محمد

سلام
همه رو خوندم و واقعا دلخور و ناراحت شدم میدونم چقد سخته-ولی کاش ی مرکز یا کلینیک مخصوص روانشناسی بود و کمک و یاری معنوی میکرد -خیلی بد هستش که کور و ذلیل و علیل و نیستی ولی ازدواج نمیکینی!



مژگان

حقیقتا داشتن بکارت را نشانه ی پاکدامنی نمیدانم.دخترهای بسیاری میشناسم که با وجود داشتن بکارت هر نوع سکس دیگری را با انواع و اقسام مردها تجربه کردند و دست آخر ازدواج کردند و دل همسرشان هم خوش بود که با یک دختر باکره ازدواج کردند!متاسفم برای مردان سرزمینم که بکارت را مساوی با نجابت می دانند.زنان در بسیاری مواقع بخاطر عاطفی بودن و بخاطر عشق و علاقه تسلیم خواسته ی مرد مورد علاقه می شوند.یادمان نرود ما پرورش یافته ی فرهنگی هستیم که مرد اگر هر نوع هرزگی کند میگویند مرد است اما زن حتی اگر بخاطر علاقه با کسی بخوابد هرزه ای بیش نیست.گویی زن رباط است و میل جنسی ندارد و هیچوقت عاشق نمی شود.چه انتظاری از زن دارید که شجاعانه حقیقت را به شوهرش بگوید؟؟وقتی از پدر و مادر تا جامعه ی مرد سالار بکارت را نشانه ی پاکی می دانند؟؟هر وقت تابوی بکارت از بین رفت و فرهنگ ما تغییر کرد و این قضیه مثل کشورهای اروپایی عادی شد طمعنا هیچ خانمی به شوهرش دروغ نمیگه و برای شوهرش هم این قضیه مهم جلوه نمیکنه.و میگه همون طور که من قبل ازدواج سکس داشتم او هم به عنوان انسان دارای غریزه سکس داشته..هر آدمی گذشته ای داره از این به بعد مهمه...



ماندانا

سلام ن باید قبول کنیم ک صداقت بهت از حماقته من بخاطر مردی ک بکارتم رو از دست دارم مجبور ب ازدواج شدم الان با زندگی ده ساله هنوز طعم خوشبختی رو نچشیدهام کاش با خودم صداقت داشتم و ب خاطر این حماقتم خودمو تبا نمیکردم



خاطره

سلام . من نظرات همهتون رو با دقت خوندم و برام هم خيلي محترم بود .
من خودم يه دخترم توي يه خانواده ي سرشناس ولي يك سال رابطه با جنس مخالف داشتم هنوز مطمئن نيستم ولي خيلي ميترسم كه نكنه پردم آسيب ديده باشه آخه براي ازدواج به مشكل برميخورم. ولي اون چيزي كه مهمه از لحاظ روحي خيلي آسيب ديدم همش نگرانم كه نكنه خانوادم بفهمن . گاهي اوقات آدم تاوان يه اشتباه رو تا آخر عمرش بايد بده ...
خيلي افسرده شدم ... خيلي غمگينم... هميشه تنهايم و محيط جمع رو دوست ندارم ... حسرت اون دخترهايي رو ميخورم كه پاك هستند و قبل از ازدواج با كسي رابطه نداشته اند.
كمكم كنيد ...
ولي حالا فهميدم كه ديگه به هيچ آقايي نميشه اعتماد كرد و آخر هر رابطه اي به اينجا ختم ميشه كه دختر همه چيزشو از دست ميده ...



فرزاد

من.موندممممممممممم.....اگه.حکمت.خدا.از.افرینش.بکارت.حفظ.جامعه.از.بیبندوباریه........پس.چرا.اینقد.این.پرده.اسیب.پذیره..........پس.تکلیف.اون.دخترایی.که.به.دلایلی.غیراز.سکس.پردشونو.از.دست.میدن.چیه........واقعا.تو.این.یه.مورد.دلم.واسه.دخترا.میسوزه.........



