پذيرش سايت > از زندگی > فالگير فالمو بگير!
چند قدم از دکهي روزنامهفروشي دور نشده بودم که ديدم دو دختر جوان با شور و اشتياق به مطالب مندرج در مجلهاي که در دست داشتند، توجه نشان ميدهند. نزديکتر که شدم، شنيدم که يکيشان با صداي بلند ميخواند: ... اصلاْ جاي نگراني نيست... فقط بايد انتظار بکشيد و اميدوار باشيد...
متوجه شدم که صفحهي پيشگويي را ميخوانند!
پ.ن. نه ! اصلاْ فکر نکنيد که من خودم اصلاْ علاقمند و پيگير پيشگوييها و فالبينيها نيستم و حالا دارم اين دختران جوان را به باد تمسخر ميگيرم! مخصوصاْ از زماني که ديدم جادي عزيز فال تاروت را معرفي کرد و ... علاقهمندتر هم شدم :) فقط هنوز نفهميدم راز و رمز اين کار چيست که اين همه جذاب است! اگر بخواهم ژست و اداي جامعهشناسانه درآورم ميگويم احتمالاْ تمام کارکرد گوشدادن به فالها اميدواريهايي است که به افراد داده ميشود که در ذهن و به تبع آن عملشان تأثير مثبت باقي ميگذارد. و صد البته در ايام فشار و درماندگي و نااميدي مراجعات و روي آوردنها به فالگيرها افزايش مييابد. شما چه فکر ميکنيد؟!
پ.ن. ۲. خير! من هم معتقدم اين گره کار ما با هيچ فالي باز نمي شود! بيخود به خودمون اميدواري نديم :)
نظرات
|
کامنت مشترک: حامد صادقی صفت در مورد پروژه بحث مشترک پرسیده: ما دقیقاً باید چیکار کنیم؟ 1- بایدی در کار نیست. به قول خودت گفتگو جوششی است نه کوششی. ولی جدی ضرورتش رو حس نمی کنی؟ گفتگو بین وبلاگ ها، گفتگوی نسبتا جدی، که ما هم بتونیم ازش یاد بگیریم و دیگران؟ 2- دقیقاً؟ هیچ چیز دقیقی وجود نداره. من نکته هایی به نظرم رسید که خوبه رعایت بشه، و وبلاگ هایی به نظرم رسید که خوبه دعوت بشن و ناظر و کنترل کننده ای که بحث رو مدیریت کنه. این خود شماها هستین که موضوع بحث، ضوابط بحث، شرکت کنندگان و ... رو مشخص می کنین. پس خود تو هستی که میتونی توی وبلاگ های مورد نظرت کامنت بگذاری یا بهشون ایمیل بزنی و با هم نشست و برخاست کنید و قرار و مدار بذارین. من فقط به وبلاگها (علف هرزه و روژینا و روسپیگری و از زندگی و هر وبلاگی که شما ها توی این پروژه دیالوگ وبلاگها وارد کنین و نام ببرین) سر می زنم تا ببینم بحث جمعی کی شروع می شه. اونوقت من هم طبق ضوابطی که شما ها میگید، در بحث شرکت می کنم. مطمئن باش خیلی کسان دیگر هم میان. فقط برای من این مهمه: نیرو و استعداد پراکنده وبلاگ نویسان ما هدر نره، در انجمن هایی جمع بشه و با صدای بلندتری به گوش دیگران برسه. |
|
ولي جالبن نه؟ |
|
دوستان من دانشجويي خانم دکتر نيستم که بخواهم تملق کنم اما احساس مي کنم ايشان با زيرکي خاصي حرف هايشان را با تواضع بيان مي کنند و دلايل مسائل را مي گويند !!! |
|
سلام خانم دکتر ببخشید ولی می خوام از شما سوالی بپرسم :چرا در وبلاگ شما هیچ خبر تحلیل یا حتی لینکی به دستگیری گسترده زنان جلو ی دادگاه انقلاب وجود نداره؟ از زندگی: سلام محبوبه جان برای این که من متاسفانه آدم ترسو و محافظه کاری هستم |
|
من اصلا اعتقاد نداشتم / ندارم . يک بار براي خنديدن رفتم و نمي دونم چي شد که اولين جمله اي که گفت درباره ي يکي از اتفاق هاي خاص چند روز پيشم بود و همين طور که ادامه داد و ... خيلي از مواردي که گفت درست بودند . من نمي دونستم چرا اين طور شده . اما فکر مي کنم به خاطر گفتن اولين جمله اش شايد نوعي تلقين در من به وجود اومد . اما با اين حال هنوز نمي تونم اعتقاد داشته باشم ... نمي دونم :دي . |