ندا

چرا باید نقش بازی کنم؟چرا باید ترمیم کنم ها؟ که ازدواج کنم؟ که بتونم مادر بشم؟نمیییییییییییییییییییخوام. اون کسی که اینکارو با من کرد منو رها کرد اصلنم براش مهم نبووووود که روحمو کشت. میخام ازاین کشور لعنتی برم



زهرا

نمیدونستم انقد دختر بدون پرده بکارت داریم . . . اصن دردامو یادم رفت؛ خدا صبر بده بهتون؛عذاب وجدان بد دردیه . . . :‏(‏



بهنام

سلام
بحث بکارت نیست
اما خداییش زور داره
من کلی خرج عروسی و سرویس طلا مهریه و.... بدم
بعد یه نفر قبل از من اومده با 4 تا پفک
و بستنی و لواشک حالشو برده، خداییش این انصافه؟ زن من دست دوم باشه اما پول نو رو از من بگیرن؟ خانوم شما عروسی نخواه مهریه خداد تومن نخواه، ما حرفی نداریم بکارت نداشته باش



حسین

سلام دوستان.
من چند ساله ازدواج کردم.
تو یه شهرستان شمالی زندگی می کنم. با وجودیکه دستم خیلی باز بود تا ازوداج خودمو به هر ضرب و زوری بود حفظ کردم تا به شریک زندگی آینده ام خیانت نکنم.
تو سالهای مجردی یه دفتر درست کرده بودم با عنوان "عاشقانه ها" سرمو باهاش گرم کرده بودم و تمام احساساتمو تو اون خالی می کردم به امید اینکه یه روز بدمش به عشق پاک و ابدیم.
همه بچه های دانشگاه به این دفتر و ذوق و شوقی که توش بود حسرت می خوردن. میگفتن خوش به حال همسر آیندت. تو دانشگاه هم چند سال رتبه اول علمی شدم. بعد سر و سامون دادن یه شغل رفتم خواستگاری همسرم که از قبل شناخت کامل ازش نداشتم ولی با برادرش که خیلی پسر معتقد و درستیه دوست بودم، سر خواستگاری حسابی با هم حرف زدیم و از همدیگه گفتیم و فرصت فکر کردن هم به هم دادیم.
با رضایت زیاد قبول کرد که باهام ازدواج کنه. وقتی عقد کردیم به نحوی عاشقش شدم که خدا میدونه. برا اولین بار وفتی دفترمو بهش دادم انقد سرد و بی اعتنا نگاش کرد که دنیا رو سرم آوار شد.
آخه فکر می کرد چون قدیمیه برا یکی دیگه درستش کرده بودم.
تو دوران عقد کم کم متوجه شدم که گوشی موبایلشو از من پنهون میکنه با یکی حرف می زنه.
اولین بار که با هم خوابیدیم متوجه شدم که....
به حقیقت فهمیدم مرز جنون کجاست
برام به قسم قران خورد که بعد فهمیدم دروغ بوده...
شب و روزم شده بود کابوس و کابوس و کابوس
ولی یه کلمه نازک تر از گل بهش نگفتم. چون دوسش داشتم.
اصرار کرد که عروسی کنیم
خیلی با خودم کلنجار رفتم خیلی متوسل شدم
دعا کردم از خدا خواستم راه درستو پیش پام بذاره کمکم کنه که زیر بار این فکر کمر خم نکنم
به این نتیجه رسیدم که اگه نتونیم باهم دوام بیاریم، حداقل تو دوران عقد از هم جدا نشده باشیم و برا اون خیلی بد نشه
آخه خونواده هامون خیلی آبرودار و محترمن
جشن عروسی مفصلی براش گرفتم.
چند ماهه که با هم زندگی می کنیم و از نظر بقیه زندگیمون خوبه؛ درامد خوبی دارم، همسرم هم ادعا میکنه که خیلی دوستم داره و این حرفا...
ولی تمام ثانیه های این سه سال ذهنم به شدت مشغوله که کسی که تا این حد برا خودش آزادی قائل شده میتونه قابل اعتماد باشه یا نه؟
رابطه عاطقی قبلیش تا چه حدی پیش رفته بوده و آیا برای یه دختر رابطه قبلی قابل فراموشی هست یا نه؟
واقعا توبه کرده یا ادای توبه کردنو در میاره؟
آیا با یه نفر رابطه داشته یا بیشتر؟
آلان رابطه دارند یا نه؟
و هزار تا فکر وحشتناک دیگه...
همه میگن تو این چند ساله خیلی شکسته شدی
ولی از کارایی که کردم پشیمون نیستم و جانب انصاف و شفقت رو نگه داشتم
چند وقتی فکر طلاق خیلی تو سرم وول میخوره...
خدایا کمکم کن
به قول جبران خلیل جبران:
خدایا به من شهامتی عظا فرما تا تغییر بدهم آنچه را می توانم تغییر دهم
آرامشی بده تا بپذیرم آنچه را نمی توانم تغییر بدهم
و بینشی عنایت فرما که تفاوت این دو را درک کنم.



امير

،نميدونم اين مساله چرا اينقدر مهم شده وقتي ميخايم حرف بزنيم حرفاي قشنگ ميزنيم وقتي ميخايم عمل كنيم برعكس من چهار ساله ازدواج كردم خانومم همون روز خواستگاري بهم گفت كه باكره نيست ولي من مشكلي با اين مساله نداشتم باري من صداقت بيشتر از بكارت مهم بودو هست



احساس

سلام من یه دختری هستم ک مث همه ی این دخترا گول خوردموفقط خاطره احساساتی بودنم بکارتموازدست دادم وحالا ک سال کنکورمه عذاب میکشمونمیتونم درس بخونم .الان عاشق پسری هستم ک بااین موضوع مشکلی نداره ومیگه منومیخادهرجورک باشم ولی میترسم ک ی روزی زدستش بدم خیلی میترسم چون من واقعا توبه کردم این حقه مادخترا نیس ک انقد بدخت باشیم .کاش پسرا دخترارو بخاطره ساده بودنشون میخواستن.



معصومه

سلام.منم یه دخترم ولی باز حق نمیدم به دخترا و یا حتی پسرا که قبل ازدواج انقد روابط عمیقی داشته باشن منم سختمه منم تنهایی عذابم میده ولی بازم خودمونگه داشتم چون میدونم که درنهایت خودم آسیب میبینم ویادمون باشه که خدا تو سوره نور میگه زنان پاک برای مردان پاک و زنان فاسد برای مردان فاسدند.پس برای ادمای پاک نگرانی ای وجود نداره البته دوستانی که یه لحظه یه اشتباه کردن نا امید نباشن خدا خودش میگذره و کمکشون میکنه.



فریاد

با سلام به همه تمام نظرات روخوندم من خودم دقیقا سه روز بعد از عقدم( اونم با کسی که فقط از روز اول خواستگاری دلباخته هم شدیم )عروسی کردم وتا الان که7 سال میگذره با هم خوبیم به نظر من باید با مردها صادق بود تو همه چیز الا تو مسائل چنسی و حتی تو دوست پسر داشتن .توجامعه ما کمند مردهایی که واقعا ظرفیت داشته باشند وبیشتر مردها حتی اگه قبل از ازدواج این مسئله رو قبول کنند بعدا به هر بهانه ای همینو میزنن تو سرت . دوستی دارم که توعقد عروسی کرد اونم بعد از یک سال وخونریزی نداشت حتی دکتر هم کفت که ارتچاعی بوده وشوهرش هم هیچی نگفت اما از سال 90 که رفت خونه خودش تا الان که سال 93 است ندیدمش اون شوهر بی ناموسش توخونه زندانیش کرده فقط بهخاطر یه ذره خون ندیده لعنت به مردهایی که اینجورین
اقا اگه شک داری یا مرده اون ذره خونی قبل لز عقد زنتو ببر دکتر تا بعدا با هر دعوایی حرف شب اولو نزنی یا اگه از اول چیزی نگفتی تا اخر همون جوری احترام خودتو نگه دار وممنون از مردهایی که حتی وقتی بفهمن زنشون باکره نبوده فوری دمشونو نمیزارن روکولشونو فرار نمیکنن