|
فال ... آره، گاهی وسوسه میشود آدم که خودش را برای لحظهای بسپارد به دست گول! و دروغی که خودت گفتهای را باوری باید ... تنها به بهای صد تومان ... صد تا تو، من، ما ... و منهای آنها ... سلام! |
|
سلام // من فالگير ها را دوست ندارم ٬ و به فال هم بي اعتقادم ٬ اما يک دوست فالگير و آينده بين دارم٬ ليسانس رياضيات محض دارد و قبلا توي تاکسي سرويس کار مي کرده ٬ اما حالا با همکاريِ همسرش اين جوري کسب درآمد مي کند و زندگي اش خدار رو شکر خوب است. // جريان تعارف ها که نوشته بوديد به دلم نشست ٬ راست گفته ايد ٬ الان ميگوييم نوکريم و نيم ساعت نشده تا طرف رفت دو تا فحش نثارش مي کنيم٬ اين چه ارادتي است ٬ نمي دانم.// يا حق |
|
براي ما فال نشد٬ ولي قال شد! در وبلاگ جادي گزارشات خوبي در مورد افغانستان خواندم. با توجه به اين که برخي از اساتيد همکار قرار است کاري مشابه کار جادي عزيز را - البته در حوزه هاي ديگر- در آن کشور انجام دهند٬ خيلي خوب است اگر اين نوشته ها را آنها هم بخوانند. ولي در محيط رسمي نمي شود خيلي هم غيررسمي بود! فعلا براي ايشان يک کامنت گذاشته ام تا ببينم آيا اجازه سانسور مي دهند؟! مي بيني محبوبه! آدم هاي ترسو و محافظه کار کم نيستند! |
|
سلام دوستان.فکر می کنم این کنجکاوی که همه تو دلمون داریم واسه اینه که می خوایم بدونیم زندگیمون چی میشه و مخصوصآ تو حاشیه عشق و ازدواج و بیماری یا مثلا مرگ ، حتی بعضیامون می دونیم راست نیست ولی واسمون جالبه شاید واسه اینه که دنباله یه امیدی نشونه ای چیزی هستیم. فقط می گم همه چی دست خداست و ما سرنوشتی داریم که فقط به دست خدا و با دعامون تغییر می کنه پس ذهنمون و درگیر نکنیم..! با تشکر از شما |
لينکهای روزانه[آرشیو]
دومین همایش کنکاشهای مفهومی و نظری درباره جامعه ایران
.
احترام!
.
سیروان
.
واژگون
.
کاکلی
.
دامون
.
دلتنگی
.
لينکها
تگ ها
آرشيو ماهيانهمارس 2013
فوریه 2013
ژانویه 2013
دسامبر 2012
نوامبر 2012
اکتبر 2012
سپتامبر 2012
آگوست 2012
جولای 2012
جون 2012
می 2012
آوریل 2012
مارس 2012
فوریه 2012
ژانویه 2012
دسامبر 2011
نوامبر 2011
اکتبر 2011
سپتامبر 2011
آگوست 2011
جولای 2011
جون 2011
می 2011
آوریل 2011
مارس 2011
فوریه 2011
ژانویه 2011
دسامبر 2010
نوامبر 2010
اکتبر 2010
سپتامبر 2010
آگوست 2010
جولای 2010
جون 2010
می 2010
آوریل 2010
مارس 2010
فوریه 2010
ژانویه 2010
دسامبر 2009
نوامبر 2009
اکتبر 2009
سپتامبر 2009
آگوست 2009
جولای 2009
جون 2009
می 2009
آوریل 2009
مارس 2009
فوریه 2009
ژانویه 2009
دسامبر 2008
نوامبر 2008
اکتبر 2008
سپتامبر 2008
آگوست 2008
جولای 2008
جون 2008
می 2008
آوریل 2008
مارس 2008
فوریه 2008
ژانویه 2008
دسامبر 2007
نوامبر 2007
اکتبر 2007
سپتامبر 2007
آگوست 2007
جولای 2007
جون 2007
می 2007
آوریل 2007
مارس 2007
فوریه 2007
ژانویه 2007
اکتبر 2006
سپتامبر 2006
آگوست 2006
جولای 2006
جون 2006
می 2006
آوریل 2006
مارس 2006
فوریه 2006
ژانویه 2006
دسامبر 2005
نوامبر 2005
اکتبر 2005
سپتامبر 2005
آگوست 2005
جولای 2005
جون 2005
می 2005
آوریل 2005
مارس 2005
فوریه 2005
ژانویه 2005
دسامبر 2004
نوامبر 2004
جستجو