ندا

منم بعد 8سال پسرعموم ولم کرد دارم دیوونه میشم دست تنها چیکارکنم واسم دعاکنید حق اینهمه وفا داریم چی شد پاکی آبرو عمرم رفت.آخر مهر روسپی ب پیشونیم خورد.زن و مرو برابر نیستن.اگه آبروی خونوادم نبود میگفتم ب درک.اما......



مریم

سلام‏ ‏همه‏ ‏پیامارو‏ ‏خوندم‏ ‏ولی‏ ‏من‏ ‏انگار‏ ‏از‏ ‏همه‏ ‏بد‏ ‏بخت‏ ‏ترم‏ ‏من‏ ‏داییم‏ ‏بهم‏ ‏تجاوز‏ ‏کرد‏ ‏تو‏ ‏سن‏ ‏۱۰سالگی‏ ‏من‏ ‏بچه‏ ‏بودم‏ ‏الان‏ ‏۳۰سالمه‏ ‏هرشب‏ ‏گریه‏ ‏میکنم‏ ‏بخدا‏ ‏پناه‏ ‏بردم‏ ‏تا‏ ‏حالا‏ ‏دست‏ ‏هیچ‏ ‏کس‏ ‏بهم‏ ‏نخورده‏ ‏ولی‏ ‏چکنم‏ ‏بدبختم‏ ‏اون‏ ‏الان‏ ‏ازدواج‏ ‏کرده‏ ‏من‏ و‏ ‏بد‏ ‏بخت‏ ‏کرده‏ ‏من‏ ‏بچه‏ ‏بودم‏ ‏از‏ ‏کجا‏ ‏میدونستم‏ ‏پرده‏ ‏چیه...هیچوقت‏ ‏دکتر‏ ‏نرفتم‏ ‏میترسم‏ ‏ولی‏ ‏چکنم‏ ‏راهی‏ ‏دارم‏ ‏کسی‏ ‏میتونه‏ ‏کمکم‏ ‏کنه...چکنم



مهدی

ادمایی شدیم که دروغ تمام زندگی هامون رو گرفته شما باید با مردی ازدواج کنی که شرایط شما رو قبول داشته باشه نه مردی که اگر شرایط شما رو بدونه قبول نمیکنه شما داری در حق اون مرد بد میکنی



لاله

به نظر من دخترهای جامعه ی ما باید تمرین کنند که چیزی رو که هستم نشون بدن. اگر تجربه ای مربوط به گذشته بوده و تموم شده، باید این یک مرد هم یادبگیره که این رو بپذیره همون طور که هیچ پرده ی بکارتی برای مرد وجود نداره و رابطه ی پیش از ازدواج معمولا مردها رو از یک ازدواج خوب محروم نمی کنه. به نظرم باید صادقانه بهش بگید. اگه براتون واقعا مساله ایه مربوط به گذشته، اون مرد هم حق داره بدونه. شاید برای اون این طور نباشه. به نظرم اگه چنین نگرشی در دیدگاه اون مرد وجود داشته باشه، و اون طور که خودتون ادعا می کنید برای شما مساله ای نیست، بنابراین در صورت شروع یک زندگی با دروغ، همه ی عمر مجبور به پنهان کاری و تظاهر هستید.
وقتی محدودیتی برای مرد وجود نداره و مرد مورد نظرتون ممکنه پیش از دوستی با شما روابط دیگه ای هم در زندگیش بوده، پس نباید تبعیضی باشه.
به نظرم این تغییر دیدگاه رو خود دخترها با دست کم نگرفتن خودشون باید به وجود بیارن. دلیلی برای احساس گناه بیخود نیست.



علیرضا

بکارت مساله ای نیست
به شرطی که دخترا هم مهریه نگیرن.



حامد

افرین به علیرضا جان دخترا قبل از ازدواج اروپایی فکر میکنن وسکسو بد نمیدونن ولی موقع ازدواج یادشون میاد که مملکت قانون داره ووو مهریه و شیربها و شوهره پولدار و .............................



پری

من مادر دوتا دخترم یکی اول دبیرستان ویکی هم دانشجو. می دونم دوست پسر دارن ولی نمی دونم از نظربکارت تو چه وضعی هستن دختر بزرگترم رابطه مشکوک به رابطه جنسی هم داشته برا مطمعن شدن چکار باید بکنم وچطور این موضوع را باید مطرح کنم اگر مشکلی بو چکار باید بکنم اگر مشکلی ن%



سمیرا

من دختری هستم 28 ساله و همیشه خودمو حفظ کردم تا به حال با یه پسر حتی دوست نشدم با این وجود نداشتن بکارت رو دلیل پاکی نمیدونم. مگه ما زنها آدم نیستیم فقط مردها آدمن ، اونا هر کاری دلشون میخاد می کنند اصلا هم انظر جامعه مهم نیست اما خانوما حق ندارن احساس و عاطفه داشته باشن چون اونا آدم نیستن - فقط مردا آدمن - این چه عدالتی یه؟ به قول یکی از دوستان که گفت خیلی ها هستن پرده دارن ولی انواع و اقسام سکسها رو با انواع مردها دارن پس بکارت نشانه نجابت نیست انصاف داشته باشین



پروانه

سلام
کاش یکی اینجا پیشم بود وحالمو میدونست
کاش یکی میدونست چقد ازین خابهای بد میترسم
کاش.یکی میدونست چقد از مرد ام شرمنده ام
وقتی بهش بله گفتم میدونست چی شده.حتی قبل ازاینکه رسما بهم پیشنهاد ازدواج بده خبردارش کردم که نکنه بیاد وروش نشه زیرش بزنه.اما اومد و من به سادگی وباشوق قبول کردم
حس میکردم خدا توبه مو قبول کرده و این هدیه منه!!
اما روز به روز و لحظه به لحظه شرم حایل منو همسرم بود.
چندباری حرف زد اما بعد قسم خورد که منظوری نداشته.
خیلی خستم ازین کابوسای شبونم که همسرم بیدارم میکنه و میگه من اینجام!نترس!
وای خدا تو بیا وبگو من اون لحظه کوتاهعقل وهوشم کجابود
خدایا من اون لحظه که مادر همسرم اومد خونم و سراغ دسمال.... ازم گرفت چه حال بدی داشتم
وقتی رفت همسر اومد کنارم شروع کرد ماساژ دستام که انگار فلج شده بود سر و بی حس
خدایا تو میدونی توبه کردم تو میدونی ازوقتی همسر بهم دادی چطور تو دلم حرمتشو دارم
خدایا تو خیلی چیزارو میدونی که ایکاش همسر میدونست
ایکاش ترمیم میکردم و اصلا نمیذاشتم بفهمه که تا وقتی زندم راحت تو چشماش نگاه.میکردم
واون راحت منو توخونه تنها میذاشت!
هیچوقت اون لحظه کثیفو باور نمیکنم و ارزو میکنم هیچ دختری تو اون شرایط هستی شو نبازه.من شب عروسیم که باشکوه ترین شب زندگی هر دختریه فقط گریه کردم
نخندیدم وبرای همسرم ناز وعشوه نداشتم چون نمیتونستم
من باوجود ازاله بکارتم ازدواج کردم اما پشیمونم
از اون روز کثیف و یادش میمیرم وزنده میشم اما نباید به روم بیارم
من خستم از این کابوسایی که باگذشت شش سال با منه و روحمو عذاب میده
خستم از سه سال زندگی مشترک که توش جایی برای بالیدنم نیست جایی برای فخر و مباهات نیس
بخدا خستم همسرم هیچ انگیزه ای برای پدر شدن نداره و میگه دارم,...
خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااغلط کردم تو میدونی کمکم کن

توروخدا مراقب خودتون باشین
تورو خدا مراقب روحتون باشین
مراقب کفتارهای اطرافتون باشین
بزرگترین.ارزوم مرگه
اینا همه یه طرف
اونروز تو یکی از صفحات نت تصویر برهنه دختری رو دیدم که به شکل شگفت انگیزی شبیه من بود.بقدری شبیه که من شک کردم به خودم !! فقط زال زده بودم ببینم اون کیه فقط من نیستم!!!! ,.دارم به این فکر میکنم ایا اگر همسرم اون عکس رو ببینه باور میکنه که من نیستم یا با توجه به گذشته تاسف بارم اون عکس رو به من نسبت میده یا ...



بی نام

با خوندن بعضی از نظرات واقعا متاثر و ناراحت شدم و با خوندن بعضیاشون خشمگین . نامزد من قبل از رابطه ای که با من داشت با پسر زیاد رفت و آمد میکرد ، خلاصه بگم ، دوست پسر زیاد داشت .
اما همون اول اومد همه چیزو بهم گفت . و من از این بابت خوشحالم . بخشش خدارو در نظر گرفتم و پشیمونی خودشو و تمام گذشتشو کنار گذاشتم . خداروشکر الان زندگی خوبی داریم . عاشقشم . دوستش دارم . چون پشیمون بود بخشیدمش .
اما خانمی که ازش گفتین حتی پشیمون هم نیست از کاری که کرده . توبه خیلی شیرینه اما بعضیا شاید به خاطر غرور و شاید به خاطر هر چیز دیگه ای این کارو نمیکنن . توبه کنید ... خدا که ببخشه اگه طرف مقابلتونم خدا شناس باشه میبخشه ....
حضرت علی توی نامش به مالک اشتر میگه : اگه شب کسیو در حال گناه دیدی فرداش با همون دید نگاهش نکن ، شاید توبه کرده باشه و تو ندیده باشی



تنها

سلام

اینجا چه اقایون روشن فکر و منطقی میبینم کاش همه مردا اینطور بودن . من هم تو یک رابطه عشقی بکارتمو از دست دادم .با توجه به اینکه تو یک خونواده آبرومند و تقریبا مذهبی بزرگ شدم بهیچ عنوان نمیتونم با خونوادم درمیون بذارم . پشیمون که هستم ازینکه چرا چهار سال عمرمو صرف ی بیلیاقت کردم و محبتمو ریختم پاش.و متاسفم ازین که تو جامعه ای دارم زندگی میکنم ک مرداش ملاکشون برای ازدواج باکره بودنه .من 18 سالمه . و فقط افسرده و غمگینم کاش خدا حداقل ی راه نشونم میداد.



مژگان

جوابی به سیامک و شاید تمام دوستان
زندگی گذشته آدم ها به خودشون مربوطه. هم در مورد دختر هم پسر. تو اشتباه کردی که راجب گذشته دختر مورد علاقت تجسس کردی و او دختر هم اشتباه کرده راجب گذشته اش با تو صحبت کرده. آدم ها زمانی که شروع به یک رابطه جدید میکنن باید تمام افکار خودشونو از گذشته خودشون و فرد روبروشون پاک کنند چون مهم اینه خودت و اون شخص الان چجور آدمی هستید. و الان چطور رفتار می کنید. آدم ها مدام در حال تغییر هستند. مسئله ای مانند سکس هم در آقایون است و هم در خانوم ها . هر وقت تونستید در مورد باکره بودن آقایون ازشون سوال کنیم یا اثبات کنیم که باکره هستند.می تونیم جرعت کنیم از خانوم هام این سوالو بکنیم و بریم دنبال اثبات این قضیه.به هر حال باکره بودن نداشتن پرده نیست که بخواد مختص آقایون باشه یا خانوم ها. و گذشته از این حرف ها انسانیت مهمه که داره به فراموشی سپرده میشه. انسانیت یعنی روحی که به راحتی راجب زخم خوردنش حرف می زنیم و میگذریم ولی نمی تونیم راجب زخم جسم به راحتی حرف بزنیم وازش بگذریم؟! اون دختری که جسمش زخم خورده الان روحی داره که زخم عمیقی برداشته و هیچکس راجبش حرف نمی زنه



هستی

اینقدر راحت حرف نزنید و شعار ندید من راستگو بودم و همه چیز رو ب شوهرم گفتم و الان 7 سال میگذره هنوز نتونسته فراموش کنه و گاهی گریه می کنه دوستم داشت ک باهام ازدواج کرد اما باعث این نمیشه که گذشتمو فراموش کنه از ناراحتی اون من بیشتر از خودش داغون میشم مخصوصا اینکه خودش هیچ رابطه ای نداشته و از بچگی فقط منو می خواسته بارها بهم گفته کاش هرگز بهم نگفته بودی



شیما

من وقتی بچه بودم بهم تجاوز شد این چیزا حالیم نبود چه میفهمیدم بکارت یعنی چی فراموشش کردم تا دبیرستان که فهمیدم ای دل غافل پس موضوع اینه زندگیم ریخت به هم دیگه هیچ چیز اهمیتی نداشت تا اینکه فکر کردم عاشق ی پسری شدم اونم چه عشقی و ی رابطه عاشقانه پیش اومد بدون تفکر چه واسه من چه واسه اون اما نشد ازدواج کنیم چون خانوادم راضی نبودن . تصمیم گرفتم عاقل باشم اما کلا احساسیم نمیتونمم من ی عشق میخواستمو ی زندگی همین اما نمیشد حکمتشو اون لحظه درک نمیکردم. عاشق شدم واقعا عاشق شدم اما اینبار همه چیز خوب بود و خدا ناراضی،نشد نشد. به خاطر زیبایی و حسن رفتارم که به مهربونی شهره ام خیلی ها عاشقم شدن با یکی نامزد شدم که تو نامزدی به طور وحشیانه ای میخواست بهم تجاوز کنه و این کارو کرد و جدا شدیم چون خاطرات تلخی رو برام تازه کرد بعد از اون دلمو سپردم دست مردی که بعد از طریق دوستش فهمیدم که زن داره و بچه اعتمادم نسبت به همه ی ادما از بین رفت قید ازدواجو زدم اما پسری که همه زندگیشو در من میدیدو عاشقم شده بود و من همیشه وقتی در تنهاییم فکر میکردم یا جایی حرف شوهر مناسب میشد دلم میخواست یکی مثل اون واسه من باشه ،نه ،خود خودش واسم باشه ،بعد پنج سال از اشناییمون برگشت با همون اشتیاق که در گذشته داشت خواستگاری کرد ومن هیچی نگفتم نامزد کردیم هیچی نگفتم عقد کردیم اما نمیتونستم نگم دادخواست طلاق دادم اون مرد موجهیه از همه جهات ی شخص مهم در جامعه است نمیتونستم من زنش باشم دیگه باهاش حرف نزدم کشتمش تا اینکه قسمم داد همه چیز رو با همه ی جزییات گفتم و ازش خواستم فکر کنه و طلاقم بده گوشی رو قطع کرد فقط پنج دقیقه فکر کرد زنگ زد و گفت هیچی مهم نیست و مهم قلب و روح من هست و چیزی که هستم حتی به خانوادش که میخواستن من برم برای ازمایش وجود بکارت گفت که خودش با من رابطه داشته قبل ازدواج الان سه سال از ازدواجمون میگذره و ی بچه دارم عاشق شوهرم هستم اینقدر رابطه های بینمون عاشقانه است که روح من ترمیم شده من دیگه حتی کم کم جزییات گذشته رو دارم فراموش میکنم ،من با وجود اینکه پول برای جراحی داشتم و چندین بار هم رابطه داشتم نه اولی رو انجام دادم نه دومی رو پنهان کردم با گفتن همه حرفام مردی رو کنارم دارم که مثل کوه پشتمه و دلم بهش گرمه عاشقیم حقیقت با شکوهه از هیچ چیز نباید فرار کرد مادر بزرگم میگه ی سیب رو وقتی پرت میکنی هوا کلی دور میخوره تا بالاخره یکی بگیرش مطمین باشیم بارها ازموده میشیم اما همیشه اون چه که لایقش هستیم رو خداوند برامون رقم میزنه حالا چه بد چه خوب



گریه دارم خیلی

من تو گذشته لعنتیم بخاطراینکه یکیو خیلی دوسش داشتم نمیخواستم ولم کنه رابطه داشتم ولی بعد 3 سال فهمیدم ک همش دروغ بود فهمیدم که دروغگو بود و خیانتکاربود فهمیدم ممه زندگیش حرفاش کارش تحصیلاتش شخصیتش دروغ بود الان ازش متنفرم که بازیم داده بود.الان نامزد دارم به نامزدم راسشو گفتم میخواست بره ولی برگشت گفت خیلی دوسم داره گفت حماقت زندگیت بوده میبخشمت ولی گاهی عصبی میشه میگه وقتی یادش میوفتم دیوونه میشه گریه میکنه دوسش دارم نمیخوام ازدستش بدم چون میدونم خودشو خونوادش خیلی دوسم دارن.هنوز نتونستم خودمو ببخشم بخاطر گذشته ام شبا گریه میکنم میخواستم نامزدم عشق اولم باشه نه اون پست فطرت...الانم دارم گریه میکنم توروخدا واسم دعاکنید حالم خوب شه وگرنه نامزدمو ازدست میدم احساس ناپاکی میکنم



ی دوست

دوستان من برای صحبتای شما احترام قائلم و کمو بیش بعضیاشونو قبول دارم
اما هدف از ازدواج تشکیل خانواده است کسی که درمقابل شهوت نتونه خودش رو کنترل کنه و الوده گناه شه چه تضمینی هست که تو زندگی مشترکش به همسرش خیانت نکنه؟؟؟
اونجا هم برا خودش ی دلیل میاره که همسرم این عیب و داره و...
بنابراین پاکدامنی اینجاست که مهمه!!
و برای زن و مرد یکسانه
این تفکر اشتباه مردمه که برای پسران عیب نیست اما برای دختر عیب بحساب بیاد



س.ز

دختری که اعتماد میکنه قلبش فقط واسه اون میتپه میخواد از دستش نده میخواد بیشتر صداشو بشنوه ،واسه همین به خواستش نه نمیگه ،پسر میگه مواظب اون پرده هستم دختر بازم اعتماد میکنه،شب از شدت فشاری که به روحش وارد شده تا صبح توهم داره،مامانش نمیدونه کی و چی خاطر دخترش و آذرده دست رو سرش میکشه میگه چی شده ؟دختر جی بگه؟؟؟؟چی به مادر بگه ؟بگه دخترت تباه شد؟اینجا هم آروم نشدم



گلی

دختره ایرونیه و حجب و حیاش



علیرضا

سلام به نظرم اگر صداقت باشه دیگه هیجی هیچی مهم نیست







نام
ایمیل
وب سایت http://
نظر